دانلود پایان نامه:تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد

عنوان : تعیین رابطه و سهم پیش­ بینی­ کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد

عنوان : تعیین رابطه و سهم پیش­ بینی­ کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)فصل اولکلیات پژوهش فصل اول: کلیات پژوهش1-1- مقدمهتنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرس­زای زندگی دارد. یکی از راهبردهای نظم­جویی هیجان، تنظیم هیجان شناختی است، که دلالت بر شیوه شناختی دستکاری اطلاعات فراخواننده هیجان دارد. نتایج پژوهش­ها ­نشان می­دهند که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجان شناختی بر بهزیستی روانشناختی، جسمانی و بین­فردی تأثیر می­گذارد. از آنجایی که اثربخشی فردی در تنظیم هیجان شناختی و شناسایی عوامل زیربنایی مؤثر در آن امری اساسی به شمار می­رود و انسان موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است، در بررسی مسائل مربوط به او و دست­یابی به نتایج دقیق و جامع، نیازمند بررسی تک­تک این ابعاد بر مساله مورد بررسی و سپس برنامه­ریزی جهت ایجاد تغییر بهینه است. بنابراین در پژوهش حاضر می­خواهیم به بررسی رابطه تنظیم هیجان شناختی، هوش معنوی و عمل به باورهای دینی در زنان باردار بپردازیم زیرا بهداشت روانی زنان در این دوره اهمیت دوچندان می­یابد و در سلامت جسمانی و روانی مادر و جنین نقش بسزایی دارد. در این فصل به بیان مسئله، ضرورت و اهمیت پژوهش، هدف­ها و سؤالات پژوهش و تعریف نظری و عملیاتی متغییرها با هدف شناخت بیشتر موضوع خواهیم پرداخت. 1-2- تعریف موضوع و بیان مسألهتنظیم هیجان، مؤلفه­های تحولی و پیامدهای آن موضوعی است که به موازات توجه مجدد به هیجانات، اهمیت و تفسیر جدیدی پیدا کرده و در زمینه­های متعدد دیگری چون رشد شناخت بر خود، رشد شناخت و گویایی، و تکامل دستگاه عصبی– فیزیولوژیک گسترش یافته است. منظور از تنظیم هیجان گماشتن افکار و رفتارهایی است که به عملکرد هر چه بهتر در زندگی بینجامد (امین­آبادی، دهقانی و خداپناهی، 1390). در دیدگاه سازمانی، پاسخ­های هیجانی قابلیت انعطاف دارند و قالبی نیستند، حساس به موقعیت­هایند، با سرعت در برابر شرایط تغییر می­کنند، به نحوی که کنش­وری سازنده ارگانیسم زنده بتواند در سطح بالاتری تنظیم شود و فرآیندهای تنظیم­گر هیجانات­اند که می­توانند این امور را انجام دهند. فقدان توانایی تنظیم هیجان می­تواند منجر به برانگیختگی­های هیجانی زیان آور، ناسازگاری و عدم هدایت هیجان­ها شود و بدین ترتیب مانع از داشتن توانایی عملکردی سازش یافته و شایسته گردد (گرنفسکی[1] و کریج[2]، 2006).هنگامی که فرد با یک موقعیت هیجانی روبرو می­شود، احساس خوب و خوش بینی برای کنترل هیجان کافی نیست بلکه وی نیاز دارد که در این موقعیت­ها بهترین کارکرد شناختی را نیز داشته باشد (رضوان، بهرامی و عبدی، 2006). در اصل در تنظیم هیجان به تعامل بهینه­ای از شناخت و هیجان جهت مقابله با شرایط منفی نیاز است (اکنر[3] و گراس[4]، 2005). زیرا انسان­ها با هر چه مواجه می­شوند آن را تفسیر می­کنند و تفسیرهای شناختی تعیین­کننده واکنش­های افراد است (عبدی، باباپور و فتحی، 1389).پژوهش­ها نشان داده­اند که طبقه قدرتمندی از تنظیم هیجان شامل راه­های شناختی اداره اطلاعات هیجانی تحریک­کننده است (اکنر و گراس، 2005). تغییر در هر کدام از بخش­های مختلف عملکرد سیستم­های شناختی، از قبیل؛ حافظه، توجه و هوشیاری موجب تغییر خلق می­شود. بنابراین نمی­توان نقش تنظیم هیجان شناختی را در سازگاری افراد با وقایع استرس­زای زندگی نادیده گرفت (گرنفسکی و کریج، 2006). تنظیم هیجان شناختی به تمام سبک­های شناختی اطلاق می­شود که هر فردی از آن به منظور افزایش یا کاهش و یا حفظ هیجان خود استفاده می­کند (گراس، 2001).تنظیم هیجان بوسیله شناخت به طرزی تفکیک ناپذیری با زندگی افراد رابطه دارد، تنظیم هیجان شناختی همراه همیشگی آدمی است که به مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجان­ها کمک می­کند و به انسان توان سازگاری بیشتر به خصوص بعد از تجارب هیجانی منفی را می­دهد (موریس[5]، سیلک[6]، استنبرگ،[7] مایرز[8] و رابینسون[9]، 2007). از عواملی که می­تواند به تنظیم هیجان شناختی کمک کند بکارگیری الگوهای معنوی و دینی در زندگی روزمره بشر است که می­تواند احساس امنیت جسمانی، شناختی و هیجانی را فراهم آورد (پکوک[10] و پولاما[11]،1994) و موجب افزایش سازگاری و بهزیستی انسان شود (آمرام[12]، 2007).دین حقیقتی است که در جنبه­ها و ابعاد گوناگون زندگی انسان حضور جدی و قابل توجهی دارد. تحقیق در باب دین یا دین­پژوهی نیز عرصه­ها و شاخه­های متعددی یافته است. به گونه­ای که رشته­های علمی بسیاری در زمینه­های مختلف معارف بشری تدوین و تکوین پیدا کرده­اند که در این بین می­توان به روان­شناسی دین[13] اشاره کرد. وقتی از مفهوم روان­شناسی دین استفاده می­شود مراد تحقق و بروز و ظهور دین در رفتار بشر است، به سخن دیگر تدین و دینداری مورد نظر است نه چیز دیگر (آذربایجانی و موسوی اصل، 1385).در دو دهه گذشته روان­شناسی دین و مطالعه موضوعات معنوی به طور فزاینده­ای مورد توجه روان­شناسان قرار گرفته است و در اکثر این مطالعات یک رابطه مثبت بین باورهای دینی و معنویت با سلامت روان افراد یافت شده است، در چند سال اخیر مفهوم جدیدی وارد حوزه روان­شناسی دین شده و آن مفهوم هوش معنوی می­باشد (رجایی، بیاضی و حبیبی پور، 1388). هوش معنوی سازه­های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می­کند. هوش معنوی به عنوان زیربنای باورهای فرد نقش اساسی در زمینه­های گوناگون به ویژه ارتقاء و تأمین سلامت روانی دارد (یعقوبی، 1389) و دارای چندین مؤلفه می­باشد که یکی از این مؤلفه­ها به رابطه بین معنویت و حل مسائل و مشکلات یا به عبارت دیگر به رابطه دین و معنویت با مهارت­های حل مسأله اشاره دارد (رجایی و همکاران، 1388). افراد دارای هوش معنوی بالا، افرادی انعطاف­پذیر، دارای درجه بالایی از هوشیاری نسبت به خویشتن و توانمند در رویارویی با مشکلات و دردها و چیره شدن بر آن­ها هستند (هالما[14] و اسرینسیک[15]، 2004). هوش معنوی مجموعه­ای از توانایی­ها، ظرفیت­ها و منابع معنوی می­باشد که کاربرد آن­ها در زندگی روزانه موجب افزایش انطباق­پذیری می­شود (کینگ[16]، 2007). زوهر[17] و مارشال[18] (2000)، معتقدند هوش معنوی زاییده بینشی عمیق در تندباد حوادث روزگار است و شخص را در برابر رویدادها و حوادث تلخ و شیرین زندگی آبدیده می­کند، تا از سختی­های زندگی نهراسد و با صبر و تفکر با آنها مقابله نموده و راه حل­های منطقی و انسانی برای آن­ها بیابد؛ و آن را هوشی می­دانند که به وسیله آن افراد به مشکلات معنایی و ارزشی پرداخته و آن­ها را حل می­کنند. هوش معنوی نوعی از هوش است که با استفاده از آن افراد قادر می­شوند تا فعالیت­ها و زندگی خود را در مسیری عمیق­تر، غنی­تر و معنادارتر هدایت کنند.در اکثر مطالعات یک رابطه مثبت بین معنویت و باورهای دینی با سلامت روان افراد یافت شده است. دین می­تواند به عنوان یک نظام اجتماعی پیچیده، بر رفتار و بازخوردهای مهم از جمله برنامه­ریزی خانواده، کار، چگونگی تفسیر زندگی روزانه و برداشت از امور مختلف و تنظیم هیجان تأثیر بسزایی داشته باشد. سلیگمن[19] (2000) اظهار می­دارد افرادی که امور مذهبی را به جا می­آورند شادتر از سایر اشخاص هستند به این معنا که از راهبردهای مثبت تنظیم هیجان بیشتر از راهبردهای منفی تنظیم هیجان استفاده می­کنند.کیم و دیگران[20] (2004) به این نتیجه دست یافتند که عمل به باورهای دینی با هیجانات و عواطف مثبت مانند خوش­خلقی، شادکامی، مهربانی، اعتمادبه­نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد. مک­نلتی و دیگران[21](2004) نشان دادند که دین تأثیر قابل توجهی در سازگاری دارد. عمل به باورهای دینی به معنای به کار بردن دین در جنبه سه­گانه اعتقادات، عبادات و اخلاقیات می­باشد (شاه نظری 1385). منظور از اعتقادات بخشی از شناخت و دانش دینی است. عبادات همان شعائر دینی است و اخلاقیات هم بخشی از تعالیم اسلام است که رفتارهای پسندیده و ناپسند را مشخص می­کند.این پژوهش بر روی زنان باردار انجام شد به این علت که بارداری یک دوره حاد در زندگی زنان است که در طی آن تغییرات هیجانی، جسمانی و اجتماعی زیادی رخ می­دهد (لارا[22]، لی[23]، لتچیپیا[24] و هاچهوزن[25]، 2008).  حدود %90 از زنان دست کم یک مرتبه در طول زندگی باردار می­شوند؛ بارداری رویدادی است که بسیاری از دیدگاه­های زندگی یک زن را تغییر می­دهد و ظرفیت مهمی است که در سلامتی، خوشبختی و نقش­های اجتماعی یک زن تأثیر می­گذارد (هیوزینک[26]، مولدر[27]، مدینا[28] و بیتکلار[29]، 2004). دوران حاملگی یکی از پر استرس­ترین دوران زندگی زن می­باشد و حتی استرس ناشی از تولد اولین فرزند در جداول استرس روانی- اجتماعی، جزء استرس­های شدید طبقه­بندی می­شود، در این دوران امکان بروز حالت­هایی مانند نوروز[30]، افسردگی[31]، اضطراب[32]، ترس مرضی[33]و اختلال وسواس[34]زیاد است (فروزنده، 1377). و ضرورت تنظیم هیجان شناختی هر چه بیشتر در این دوران اهمیت پیدا می­کند و انجام پژوهش­های بیشتر برای تعیین عوامل مؤثر در کنترل هیجان ضرورت دارد.حاملگی تجربه جسمی، روانی مهمی است که سبب ایجاد تغییرات زیادی در زنان می­شود که می­تواند زمینه­ساز بروز اضطراب زیادی در زنان گردد (رفیعی، اکبرزاده، اسدی و زارع، 1392). اغلب زنان نسبت به تولد و نگهداری فرزند احساس دوگانه دارند و از زایمان و به دنیا آوردن کودک نابهنجار و از اینکه نتوانند مادر خوبی باشند ترس دارند (هریس[35]، لاوت[36]، اسمیت[37] و رید[38]، 1996). تأثیر فرایندهای روان­شناختی مادر بر رشد و سلامتی جنین بسیار گسترده و فراگیر است، چرا که فضای درون رحمی پیوسته از هیجان­ها و وضعیت روانی مادر تأثیر می­پذیرد (مولاوی[39]، موهدی[40] و بنگر[41]، 2002). در صورتی که زنان در مدت حاملگی دچار استرس هیجانی شدید شوند، کودکان آنها در معرض انواع مشکلات قرار می­گیرند. افسردگی شدید با میزان سقط زودرس، کم وزنی هنگام تولد و بیماری تنفسی نوزاد ارتباط دارد (فروزنده،1377).رایگان شلمانی، خداکرمی، حسن­زاده خوانساری و اکبرزاده باغبان (1391) در پژوهش خود نقل می­کنند: دوران بارداری، یکی از مهم­ترین مراحل زندگی یک زن است، این دوره اگرچه برای بیشتر زنان، دوره­ای مسرت­بخش تلقی می­شود، اما اغلب، یک دوره پر استرس همراه با تغیرات فیزیولوژیکی و روانی به حساب می­آید (بنت[42] و برون[43]، 2005). در این دوره تغییرات بیوشیمیایی، فیزیولوژیک و آناتومیک زیادی در بدن زن رخ می­دهد (کنینگهام[44]، کننس[45] و هوث[46]، 2005). وضعیت روحی زن در بارداری تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار می­گیرد و برای زنانی که بارداری را یک عمل بیولوژیک کامل­کننده می­دانند، این امر بسیار مسرت­بخش و خشنودکننده است، اما بسیاری از زنان دوره­ای از اضطراب را در این دوران سپری می­نمایند، زیرا طی دوره بارداری، فرد دستخوش بزرگ­ترین تغییرات در شیوه زندگی خود می­شود و باید در تصویر شخصیتی خود دست به تغییر بزند و به حالت مادری درآید (کنینگهام، کننس و هوث، 2010).با وجود یافته­های فوق، از آنجا که زنان در دوران بارداری تغییرات روانی زیادی را تحمل می­کنند و تأثیرپذیری آنان نسبت به استرس­های متفاوت زندگی در این دوره افزایش می­یابد، این دوران از نظر روانی اهمیت پیدا می­کند و لزوم تنظیم هیجان شناختی کارآمد ضرورت می­یابد. از آنجایی که مفهوم سبک­های تنظیم هیجان شناختی در حال حاضر تازه در عرصه ارائه پژوهش­های روان­شناختی وارد شده است و درباره رابطه آن با هوش معنوی و عمل به باور­های دینی مطالعه­ای انجام نشده، به همین لحاظ، در تحقیق حاضر سعی شده است به بررسی این موضوع پرداخته شود که هوش معنوی و عمل به باورهای دینی با توجه به نقش آن­ها در سازگاری، انطباق پذیری و بهزیستی هر چه بیشتر در زندگی بشر، می­توانند به زنان باردار در تنظیم هیجان شناختی­شان کمک کند؟  آیا هوش معنوی بالاتر، تنظیم هیجان شناختی بهتری را در زنان باردار پیشگویی می­کند؟  آیا رابطه­ای بین هوش معنوی و عمل به باورهای دینی وجود دارد؟ و آیا بین عمل به باورهای دینی و تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار رابطه­ای مشاهده خواهد شد؟ 1-3- ضرورت و اهمیت پژوهششیوع بیماری­های غیرواگیر متأثر از صنعتی شدن و سبک زندگی مدرن به سرعت در حال گسترش است که بی­توجهی و عدم برنامه­ریزی جهت کنترل آن می­تواند عواقب غیر قابل جبرانی را به دنبال داشته باشد (حسینی، 2010، و کیولاس[47]، 2010). یکی از مسائل بسیار مهم و ضروری، تشخیص عوامل مؤثر بر بهداشت روانی و تنظیم هیجان است. مذهب یک عامل اصلی در زندگی بسیاری از انسان­ها است و می­توان میزان دینداری و معنویت فرد و تعهد او به آداب و تعالیم دینی و مذهبی را یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر تنظیم هیجان و بهداشت روانی او دانست (اسپین­دلا[48]، ویل[49] و بیلو[50]، 2010). در طول تاریخ بشر، دین همواره یکی از دغدغه­های مهم انسان بوده و آدمی هرگز خود را بی­نیاز از آن ندانسته است. در عصر حاضر که بشر پس از فراز و فرودهای بسیار، به مرحله­ای رسیده که ضرورت گرایش به دین و معنویت حاصل از دینداری را برای خود با تمام وجود احساس می­کند، برای رهایی از پریشانی و دستیابی به آرامش و تنظیم هیجان در جستجوی پناهگاهی است.ازدیدگاه یونگ[51]، دین یک حالت خاص روح انسانی است که بر طبق معنای اصلی کلمه دین در زبان لاتین می­توان آن را چنین تعریف کرد: دین، یک حالت مراقبت، تذکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل مؤثر است که بشر نام «قدرت قاهره» را به آن اطلاق می­کند (کویینگ[52]، 1380). در واقع، دین و دینداری حقیقتی است که پیوسته با بشر بوده و شالوده زندگی وی را تشکیل می­دهد. راش[53]، پدر روان­پزشکی آمریکا اظهار نموده، مذهب آن قدر برای پرورش سلامت روان آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس (شهبازی، 1375). ویلیام­جیمز[54](1359) نیز بیان می­کند که ایمان یکی از قوایی است که بشر به کمک آن زندگی می­کند و نبودن آن در حکم سقوط بشر است. وی همچنین بیان داشته است که مؤثرترین داروی شفابخش نگرانی­ها، ایمان و باور دینی و معنویت است و می­تواند به انسان در اداره و تنظیم هیجانات کمک کند. اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روز افزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده، هوش معنوی یکی از این مفاهیم است که مورد توجه و علاقه جهانی روان­شناسان قرار گرفته است. پیشرفت علم روان­شناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است، نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته­ها و نیازهای مادی قدعلم کنند و اهمیت بیشتری بیابند. چنین به نظر می­رسد که مردم جهان، بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوی گرایش دارند و روان­شناسان و روان­پزشکان نیز به طور روز افزون در می­یابند که استفاده از روش­های سنتی و ساده، برای تنظیم هیجان و درمان اختلالات روانی کافی نیست (وست[55]، 1999؛ شهیدی و شیر افکن،1383). هوش معنوی در مورد چگونگی رفتار و تصمیم­گیری عملی ماست و آنچه در دنیای پر استرس امروز در تعامل با افراد و شرایط سخت انجام می­دهیم، هوش معنوی ما را در به کار بردن منابع عمیق درونی که از قابلیت مراقبت و قدرت تحمل و تطبیق حاصل می­شود یاری می­رساند. هوش معنوی برای فهمیدن معنای رویدادها و شرایط و ساختن معنا برای کارها و تنظیم هیجان از طریق شناخت ضروری است (آمرام، 2007).نقش مهم تنظیم هیجان در سازش با مسائل تنیدگی­زا موضوعی است که اهمیت آن را پژوهش­های متعددی که در این حوزه صورت گرفته، نشان می­دهد (گرانقسکی و کریج، 2006). تنظیم هیجان موفق همراه با دستاوردهای مثبت می­باشد، دستاوردهایی چون رشد صلاحیت­های اجتماعی (آیزنبرگ[56]، 2000) و سلامتی به کارگیرنده تنظیم هیجان و در مقابل، هیجان تنظیم نشده با اشکال برجسته آسیب­های روانی همراه است، مثلا گفته شده که عدم تنظیم هیجان می­تواند منادی رفتارهای مشکل آفرینی همچون خشونت باشد (دیلون[57]، ریچی[58]، جانسون[59] و لابار[60]، 2007). تنظیم هیجان نقش برجسته­ای در تحول و حفظ اختلالات هیجانی دارد و حیطه گسترده­ای از هوشیار و ناهوشیار، فیزیولوژیکی و رفتاری و فرایندهای شناختی را شامل می­شود (گراس[61] و مونز[62]، 1995). فرایندهای شناختی می­توانند به ما کمک کنند تا بتوانیم مدیریت یا تنظیم هیجان­ها و یا عواطف را بر عهده بگیریم تا از این طریق بر مهار هیجان­ها بعد از وقایع اضطراب­آور و تنیدگی­زا توانا باشیم (گرانقسکی، کریج و اسپین هاون، 2001).در این تحقیق زنان باردار به عنوان جامعه مورد پژوهش انتخاب شدند که علت آن اهمیت  وضعیت روانی مادر باردار در دوران بارداری و تاثیر بسزای آن بر سلامت جنین می­باشد. توجه نداشتن به وضعیت روانی مادر باردار می­تواند با عواقب وخیمی همراه باشد (بناری[63]، پنتو[64]، آهن[65]، اینرسون و همکاران[66]، 2004). بارداری یکی از حساس­ترین دوره­های زندگی زنان است و روابط جنسی و زناشویی در اثر تغییرات فیزیکی و روان­شناختی متعدد دوران بارداری دستخوش تغییر می­شود. عواملی نظیر تغییرات فیزیولوژیکی و آناتومیکی در زنان باردار، کنار گذاردن فعالیت جنسی و ترس از آسیب به جنین و ... تأثیر منفی بر زنان گذاشته و در نهایت بهداشت روانی خانواده را برهم می­زند (رید[67]، 2004). حاملگی برای زن باردار و خانواده­اش رخداد ویژه می­باشد. در این دوران زن باردار با تغییرات جسمی و روانی زیادی روبه­رو می­گردد و در صورتی که خود را با این تغییرات منطبق ننماید، و هیجاناتش را تنظیم نکند استرس زیادی به او وارد می­شود. نگرانی و استرس بالا در طی دوران بارداری می­تواند پیامدهای درازمدتی برای جنین داشته باشد، تنش درون رحمی موجب نارسایی و زایمان زودرس و بیماری­های کرونری در بزرگسالی می­باشد (سولچینی[68]، 2003). سطح بالای استرس مادر در اواخر دوران بارداری با کاهش تکامل ذهنی در 2 سالگی همراه است (گرین[69]، کیفتسیوس[70]، استام[71] و اسنودن [72]، 2003). همچنین شانس کم وزنی هنگام تولد در مادران دارای مواجهه با استرس هیجانی چند برابر بیشتر از مادران دیگر است (برورز[73]، ون[74]، و بار[75]، 2001). در اینجا به کار بردن راهبردهای شناختی هیجان ضرورت دو چندان می­یابد. همچنین، تحقیقات نشان داده است که راهبردهای تنظیم هیجان با پریشانی روان­شناختی مرتبط بوده (گرنفسکی و کریج، 2009)، سازگاری بعدی فرد را پیش­بینی می­کند و تمرکز بر راهبردهای تنظیم هیجان می­تواند در پیش­بینی و درمان مشکلات روانی، موثر باشد (برکینگ[76]، اورث[77]، ووپرمن[78]، مهیر[79] و کاسپر[80]، 2008). ما در این پژوهش می­خواهیم ببینیم که آیا به کارگیری هوش معنوی و عمل به باورهای دینی می­تواند از راهبردهایی باشند که به تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار کمک ­کنند.[1] Garnefski, N.[2] Kraaij, V.[3] Gross, J. J.[4] Oschner, K. N.[5] Morris, A .S.[6] Silk, J. S.[7] Steinberg, L.[8] Mayors, S.[9] Robinson, L. R.[10] Peacok, J. R.[11] Poloma, M. M.[12] Amaram, Y.[13]  Psychology of religion[14] Halama, P.[15]  Strizence, M.[16] King, D.B.[17] Zohar, D.[18]  Marshall, I.[19] Seligman, M.[20]Kim, Y.M. & Others[21]Mcnulty, K. & Others[22] Lara, M.A.[23] Le, H.N.[24] Letechipia, G.[25] Hochhausen, L.[26] Huizink, A.C.[27] Mulder, E.[28] Medina, P.G.[29]Buitclaar, G. H.[30] Nevrose[31] Depression[32] Anxiety[33] Phobia[34] Obssessive-compulsive[35]Harris, B.[36] Lovett, L.[37] Smith, J.[38] Read G.[39] Molavi, H.[40] Movahedi, M.[41] Bengr, M.[42] Bennett, R.[43]  Brown, L.[44] Cunningham, F.[45] Kenneth, J.[46] Hauth, C.[47] Kioulos, K.[48] Espindula, J.A.[49] Valle, E.R.[50] Bello, A.A.[51] Jung[52] Koeing[53] Rush[54]William  James[55] West, E. W.[56] Eisenberg, N.[57] Dillon, D. G.[58] Ritchey, M.[59] Johnson, B.D.[60] La-Bar, K.S.[61] Gross, J. J.[62] Munoz, R. F.[63] Bonari, L.[64] Pinto, N.[65] Ahn, E.[66] Einarson, A & others[67] Read, J.[68] Solchany, J.E.[69] Green, J.M.[70] Kafetsios, K.[71] Statham, H.E.[72] Snowdon, C.M[73] Brouwers, E.P.M.[74] Van, A.L.[75] Baar, V.J.M.[76] Berking, M.[77] Orth, U.[78]Wupperman, P.[79] Meier, L. L[80] Caspar, F.تعداد صفحه : 127قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید