بررسی حافظه جمعی شهر تهران-پایان نامه ارشد مطالعات فرهنگی

دانلود متن کامل پایان نامه

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده علوم اجتماعی

گروه مطالعات فرهنگی

پایان نامه کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

 

بررسی  حافظه جمعی شهر تهران

 

استاد راهنما:دکتر ابوتراب طالبی

استاد مشاور:دکتر ابراهیم توفیق

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

چکیده

این نوشتار، در پی پاسخ به پرسشی بنیادین در خصوص پدیده ی شهر – در اینجا شهر تهران-آغاز شد؛ پرسشی در باب چگونگی امکان تبیین هویت شهر تهران، با اتکا بر این پیش فرض که تهران واجد هویتی معین است. هویتی خاص خود که مندرج در تاریخ تحول آن از آغاز پایتخت بودنش تا به امروز، هستی متمایزی را برای آن رقم می زند و برای دست یابی بدان ناگزیر از واکاوی تاریخ درون بود(immanent) این شهر خواهیم بود. از این روی در این نوشتاربیرون از نگرش تکاملی و غایت شناختی رایج، به منظور بررسی تاریخ تحول شهر از بستری سنتی به ساختی مدرن، شهر را در جریان ورود مدرنیته بررسی می کنیم، که در اینجا لحظه­ی گسست آغازین تحولات شهری تلقی می گردد. لحظه­ای که گفتمان مسلط چنان بر ساخت و منظر شهر دست می­برد که بازگشت به ساخت پیشین را ناممکن می­سازد. این دوره، دوره پهلوی اول است که از دریچه ی تحولات برآمده ذیل سیاست­های کلان توسعه ای گفتمان حاکم مورد بررسی قرار می گیرد نه آنچه نیات گفتمان مسلط در ایجاد تغییر است. مراد از تحولات نیز، برجسته ساختن گسست و تفاوت در ساخت و الزامات شهر بوده چنان که مورد نظر زیمل و گیدنز در خصوص مقتضیات شکل­گیری کلان شهر و  زمان و مکان مدرن و تجلی آنها در صورت بندی شهر مدرن است که در پی آن تحولی در معنا و هستی شهر محقق می گردد. این تحول معنا، با اتکا بر آرای یاکوبسن در خصوص متن در قالب تلقی شهر به مثابه­ی متن تشریح شده است. متنی که اجزایش در رابطه­ی هم نشینی و جانشینی، معنایی را به ذهن متبادر می­سازد و حافظه­ای را برمی­سازد و تداعی می­کند که مشروعیت بخش ارکان گفتمان حاکم است. با تاکید بر نظریه حافظه هالبواکس، خلق معانی در این متن جدید را به واسطه ی ابداع سنت که در پی برساختن حافظه­ای از بالاست شرح داده­ایم، سنتی که به هیچ عنوان هم ارز تجربی گذشته نیست، بلکه برساخت گفتمانی گذشته­ای ست که می کوشد حافظه­ا­ی را بر متن شهر جعل کند.واژگان کلید:شهر، گفتمان، مدرنیته،حافظه، ابداع سنت،

پیشگفتار

تاکنون تاریخ نگاری دویست ساله ی پایتختی تهران همواره نزد شهرسازان بوده است.  از این روی، رویکرد غالب نوشته های موجود در این زمینه تا حد بسیاری بر اساس علم شهرسازی نظم یافته است. طبیعی ست که در چنین منظری شهر نه در مقام یک هستی فرهنگی بلکه به منزله ی نوعی کالبد زیستی فهم می گردد که  هر گونه قابلیت هویت بخشی فرهنگی- اجتماعی را از آن سلب می دارد.به این مناسبت، این نوشته متکی بر رویکردی ست که تاریخ تهران را بیرون از سنت امپریستی و یا منظری صرفاً شهرسازی، مورد بازخوانی قرار می دهد تا تفسیری سوبژکتیو را با هدف تبیین، دنبال کند. «بی هویتی، اضطراب، سرگشتگی، تکثر، پیچیدگی و عدم تعلق، خصلت زندگی درکلان شهر[1] مدرن است. گویی در چنین الگویی شهر توان بازگو کردن خویش را نمی یابد و در فرایند توسعه و تغییر، مکان های آشنا، تداعی خاطرات و رد پای گذشته مدام محو می شوند و  "هر آنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود"»(به نقل از مارکس در برمن،1381:13).در حقیقت در دوران مدرن، از زمانی که فرد در مقام سوژه به شهر هویت می بخشد و از آن هویت می یابد، شهر از حصار برج و بارو، و نظم کهن خارج می شود و به مثابه ی ابژه ای متکثر، گسترده و پیچیده تجلی می یابد که از یک سوی، در خوانش کنشگران و از دیگر سوی به واسطه ی اقدامات گفتمان مسلط، نظم و معنایی نوین می یابد و در هر دوره باز تعریف و از نو صورت بندی می شود.  این صورت بندی ها چنان تکه هایی بر آمده از  انقطاعات گذشته  شهر، هر بار بر اساس نظمی جدید به یاد آورده می شوند و یا به هاله ای از فراموشی سپرده می شوند تا حافظه ای را بر پایه ی امتداد امروز به تکه هایی گزینش شده از گذشته بر بسازند و بر اکنون،مشروعیت بخشند.به این اعتبار، شهر همواره نظام تداعی گر معانیست،نظامی که به مثابه ی تجلی گاه پیشرفت و محمل رخداد مدرنیزاسیون، بستری فراهم می آورد تا در هر دوره، نماد شناسایی فرهنگی و اجتماعی جامعه و نیز یکی از ستون های اصلی تجلی گفتمان مسلط بر شمرده شود.منظومه ای از معانی فرهنگی و گفتمانی به واسطه ی نام ها، نشانها، یادبودها و بناها، مابه ازایی مکانی و عینی می یابد و  بر پیکر شهر متجلی می شود. تا در دوران جدیدبا ورود معانی تازه- مدرنیزاسیون، ترقی، تکثر و سرعت-  در تمایز با دیگر معانی پیشین و موجود، مختصات خود نسبت به گذشته را آشکارسازند. به این اعتبار، خصلت تداعی گری شهر مبتنی بر تاثیر تمامی عناصر کالبدی شهر و مصنوعات آن در برساختن این معانی ست یعنی مابه ازای مکانی و کالبدی معانی گفتمانی و فرهنگی. تا آنجا که حضور و غیاب هر یک از آنها- مکانها، نمادها، نام ها و یادبودها- تعیین کننده ی کیفیت و چگونگی دلالت معنای کلی شهر خواهد بود. به واقع، به نظر می رسد این معانی، آنگاه که در سطحی گفتمانی برساخته می شوند، حس تعلق و تداوم را در الگویی متناسب و همبسته با ارکان خود بر می سازند و بر کل جامعه تحمیل میکنند. از این حیث شهر در مکانها، سبک معماری،  رویدادهای جمعی، یادبودها، ادبیات، سینما و ...  موجودیت و هویت خویش را به نوعی حفظ می کند، باز می نماید و یا متجسد می سازد. هویتی که ویژگی خاص هر شهر است و به نظر می رسد یکی از ظرفیت های هویت بخش/ یاب آن، شاکله های مکان های شهری ست. بر این مبنا باید دید که آیا مکان تنها به کالبدی ساختمانی قابل تقلیل است؟ چگونه مکان دلالتی گفتمانی-فرهنگی پیدا می کند؟ به چه صورت حافظه ی جمعی گفتمانی در مکان عینیت می یابد؟ چگونه گفتمان عینیت یافته در مکان خود را به صورت معنایی نمادین متجلی می سازد؟ و از این رهگذر چگونه می توان با تاکید بر این نظام تداعی گر، به طرح نظری وجهی از هویت شهر نزدیک شد؟بر این اساس گویا خوانشی جدید از فضاها به مثابه ی وجهی از معنای شهر- در بستر پیچیده و هر دم متغیرش از واحدی تعین یافته و منسجم در الگوی سنتی آن به کلان شهری مدرن، گسترده و متکثر-طرح پرسش هایی اساسی در باب چگونگی تمایزیابی/بخشی و امکان ایجاد هویت یابی/بخشی یک شهر را می تواند محقق کند. زیرا شهر همواره در مولفه هایی چون شرایط اقلیمی، موقعیت جغرافیایی، ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، فضاهای نمادین و حافظه تاریخی و جمعی، محتوا و کالبدی ویژهرا از خود نمایان می کند و بخش تاثیر گذاری از این مولفه ها؛ نمادها، یادبودها و سبک معماری بناهاست که در هر دوره فضای شهر را به لحاظ کالبدی و نیز ذهنی، متعین می سازد. فهم و بررسی این امر، معنای نمادین فرهنگی- اجتماعی شهر و به این ترتیب شناخت وجهی از هویت شهر را میسر خواهد ساخت. اما تحقق صورت بندی نظری معنای این فضای نمادین، متضمن دو مرحله است، در وهله ی نخست ارکان و عناصر گفتمانی ای بررسی می شوند که  شرایط ایجاد ظرفیت های وجود چنین مکان_ فضاهایی[2] در این سطح را ضروری می سازند. از آن جا که هر گفتمان، ضرورتاً نگاهی هستی شناختی دارد در نتیجه بر مبنای روابط قدرتی همبسته ی خود، دانشی/شناختی درباره ی جهان تولید می کند که این شناخت، به واقعیت دست می برد و آن را بازتعریف می کند، مطابق با چنین بازتعریفی مکان های پیشین در چارچوب گفتمانی جدید یا دوباره پیکر بندی می شوند و یا شرایط غیاب بر آنها تحمیل می گردد.از سویی دیگر این هستی بازتعریف شده،مکانهایی جدید را نیز اقتضا می کند که گفتمان مربوطه، پیش از این، شرایط ایجاد آن را مهیا کرده است. با این درک، در وهله ی دوم بر مبنای فهم حاصل از مرحله ی اول، نوع و شیوه ی مصرف این مکان _فضاها از سوی کنشگران اجتماعی مورد پژوهش واقع می شود. زیرا فهم این کنشگران از واقعیت هستی، از مجرای شعور عامه[3]صورت می گیرد و  محتوای شعور عامه نیز بنا به تعریف از عناصر متعارض و حتی متضاد تشکیل شده است. بنابراین در شعور عامه آگاهی هایی از زمان های متفاوت تاریخی که به لحاظ منطقی ناسازگارند، توامان وجود دارند. به این ترتیب در حالی که هرگفتمان در درون خود به منزله ی نظامی روایی از انسجام  و قدرت تبیین کننده گی برخوردار است و به بیان دیگر ناب است، شعور عامه هر امر نابی را با ترکیب با عناصر دیگر آگاهی-که متعلق به حوزه های گفتمانی دیگری هستند-، ناسازگار می سازد و از این روی از آن ناب زدایی می کند.بنا بر آنچه گفته شد، هر گفتمان در فرایند بازتعریف هستی شناختی اش قائل به تعریفی خاص از زمان حال، آینده و گذشته است که بنا به این تعریف معین می کند هر یک از این زمان ها در چه قالبی در آگاهی کنشگر اجتماعی پدیدار شوند. بنابراین یک گفتمان بنا به ارزش هایش در زمان حال، نسبت به گذشته، حافظه و فراموشی تولید می کند و از سویی دیگر مسیرهای ممکن  برای آینده را پیش بینی و تعیین می کند.از این روی، علیرغم این واقعیت که حافظه از حیث اجتماعی سازمان دهی و میانجیگری می شود، هیچ گاه حافظه ی فردی ما به طور کامل عرفی و استاندارد نمی شود. به این معنا که در این سطح حافظه نه در یک کلیت تعین یافته، بلکه مجموعه ای ست از آنچه که در سطح گفتمان بر جامعه تحمیل می شود و آنچه که کنشگران اجتماعی در نتیجه مقاومت و یا پذیرش تحمیل وارد شده، بر مبنای گروه های اجتماعی شان به شکل های مختلف صورت بندی کرده اند.به نظر می رسد به این ترتیب بتوان با ساخت و پرداخت نظری این دو مرحله امکان ارائه ی طرحی شماتیک از حافظه جمعی هویت شهروندان شهر تهران را فراهم آورد.با توجه به این دو مرحله و لزوم مطالعه ی مکان ها در شهر، در این پژوهش می کوشیم تا وجه اول صورت بندی نظری معنا یعنی سطح گفتمانی را مورد مطالعه قرار دهیم. حافظه گفتمانی ای که در مکان درج شده و عینیت می یابد. از این حیث، نوع جای گیری مکان در سطح شهر، سبک معماری بناها و کارکرد تعیین شده برای چنین مکان هایی، شمار این مکان ها، تاکیدگذاری بر این مکانها، نسبت این مکان های جدید با مکان های پیشین تا اندازه ای در پی ابداع نوعی، سنت جدید اند تا حافظه ای جمعی را بر بدن شهر حک کنند. در اینجا منظور از ابداع سنت، یکی از رهیافت های مهم بر حافظه است، معطوف به تولید عامدانه سنت هایی که از سوی دولت و سیاست مسلط برای حفظ مشروعیت و ایجاد نظم جدید بر افراد تحمیل می شود. در چنین روندی یکی از روش ها برای تثبیت سنت جدید، نام گذاری، معماری،  ایجاد بناهای یادبود و نمادین و نیز ایجاد و گسترش مکان هایی عمومی با کارکرد هایی جدید است که از سویی دیگر بررسی مکانهایی که در سایه ی سلطه ی حضور این مکان های جدید، محو می شوند را نیز واجد دلالت معناداری می کند.دیالکتیک میان حضور و غیاب چنین مکان هایی گویای نظام مبتنی بر دانش –قدرتی است که گفتمان مسلط را بر می سازد و از این میان "دیگری" خود را به وجود می آورد. ما به ازای حضور و غیابی از این دست در مقوله ی مکان، با دوگانه ی یادآوری و فراموشی در بحث حافظه نسبتی مستقیم دارد. به این معنا که حضور برخی مکان ها به منظور حفظ و تایید ارکان گفتمان مسلط در آگاهی افراد صورت بندی می شود و از سویی دیگر با حذف مکان هایی دیگر به لحاظ کارکردی و کالبدی، بر قسمت هایی از حافظه افراد فراموشی تحمیل می کند.در واقع، چنان که پیش تر هم اشاره شد، گفتمان، سنتی ابداع می کند تا بتواند به الزامات قدرت و نیازهای کنونی اش پاسخ گوید و برتداوم حضور خویش مشروعیت بخشد.   سپاس … خطوط این پایان نامه رد استادان و دوستانی ست که در تمام این سال های تحصیل همراه من بودند. جناب آقای دکتر ابوتراب طالبی که پشتوانه و راهنمای این رساله بودند و آقای دکتر ابراهیم توفیق که مشاور این پروژه و معلم تمام لحظه های زندگی ام هستند. و سپاس از جناب آقای دکتر شیخی بخاطر داوری همدلانه و راهنمایی های ارزنده شان.تحصیل در دانشگاه علامه طباطبایی یک اتفاق بود به واسطه ی آشنایی با دوستان و استادانی که هم گام شدند و مسیر زندگی ام را تغییر دادند. دکتر علی مرادی که مرا یاری داد. امیر خراسانی به خاطر حضور صبورانه اش و دانشی که بی دریغ در اختیارم گذارد. کامران، نرگس، فروغ، پویا،یاسمن، مهدی، فیروزه، حسام، مهناز، حمید، علی و فرناز که در نگارش این رساله هم فکر و یاری دهنده من بودند.هم چنین سپاس بی پایان از خانواده ام که همواره در کنار من ایستاده اند و حامی تردید ها و تناقضات من بوده اند، مادرم که آزادی را به من هدیه کرد و خواهر و برادرانم که امنیت زندگی ام بوده و هستند.         فهرست مطالبفصل 1: 171-1-مقدمه. 181-2-طرح مسئله. 181-3- اهمیت وضرورت تحقیق.. 211-4- هدف پژوهش.... 221-5- پیشینه تحقیق.. 231-5-1- تاریخ غیرمفهومی.. 261-5-2- رویکردگذارمحور: تهران در ابهام آبادی یا کلانشهر. 281-5-2-1- نوستالژیک: میل به شهری که دیگر نمی تواند باشد. 301-5-2-2- یوتوپیک: شهر در سایه ی شهر فرنگ... 321-5-3-  خلط مفهومی پدیده شهر. 341-5-4-کژنمایی شهر در دوگانه ی عرصه ای زیسته یا فضایی نمادین.. 361-5-5-تقلیل شهر به سیما و کالبد. 381-6- موخره 41فصل2. 422-1-مقدمه. 432-2- تعریف مفاهیم. 432-2-1-شهر. 442-2-1-1- شهر به مثابه ی متن.. 462-2-1-2- شهر به مثابه ی فضایی نمادین؛ شهر، رویداد، نمادها 472-2-2-گفتمان. 482-2-2-1- گفتمان مسلط : گفتمان مبتی بر دانش- قدرت... 502-2-2-2-گفتمان و ایدئولوژی.. 512-2-2-3-گفتمان مدرنیزاسیون آمرانه. 522-2-2-4-شهر و گفتمان مدرنیزاسیون. 542-2-2-5-روایت گفتمانی به مثابه روایتی تاریخی.. 552-2-3-حافظه. 572-2-3-1-انواع به خاطر آوردن. 582-2-3-2-اهمیت حافظه. 592-2-3-3-تاریخ تکوین حافظه. 602-2-3-4-رویکردهای مربوط به حافظه. 622-2-3-5-حافظه و زمان. 702-2-3-6-حافظه و تاریخ.. 712-2-3-7-گسست: تداوم تاریخی از خلال تداوم در حافظه. 732-2-5-مفهوم تجربه. 752-2-6-مکان. 772-2-6-1-حافظه، تداعی، مکان. 792-2-7-مفهوم درون ماندگاری.. 802-2-8- مقتضیات کلان شهر. 822-2-8-1-فاصله گیری زمانی-مکانی.. 832-2-8-2-مفهوم از جاکندگی گیدنز. 852-2-8-3- بی نشانی در کلانشهر. 872-3- موخره 92فصل 3. 953-1-مقدمه. 963-2- مولفه های شهر در مقام متن.. 1013-3- موخره 106فصل 4: 1074-1- مقدمه. 1084-2-تاریخ تکوین تهران. 1094-2-1-تهران: دهی کوچک.... 1104-2-2- دارالخلافه ی ناصری.. 1164-2-3-چهل سال سکوت تحولات شهری.. 1224-3- تهران: پایتخت، مدرن می شود. 1274-3-1- تهران ناصری.. 1324-3-1- مناسبات و ساخت شهری دارالخلافه ناصری: 1344-3-1-1- ساخت محله ای دارالخلافه ناصری.. 1354-3-1-2- مراکز غیر محلی و فرا محلی در دوره ی ناصری.. 1414-3-1-3- حصار جدید عهد ناصری در تهران. 1514-3-1-4-بلدیه دارالخلافه ناصری.. 1564-3-2- تهران پهلوی اول. 1614-3-2- 1-ساخت و الگوی شهری تهران عصر پهلوی اول. 1624-3-2- 1-1- ناحیه بندی.. 1704-3-2- 1-2- احداث خیابانها و میادین.. 1764-3-2- 1-3- ایجاد نوعی مرکز نیرومند شهری فراشخصی درون مرکز شهر پیشین.. 1914-4-2-3-1- نسبت مکان های جدید به مکانهای پیشین با تاکید بر کاربری.. 2384-3-2- 1-4-تغییر بنیادی مدیریت شهری و حرکت به سوی مداخله ی حداکثری در مناسبات شهر (باز تعریف بلدیه) 2414-4- محتویات و ارکان گفتمان دوران پهلوی اول. 2504-5-موخره: 257فصل 5: 2585-1- مقدمه. 2595-2- ابداع سنت از سوی گفتمان مسلط.. 2605-2-1-ابداع سنت جدید درون گفتمان پهلوی اول بر شهر. 2605-3- موخره 289منابع و پیوستها 292فهرست منابع. 293منابع انگلیسی.. 299  فهرست نقشه هانقشه شماره4- 1- روندتوسعه و تکوین تهران از ابتدا تاکنون. 109نقشه شماره 4-2- ساخت شهر تهران در دوره صفویه و زندیه. 112نقشه شماره 4- 3- نقشه دارالخلافه تهران، تهیه شده توسط برزین (جهانگردروسی) به سال 1269 ه.ق 114نقشه شماره 4-4: ساخت شهرتهران از آغاز دوره قاجار تا زمان ناصرالدین شاه 115نقشه شماره 4- 5- نقشه دارالخلافه ناصری،تهیه شده توسط کرشیش (استاد اتریشی دارالفنون، 1274 ه.ق) 118نقشه شماره4- 6- نقشه دارالخلافه ناصری بعد از توسعه دروازه‌ها، تهیه شده توسط نجم الملک، به سال 1309 ه.ق.. 120نقشه شماره4-7- ساختار شهر تهران در دوره سلطنت پهلوی اول. 130نقشه شماره4- 8- ساخت شهری دارالخلافه ناصری.. 134نقشه شماره4-9- ساخت محله بازار......................................................................................118نقشه شماره 4-10- ساخت محله چاله میدان. 136نقشه شماره 4-11- ساخت محله عودلاجان. 137نقشه شماره 4- 12- ساخت محله سنگلج.. 138نقشه شماره4- 13: دروازه ها و قلمرو شهر دوره ناصری.. 151نقشه شماره4- 14-تهران عهد پهلوی، تهیه شده توسط سرهنگ غفاری (نقشه به این نام امضا شده)، به سال 1323 ه.ش.... 162نقشه شماره4- 15- نقشه سیر تحول شبکه ارتباطی شهر. 177نقشه شماره4- 16- خیابان بندی دوره پهلوی اول. 183نقشه شماره4- 17- جایگیری میادین به جای دروازه های عهد ناصری.. 185نقشه شماره 4- 18- سیر تحول کاربری و خدمات اداری.. 192نقشه شماره 4- 19- سیر تحول کاربری تجاری.. 192نقشه شماره 4-20- سیر تحول کاربری نظامی-حکومتی.. 193نقشه شماره 4-21- سیر تحول کاربری مذهبی.. 194نقشه شماره 4-22- سیر تحول کاربری آموزشی.. 195نقشه شماره 4-23- سیر تحول کاربری های فرهنگی.. 196نقشه شماره 5-1- همنشینی/ جانشینی عناصر در خیابان شاهرضا 275نقشه شماره 5-2- همنشینی/جانشینی عناصر در خیابان فردوسی.. 279نقشه شماره5-3- همنشینی/جانشینی عناصر خیابان لاله زار. 283نقشه شماره5-4- همنشینی/ جانشینی عناصر میدان سپه. 286   فهرست جداولجدول شماره 4-1- تاسیس کارخانجات پهلوی اول. 166جدول شماره 4-2–بانک های تاسیس شده در دوره پهلوی اول. 168جدول شماره 4-3-  مکانهای جدید (احداث مراکز دولتی، خدماتی و فرهنگی) 168جدول شماره4-4- توسعه شهر در نتیجه احداث خیابانها 181جدول شماره 4-5-  میدانهای قدیم و جدید در دوره پهلوی اول. 186جدول شماره4-6- فراوانی اماکن در سطح نواحی ده گانه. 200جدول شماره 4-7–نسبت مکانهای تازه تاسیس دوره پهلوی اول با مکان های پیشین.. 240جدول شماره4-8- تصویب قوانین جدید در دوره پهلوی اول. 248جدول شماره 5-1–معماران مهم دوره پهلوی اول و آثار آنها 266جدول شماره 5-2-محور همنشینی/جانشینی خیابان شاهرضا 276جدول شماره5-3- محور همنشینی/جانشینی عناصر خیابان فردوسی.. 280جدول شماره5-4- محور همنشینی/جانشینی عناصر خیابان لاله زار. 284جدول شماره5-5- محور همنشینی/جانشینی عناصر میدان سپه. 286جدول شماره5-6- محورهمنشینی/جانشینی عناصر میادین و خیابانها 288      

فصل 1:

کلیات 

1-1-مقدمه

طرح موضوع این پژوهش به دنبال نقد رویکردهای غالب موجود در خصوص شهر تهران، ضرورت یافت. در این فصل با تاکید بر موانع تولید دانش نظری و فقدان مبانی بینشی در حوزه مطالعات شهر در شرایط کنونی، نگاهی اجمالی بر رویکردهای رایج متون نگاشته شده اعم از مهندسی شهری، تاریخ شهر و شهرسازی خواهیم داشت. «فقدان تئوری سازی در حوزه ی شهر در ایران، تنها به منابع تاریخی و آثار گذشته محدود نمی شود، فقر پژوهش های معاصر مشهود است و اساسا منابع موجود در این زمینه از شمار انگشتان دست تجاوز نمی کند»(پیران،65:1384).بنابراین، به واسطه ی بررسی ادبیات موجود، نشان خواهیم داد که با فقدان متونی تبیین گر درباره ی شهر مواجه ایم و این امر مانع از شناخت درون بود پدیده ی شهر خواهد شد. به همین جهت با طرح مسئله ی پژوهش پیش رو در پی توضیح بینشی جدید مبتنی بر صورت بندی مدلی مفهومی خواهیم بود تا از این رهگذر، در فصل های بعدی لحظه ی مواجهه ی شهر با مدرنتیه و در پی آن چگونگی شرایط و مقتضیات تحقق تاریخی مفهوم غربی «کلان شهر» تهران را در بستر اجتماعیش بررسی کنیم و شهر- در اینجا تهران- را در مقام یک متن فراتر از کالبد، به مثابه ی نظام تداعی گر معانی و واجد حافظه ای هویت بخش مورد توجه قرار دهیم.

1-2-طرح مسئله

نگاه غالب درخصوص هویت تهران امروز، همواره نافی حضور گذشته ای در اکنون آن بوده است. تا آنجا که منازعه بر سر هویت و تاریخ تهران در ادبیات پژوهشی موجود، قویاٌ تهران را به مثابه ی نوعی هستی نامتعین و سیال نمایانده است که گذشته ی خود را به یاد نمی آورد. در نمونه ای از این متون، ناصر زادرفیعی در مقاله ی «فرایند اجتماعی- فضایی هویت شهر»، به طور کلی شهر را تجلی گاه اندیشه انتزاعی و اجتماعی، مظهر زندگی و منبع نمادین خاطرات و تصورات و تعلقات ما می داند و معتقد است وجه فرهنگی و انسانی شهر-تهران- آسیب دیده، دلبستگی و خاطره ای برنمی تابد و ما را نیز نمی نمایاند. (زاد رفیعی، 10:1384) در مقابل این رویکرد، آنچه نگارنده را بر آن داشته است تا تفسیری تازه بر تهران عصر رضاخانی بگمارد، امکان دسترسی به گذشته ی تهران است نه در رابطه ای بلاواسطه با تاریخ توصیفی و مکتوب آن به منزله ی واقعیت تاریخی موجود از آن و نه در آنچه شهرسازان از کالبد فیزیکی و ریخت شهر نگاشته اند. بلکه در تفسیری مبتنی بر چگونگی حفظ موجودیت تهران، درون حافظه ی این شهر است. با این قصد، بر تهران پهلوی اول باز می نگریم، به مثابه ی دوره ای که واجد لحظه ی مواجهه ی شهر با تجدد است، لحظه ای که به واسطه ی آن گسست از متن پیشین-دارالخلافه ناصری- در هستی شهر اتفاق می افتد و دوره ای که متعاقباً سرآغازی ست بر تهران امروز- کلان شهر تهران-. از این روی نقطه عزیمت بحث، برجسته ساختن گسست وارده در مناسبات و ساخت شهر است، که به دنبال خود، ضرورت ابداع سنتی جدید به منظور برساختن حافظه ای جمعی جهت حفظ منطق و نظم تازه وارد را در پی داشته است.در این پژوهش بر مبنای روش تفسیری و داده های تاریخیِ شهر تهران در دوره ی پهلوی اول، مدلی مفهومی را صورت بندی می کنیم، تا خوانشی از متن شهر محقق گردد که چگونگی استیلای گفتمان مسلط – دوران پهلوی اول- بر پیکره ی شهر را لحاظ کند. بدین معنا گویا، گفتمان مسلط مابه ازایی در مکان ها و پهنه بندی شهر می یابدکه می کوشد با «ابداع سنتی» نوپدید، حافظه مشترکی برای «ملت» جعل کند. از این جهت ضمن توضیح ارکان گفتمان مسلط دوران پهلوی اول، تغییراتی را بررسی می کنیم که این گفتمان در لحظه ی مدرن شدن شهر، بر سیما و کاربری شهری تهران ایجاد می کند.حال ممکن است این پرسش طرح شود که چرا مکان از این حیث واجد اهمیت است؟ در پاسخ باید گفت، کنکاش در باب مکان های شهری از این جهت دلالت مند است که از یک سوی، مکان های شهری بخش جدایی ناپذیری از تجربه ی[4] زندگی روزمره هستند که بیش از دیگر مولفه ها امکان تجلی، تثبیت و تحول گفتمان مسلط بر پیکره ی خویش را ایجاد می کنند و از سویی دیگر، چون این تجربه ی روزمره تقریباً تجربه ی مشترک ساکنین شهر است، می تواند به مرور زمان به عنصر تعین بخش هویت جمعی آنها تبدیل شود. به دیگر سخن، در اثر این تجربه ی مشترک،«ساکنین» شهر به تدریج تبدیل به «اهالی» شهر می شوند. در این معنی، مراد از «اهل یک شهر بودن» آن است که فرد شهر را بخشی از هویت تاریخی خود بداند.بنا بر منطق فوق، پس از به قدرت رسیدن رضاشاه و تثبیت حکومتش، گفتمان مدرنیزاسیون در شکلی خاص- چنان که در پی می آید- تلاش می کند تا سیمای موجود شهری را بر مبنای درکی که خود از جهان و انسان مطلوب دارد دگرگون کند. از این روی امکان شکل گیری شهری مدرن مبتنی بر ایده ی پیشرفت و در ذیل ساختار دولت مدرن،درون نظمی جدید میسر می گردد. ایده ی پیشرفتی که به صورت خطی[5]و تکامل گرایانه به بخش مشخصی ازگذشته به مثابه ی ابزاری برای پیش برد حال به آینده ای مطلوب- آینده ای مدرن و مترقی- می نگریست، پاره هایی از گذشته را که مانعی بر سر راه ایده ی پیشرفت می دانست، نادیده گرفته، بازتعریف کرده و یا به حاشیه رانده است.در تحقیق حاضر برای مستدل ساختن آنچه گفته شد در ابتدا 1) تاریخچه ای از تکوین شهر تهران، از آغاز شکل گیری، تا پایان دوره پهلوی اول ارائه می شود. آنگاه با برجسته ساختن گسستی که در دوران پهلوی اول در سیما و کاربری شهر نسبت به دوره ی پیشین به وجود می آید فرضیه زیر طرح می شود: با تثبیت گفتمان پهلوی اول، تغییراتی در کلیت شهر به وجود آمد که برای نخستین بار مقتضیات «کلان شهر» را برای تهران فراهم می آورد. آنگاه 2) با تاکید بر خصوصیات، الزامات و مقتضیات کلی کلان شهر تلاش می شود تا نشان دهیم که تهران، به چه معنا بهشهری در مناسبات مدرن بدل گشته است که سرآغاز پیشروی به کلان شهری مدرن است.سپس 3) با بررسی شرایط شکل گیری و ارکان گفتمان مورد نظر می کوشیم تا نشان دهیم که چرا در این دوره ی مشخص و بر اساس چه منطقی، تغییراتی در تهران به وجود آمد که مدرن شدن شهر را میسر ساخت. و در نهایت 4) با تحلیل داده های تاریخی، نشان داده خواهد شد که گفتمان دوران پهلوی اول چگونهبر اساس منطقی حضور/ غیابی و جانشینی/ همنشینی می کوشید «سنتی ابداع» کند و گذشته، آینده، جهان و در نهایت انسان مطلوب خویش را بر بستر پیکره ی موجود شهر متعین سازد.به بیان دیگر،اینکه، در این تحقیق به معنا، چرایی و چگونگی تبدیل شدن تهران به ساحت شهری مدرن و پیشرو به سمت کلان شهر می پردازیم تا در پی آن امکان پاسخ به پرسش طرح شده در خصوصتبیین چگونگی امکان تداوم این شهر در تکثر خود را فراهم کنیم.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

«... هیچ یک از پدیده ها یا محمل های فرهنگی نظیر ادبیات یا موسیقی یا هنرهای تجسمی و حتی خود زبان از این خاصیت که در شهر وجود دارد برخوردار نیستند: این خاصیت [که حادثه] در مکان های مختلف، که شاهد حوادث یا خاطرات متعدد بوده اند و همگی با همان هندسه ی مکانی ده ها و صدها سال پیش بر جای هستند، تکرار می گردد، قدرت زنده کردن تاریخ یک شهر، یک قوم و یک ملت را که وجه مهم و پرارزشی از خاطره ی جمعی آن ملت است پیدا می کند...»(حبیبی،282:1385).در نگاهی به موجودیت کنونی تهران در مقام کلان شهری هم تراز با شهرهای بزرگ جهان، همواره با ضرورت دستیابی بر منطق تحولات و شرایط امکان تداوم این شهر مواجه خواهیم بود. زیرا عدم امکان توضیح روند شکل گیری تهران در مقام یک شهر با ویژگی خاص خود، منجر به تحقق توسعه ای بدون برنامه، مدیریتی ناکارآمد و شهری ناهمگون شده است. از این روی، خاص بودگی تجربه ی شهر تهران، وا می دارد تا بر خلافنگرش نظری و مدیریتی رایج در خصوص تهران؛مبتنی بر تصوری غیر تاریخی، مهندسی و اراده گرایانه، یک بار تهران را در تاریخ شکل گیری و تحولات آن به مثابه ی متنی هویت بخش و معنا بخش در نظر گیریم.تا به این واسطه امکان تبیین درون بودشهر را فارغ از الگو برداری و بدون نسبت با سنت های شهری دیگر در یک لحظه ی تاریخی تعیین کننده،محقق سازیم.بحث در خصوص تهران از منظری جدید در پی توضیح معیارهایی برای شناسایی هویت جمعی شهر است. بر این اساس، واکاوی حافظه جمعی این شهر، به مثابه ی رویکردی که به نظر می رسد، امکان طرح مسئله یهویت شهر تهران را فراهم می کند، از هر حیث قابل توجه است. واقعیت این است که تهران همواره به واسطه «موقعیت مرکزی» خود حائز اهمیت بوده و هست، چنان که سایر نقاط را در سایه ی مرکزیت خود قرار داده و به این ترتیب تمایزی چشم گیر میان این مرکز با آنچه به مثابه ی پیرامون در کنار آن به مرور شکل گرفته است، به نظر می رسد. تهران در طول دوران شکل گیری خود، تحولات عظیم در هر دوره را در خود پذیرفته است. تاریخ تکوین تهران نشان می دهد، همواره در طول دوران متمادی از سوی دولت های وقت، سعی در محو نشان های دولت پیشین شده و تحولاتی بر آن تحمیل گشته که چندان مطابق با جریان فرهنگی و اجتماعی جامعه نبوده است، بنابراین پرداختن به ابعاد جمعی هویت متکثر تهران به مثابه ی مهم ترین معرفه ی ایران، از ضرورتی خاص برخوردار است. در واقع «چندگانگی و کثرت، نگرانی هایی را درباره ی تصویر کلی از شهر برانگیخته است که اندیشه های اجتماعی معاصر را به بازگشت دوباره به مسئله ی هویت سوق می دهد»(تاجبخش،29:1386). نظر به این که مطالعات انجام شده در مورد تهران، غالباً از جنبه ی صرفاً تاریخی، مهندسی شهرسازی،سیاسی و اجتماعی-اقتصادی بوده است، اتخاذ رویکردی فرهنگی راهی ست در جهت شناخت روند تداوم تهران به واسطه ی مطالعه ی تاریخ تکوین حافظه ی جمعی این شهر. «حافظه ی جمعی که اساساٌ نوعی بازسازی گذشته است، تصویر وقایع قدیمی را با باورها و با نیازهای معنوی زمان حاضر سازگار می کند. این بازسازی ممکن است به صورت تکه تکه باشد (چند مکان با یک خاطره متناظر باشند) یا به صورت متمرکز(یک مکان جایگاه چندین خاطره باشد). اما در هر دو حالت بازسازی گذشته به تحکیم هویت گروه کمک می کند. به این ترتیب جای یک جغرافیای حافظه در میان علوم اجتماعی هنوز خالی ست» (فیالکوف،40:1383). از سویی دیگر، کالبد، تجسم فیزیکی آرزوها، تمایلات و واکنش های انسانی ست و مطالعه روشمند آن، می تواند راهی باشد برای شناخت اهداف و انگیزه هایی که به آن شکل داده اند. می توان با کاوش نظام مند فرم، شکل، نقشه،کارکردهای بافت ساخته شده در شهر، منشا و شیوه ی تکامل، تغییر و در نهایت منطق تداوم شهر در طول زمان را توضیح داد. امکان توضیح شهر، راهی ست به سوی شناخت دلالتمندی ها و معنای آن و این تنها ابزار برای تحقق سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری با هدف حفظ موجودیت شهر و دستیابی به تاریخ شهر است.

1-4- هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر بازبینی تهران فارغ از رویکردهای رایج، از منظری فرهنگی و معنا شناختی ست تا بدین واسطه بتوان بینش عقیم مانده در این حوزه را به نحوی جبران کرد و به واسطه ی مفاهیمی خارج از حوزه ی صرفا مهندسی و برنامه ریزی شهری، واقعیت آن را قابل تبیین ساخت. مروری بر متون نگاشته شده و رایج در ایران در حوزه – مطالعات شهری- نشان می دهد که در فهم متعارف بانیان آن، همواره با خطاهای روشی و مفهومی بسیاری روبرو بوده ایم که این امر منجر به صورت بندی شکلی از نظام نظری و مدیریتی شده است که اساساً شهر را نه به منزله ی کلیتی معنا دار و نه در مقام یک مفهوم بلکه به مثابه ی عرصه ای فیزیکی و در دسترس می انگارد که هر گونه مداخله و مهندسی در آن را محق و امکان پذیر می شمارد. طرح های کلانِ شهری در قالب طرح های جامع و تفصیلی و نیز طرح های موضعی و موضوعی نمونه ای از این نگرش است. ادامه ی منطقی چنین نگرشی در حوزه ی نظر چیزی نیست جز تحقق شهری چند پاره با منظری ناهمگون و سلطه گر که همواره در سایه ی سنت های شهری ایران(مانند اصفهان[6]، شیراز، همدان...)، فاقد سنت و اصالت شهری ست و نیز در قیاس با شهر های مدرن غربی، به مثابه ی شهری در حال گذار به مدرنیته تلقی می گردد. چنین رویکردی نه تنها امکان تبیین ایجابی شهر را از آن سلب می دارد بلکه تداوم آن را در بی شکلی، فقدان تاریخ و نداشتن حافظه توضیح می دهد. از این روی شاید بتوان صرفاً با واکاوی یک مفهوم، بمثل مفهوم « شهر» - که موضوع تحلیلی پژوهش حاضر نیز هست-و دقیق تر شدن بر آن، محوری ترین کاستی ها و معضلات ِمنطقی و روش شناختی متداول در نظریه پردازی، پژوهش و مدیریت شهری را مورد مطالعه قرار داد.[1]کلان شهر، شهری بزرگ ست غالباً با بیش از نیم میلیون ساکن  در خود شهر و با جمعیتی حداقل یک میلیون نفر در توابع شهری آن. شهرهای بزرگی که به یک حومه ی شهری بزرگتری تعلق دارند، اما هسته ی آن حومه نیستند،عموماً به عنوان یک کلان شهر شناخته نمی شوند و تنها به عنوان بخشی از آن تلقی می گردند.یک کلان شهر معمولا یک مرکز فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معنادار برای کشوری یا منطقه ای و قطبی مهم برای روابط و مناسبات منطقه ای یا بین المللی محسوب می شود.[2]مکان- فضا: تلقی ما از مفهوم مکان در اینجا به معنای بخشی از فضا ست که به واسطه ی شخص یا چیزی اشغال شده است و دارای بار معنایی و ارزشی ست،اما فضا گستره ای انتزاعی و باز است که مکان در آن تعین می یابد.(مدنی پور، 32:1387).بنابر این تعاریف، مفهوم مکان- فضا تبیین کننده ی هر دو سویه ی تصور ما بدان است.[3]Commensens [4]در ایدآلیسم آلمانی دو واژه ی متفاوت برای بیان «تجربه» وجود دارد. Erlebnis(کهترجیح دیلتای است) برای بحث در باب تجربه به مثابه ی امری مقوله ای و منفک از جهان پیرامون به کار می رود. در مقابل Erfahrung بر تجربه به مثابه ی امری مداوم، تراکمی و تجمیعی اشاره دارد. Erlebnisچیزی ست که فرد در اختیار دارد در حالی که Erfahrungچیزی ست که فرد از سر می گذراند. خصلت مقوله ای و نامتراکم Erlebnis، سوژه ی تجربه را تبدیل به چیزی می کند که قابل مقوله بندی، تحلیل و مطالعه است. اما در Erfahrung، سوژه فرا می گذرد (transcended) و فرد تجربه کننده در «رخدادی واجد معنا» مشارکت می کند. رخدادی که او افق یا زیست جهان (lebenswelt) خود را درگیر آن می سازد و از خلال این رخداد، افق او گسترده تر می گردد. بنابراین، این نوع تجربه، آن چیزی ست که ما به واسطه ی آن در فرایند شکل دهی به خود (self – formation) مشارکت می کنیم. با این تعریف آن چه در تحقیق حاضر از تجربه مد نظر است در معنای Erfahrung است. (فرهاد پور،81- 85: 1387)[5]. linear[6]در خصوص حضور و تبلور مکتب اصفهان در شهرسازی دولت صفوی و اعصار پس از آن هیچ تردیدی به خود راه نمی توان داد. (حبیبی، 94:1386)(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)تعداد صفحه : 291 به همراه عکس هاقیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید