دانلود پایان نامه ارشد : اثربخشی روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

گرایش : بالینی

عنوان : اثربخشی روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا

دانشگاه علامه طباطبایی 

 پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

 عنوان:

اثربخشی روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا

استاد راهنما:

دکتر اصغر دادخواه

استاد مشاور:

دکتر احمد برجعلی

استاد داور:

دکتر حمید علیزاده

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)چکیده    هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی روش دوسا بر نظریه ذهن کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا است. تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح مورد استفاده طرح پیش آزمون – پس آزمون تک گروهی همراه با پیگیری و بدون استفاده از گزینش تصادفی است. برای گردآوری داده­ها از مقیاس نظریه ذهن و پرسشنامه غربالگری اختلالات طیف اتیسم استفاده شده است. بدین منظور 6 پسر مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در دامنه  سنی 6 تا 10 سال، با درجه شدت اتیسم 50 تا 100 در پرسشنامه کنترل شده بودند، انتخاب شدند که در مرکز آموزشی و توانبخشی اتیستیک به آرا مشغول دریافت مداخلات بودند. سپس آزمودنی ها در طی 8 جلسه  45 دقیقه الی یک ساعتی به صورت انفرادی در جلسات مداخلات را دریافت کردند. بعد از گذشت 2 هفته از اتمام جلسات درمانی، پس آزمون نظریه ذهن از نمونه مورد نظر گرفته شد.    نتایج پژوهش نشان داد که روش توانبخشی روانی – حرکتی دوسا بر سطح اول و دوم نظریه ذهن کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا مؤثر بوده است (p=0/01). همچنین نتایج آزمون پیگیری نشان داد که اثرات مداخله بعد از گذشت یک ماه از اجرای پس آزمون در سطح اول و دوم نظریه ذهن همچنان ادامه داشته است (p=0/01).  لازم به ذکر است که در سطح سوم نظریه ذهن نتایج بدست آمده از اجرای پس آزمون و آزمون پیگیری حاکی از اثر معنادارنبودن مداخلات بوده است. بنابراین ممکن است مداخلات مبتنی بر تقویت حرکت بر شناخت اولیه  افراد مؤثر باشند اما برای دستیابی به سطوح بالاتر نظریه ذهن به مداخلات همه جانبه­تر و طولانی مدت­تری نیاز هست.کلید واژه­ها: نظریه ذهن، اختلال اتیسم با عملکرد بالا، روش دوسافهرست مطالبفصل اول1-1-  مقدمه. 21-2-  بیان مسأله. 21-3-  ضرورت و اهمیت موضوع. 71-4-  هدف پژوهش     71-5-  فرضیه پژوهش     81-6-  متغیرهای پژوهش.....81-7-  تعاریف نظری متغیرهای پژوهش... 81-8-  تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش... 9فصل دوم2-1- مقدمه. 112-2- نظریه ذهن در کودکان اتیستیک... 132-3- عوامل مؤثر بر تحول نظریه ذهن. 152-4- رابطه حرکت و شناخت.. 182-5- تئوری روش دوسا 212-5-1- توانبخشی روانی - حرکتی.. 212-5-3- توانبخشی روانی ژاپنی به روش «دوسا» 222-5-4- اصول حرکت از دیدگاه دوسا 222-5-5- پیشینه نظری روش دوسا بری کودکان مبتلا به اتیسم. 242-5-5-1- چهارچوب "سیستم خود / خود بدنی – تکلیف دوسا- دیگری" و اتیسم. 262-5-5-2- اثر کاربرد روش دوسا بر کودکان مبتلا به اتیسم. 262-5-5-4- تغییرات تصویر بدنی.. 292-5-5-5- تغییر حس دوسا   حس کنش... 302-5-7- الزامات تجربیات درمانی در آموزش حرکتی روش دوسا 322-6-1-  مروری بر پژوهشهای انجام شده در داخل کشور. 332-6-2- مروری بر پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور. 35فصل سوم3-1- روش پژوهش... 423-2- جامعه مورد پژوهش... 423-3- نمونه و روش نمونه گیری.. 423-4- معیارهای انتخاب شرکت کنندگان در مطالعه. 423-5- ابزار اندازه گیری یا روش های عملی جمع آوری داده ها433-5-1- مصاحبه بالینی ساخت یافته. 433-5-2- آزمون نظریه ذهن. 433-5-3- پرسشنامه سنجش دامنه اتیسم یا    ASSQ.. 453-6- روش اجرای پژوهش... 463-7- روش تجزیه وتحلیل داده ها 473-8- ملاحظات اخلاقی.. 47فصل چهارم4-1- داده های توصیفی.. 494-2- بخش دوم: تحلیل یافته ها بصورت گروهی.. 51فصل پنجم5-1- بحث و نتیجه گیری.. 545-2- محدودیت ها 575-3- پیشنهادهای پژوهشی.. 585-4- پیشنهاد کاربردی.. 58منابع1-1-  منابع فارسی.. 601-2-  منابع لاتین. 62پیوست7-1- پیوست 1 : آزمون نظریه ذهن. أ‌7-2- پیوست 2: پرسشنامه غربالگری اختلالات طیف اتیسم  ASSQ.. ح‌7-3- پیوست 3: فرم ارزیابی اولیه ی دوسا د‌7-4- پیوست 4: رضایت نامه. د‌7-5-  پیوست 5: مشخصات دمو گرافیک شرکت کنندگان در طرح پژوهشی.. ذ‌7-6-  پیوست 6:  شرح مداخله ی درمانی.. ذ‌7-7-  پیوست 7 : جدول زمان بندی مداخله توانبخشی روانی دوسا س‌چکیده...........681-1-    مقدمه     تاریخ روانشناسی تحولی همواره شاهد پدید آمدن و تکامل مدل­ها و نظریه­های علمی درباره چگونگی تغییرات رفتاری، شناختی، هیجانی و اجتماعی انسان بوده است. هدف تکاپوی علمی اندیشمندان، توصیف و درک بهتر تحول انسان در طول عمر و کشف فرایندها و ساز­وکارهای اساسی آن است. تاکنون نظریه­های مختلفی در حیطه روانشناسی تحولی ارائه شده که هر کدام باعث پیشرفت علمی گردیده و تغییرات مهمی در حیطه نظری و عملی تعلیم و تربیت و روانشناسی را در برداشته است ( دامون و لرنر[1]، 2004؛ به نقل از امین  یزدی، 1383). یکی از موضوعات مهم در روابط بین فردی و درون فردی که از جایگاه مهمی در روانشناسی تحولی نگر برخوردار است، شناخت اجتماعی [2] است.    شناخت اجتماعی همه مهارت­های مورد نیاز کودک برای درک تمایلات، هیجانات و احساسات کودکان و بزرگسالان دیگر را در بر می­گیرد (سبولا و ویشارت[3] ، 2008 ). شناخت اجتماعی به توانایی درک افکار و احساسات دیگران اطلاق می­شود. این شناخت شامل ادراک احساسات و هیجانات از نحوه سخن گفتن و کلماتی است که دیگران استفاده می­کنند و از صورت و نحوه ایستادن و حرکات بدن آنها حاصل می­شود. مهارت­های شناخت اجتماعی پیچده­تر، شامل توانایی برای توجیه و تحلیل کردن حالات ذهنی، همدلی و طنز می­شود (یوکرمان و همکاران[4]، 2010).    شناخت اجتماعی 3 سازه دارد که عبارتند از:  الف) ادراک شخصی ب) مهارت­های پذیرش نقش  ج)نظریه ذهن (گرادی و همکاران[5]، 2002). رویکرد نظریه ذهن آخرین روند پژوهش درباره  تحول شناخت اجتماعی کودکان است که در دهه  1980 آغاز شده و در حال حاضر حوزه  غالب پژوهش در این زمینه می باشد (فلاول[6] 1998؛ به نقل از مختاری، 1389). تحول شناخت اجتماعی و یا درک بهتر از روانشناسی انسان­ها با تحولاتی که در محتوا و سطح سازمان یافتگی نظریه ذهن در کودکان رخ می­دهد، مشخص می­گردد؛  به عبارت دیگر، شناخت اجتماعی و روابط اجتماعی موفق مستلزم داشتن مکانیسمی خاص برای درک حالات درونی دیگران و پردازش حالات ذهنی آنها است که نظریه ذهن با دارا بودن این توانایی اختصاصی در تحول شناخت اجتماعی نقشی حیاتی دارد (رازا و بلیر[7] ، 2009 ).     نظریه ذهن را تحت عناوینی چون ذهن­خوانی [8]، باور9 و ذهنی­سازی[9] نیز مطرح کرده­اند و آن را پایه و اساس ادراک فرد از دنیای اجتماعی می­دانند (اسلوتر و رپاکولی[10]، 2003). بیشتر رفتارهای روزانه زندگی مستلزم " شناخت" است؛ به این معنا که فرد باید نوعی ارزشیابی شناختی از " موقعیت اجتماعی"  داشته باشد و بتواند ارتباط خود با دیگری را در بافت یا زمینه اجتماعی آن، در نظر بگیرد (هریس[11]، 2008).  این نظریه در بردارنده مفهوم توانایی شناخت اداراک انسان­هاست؛ به عنوان موجوداتی نیت­مند که هر یک به طور جداگانه دارای باورها، تمایلات و اهداف شناختی متفاوتی بوده و پنداشت متفاوت از دنیای بیرون دارند شناخت اجتماعی توانایی کلیدی است که برای موفقیت در تعاملات اجتماعی در زندگی روزمره ضروری است (نیومن، وگلی و زینگ[12]، 2008). اصطلاح نظریه ذهن اول بار توسط  پریماک[13] و وودورف [14] در سال 1978 برای بررسی اینکه شامپانزه­ها مهارت­های ذهن­خوانی دارند یا خیر به کار برده شد (کال و تومازلو[15]، 2008).      نظریه ذهن توانایی اسناد حالت­های ذهنی از قبیل باورها، امیال، عواطف و اهداف به خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات در پیش­بینی و تفسیر رفتارهاست (فرگوسن و آستین[16]، 2010)،  به عبارت دیگر توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالت­های ذهنی هستند که می­تواند متفاوت با حالت­های ذهنی خود فرد یا واقعیت باشد و اینکه انسان به وسیله حالت­های ذهنی درونی مانند باورها، امیال یا مقاصد برانگیخته می­شود (لاکنرو  همکاران[17]، 2010). نظریه ­ ذهن برای درک اینکه چگونه افراد در یک موقعیت مشابه، با داشتن تجربه مشابه، می­توانند حالت­های ذهنی متفاوتی داشته باشند، ضروری است (داهلگرن و همکاران[18]،2010).    نقص در نظریه ذهن آسیب بسیاری در برقراری روابط و سایر حیطه­های زندگی را منجر می­شود که متأسفانه یکی از اساسی­ترین نقائص پایه ای در یکی از اختلالات طیف اتیسم با شیوع بالا به نام اتیسم است. این اختلالات گروهی از اختلالات روانی هستند که در آن تخریب در مهارت­های تعامل اجتماعی، رشد زبان و طیف ذخایر رفتاری وجود دارد،  در این اختلال کودک تخریب بارزی در آمیزش اجتماعی و الگوهای رفتار کلیشه ای تکراری، همراه با تأخیر در رشد زبان نشان می­دهد (استراک[19]، 2008؛ به نقل از کوچ و هاسبروک[20]، 2013). کودکان اتیستیک نقایصی را در چندین جنبه ارتباطشان با همسالان و مشکلاتی در مشارکت در گفتگوهای دوسویه و ارتباط غیر کلامی در مبادلات اجتماعی و نقص همدلی، فقدان  توجه مشترک و همچنین مشکلاتی در درک افکار دیگران و در نتیجه ناتوانی در پیش­بینی رفتار دیگران و پاسخگویی بصورت مناسب نشان می­دهند. کودکان اتیستیک که مشکلات معناداری در توانایی مجسم کردن و درک افکار دیگران نشان می­دهند، با وجود این مشکلات به نظر می­رسد هنوز پرسش­های فراوانی در این حیطه وجود دارد که می­تواند مورد بررسی قرار گیرد مثل اینکه آیا با به­کارگیری روش­های درمانی، آموزشی و توانبخشی متفاوت برای این کودکان می­توان باعث بهبود نظریه ذهن در این افراد شد یا نه؟ در حال حاضر پژوهش­های گوناگونی به بررسی آموزش نظریه ذهن بر روی کودکان اتیستیک و سایر گروه­های استثنایی پرداخته اند؛ از جمله این پژوهش­ها می توان به فیشر و هاپه[21] (2005)؛ اتوود[22] (2005؛ به تقل از نجاتی و همکاران، 1392)؛ نسائیان (1389)؛ هوآفنگ، شولینگ و گوئندلن[23] (2008)؛ بخشی (1390)؛ بیگر[24] و همکاران (2011)، مختاری (1389) و نجاتی و همکاران (1392) اشاره نمود، اکثر این پژوهش­ها به این نتیجه رسیده­اند که مداخلات در بالا بردن درک کودکان اتیستیک و کم­توان ذهنی در نظریه ذهن موفقیت آمیز بوده است، هرچند که در پژوهش­هایی نیز اثربخشی تأیید نشده؛ اما اکثر پژوهش­ها به بررسی اثربخشی روش­های آموزشی و کمتر به روش­های توانبخشی و از جمله روش­های توانبخشی روانی- حرکتی توجه نموده­اند و این در حالی است که نقش حرکت بر شناخت از دیر باز مورد توجه روانشناسان حوزه رشد بوده است؛  لذا در پژوهش حاضر اثربخشی روش توانبخشی روانی –  حرکتی (دوساهو) بر نظریه ذهن کودکان اتیسم با عملکرد بالا مورد بررسی قرار می­گیرد.1-2-    بیان مسأله       نظریه ذهن[25] (TOM)، یکی از مؤلفه­های اصلی شناخت اجتماعی است که به طور گسترده به توانایی درک هیجانات، انگیزه ها، افکار و متعاقب آن درک رفتارهای دیگران اشاره دارد (گریشام[26] و همکاران، 2010).    نقص در نظریه ذهن که آسیب بسیاری در برقراری روابط و سایر حیطه های زندگی را منجر می­شود یکی از اساسی­ترین نقائص پایه­ای در اختلالات طیف اتیسم است که میزان شیوع این اختلال در دهه گذشته در سراسر جهان افزایش یافته است. در مطالعات همه گیرشناسی انجام شده در سال1960، میزان شیوع اختلالات طیف اتیسم 4 در 10000 گزارش شد که این میزان شیوع با تغییر در معیارهای تشخیصی و آگاهی بیشتر متخصصین و والدین از مشکلات تکاملی، دچار تغییر شده است  و روندی رو به افزایش داشته است.     اگرچه نظریه  نقص در فرآیند شکل­گیری نظریه ذهن به عنوان عامل زمینه­ای نقائص ارتباطی در بیماران اتیستیک تا حدی مورد پذیرش جریان­های علمی موجود می­باشد،  ولی سبب شناسی این پدیده و چگونگی مشارکت آن در ایجاد علائم بیماری مورد اختلاف است. این اختلاف نظر­ها به طور عمده در حوزۀ علوم اعصاب بازتاب می­یابد. اما آنچه در اکثر پژوهش­ها مطرح است این است که : تاکنون فردی با نقص نظریۀ ذهن یافت نشده است که سازوکارهای عصبی سطح پایین پردازش کننده محر­ک­های اجتماعی در او سالم باشد. شاید بتوان این چنین نتیجه گرفت که آنچه به طور عمده باعث نقائص نظریه ذهن در افراد اتیستیک می­گردد، نقص در دروندادهای لازم اجتماعی است که به واسطه اشکال در سازوکار­های عصبی سطح پایین­تر ایجاد می­شود و نه نقص در یک سازوکار اختصاصی نظریه ذهن و در نهایت اگر این نظریه درست باشد، انتظار می­رودکه رویکردهای درمانی که عمدتاً به سمت تصحیح عملکردهای جسمانی سطح پایین جهت­گیری شده­اند، در عمل کارآیی بیشتری از خود نشان دهند  (پلیکانو،  میبری، دورکین و مالی[27]، 2006؛  به نقل از محمدخانی، 1390). از طرفی فرآیندهای فیزیولوژیکی و روانشناختی بدن انسان به حدی به یکدیگر وابسته هستند که یکی را بدون دیگری نمیتوان در نظر گرفت.      امروزه درمان­های زیادی بر­اساس همین اصل (یعنی در نظر گرفتن فعالیت­های حرکتی و روانی بعنوان فرایندی کلی که از هم تفکیک ناپذیرند و بر هم مؤثر) مطرح شده­اند که یکی از جدیدترین این روش­ها، روش توانبخشی دوساهو است. دوسا- هو[28] یک روش توانبخشی روانشناختی ژاپنی است که ابتدا برای بهبود مشکلات حرکتی کودکان دچار فلج مغزی توسط پروفسور گوساکو ناروسه در دانشگاه کیوشو ژاپن در سال ۱۹۶۶، مطرح شد که بعدا برای کلیه اختلالات روان­تنی و ارتقاء سلامت جسمی و روانی انسان­ها بکار برده شد. در زبان ژاپنی دوسا به معنای یک فرایند کلی است که شامل فعالیت­های روانی–  داخلی حرکات بدنی می­شود، و هو به معنی روش است. توانایی­های حرکتی برای عملکرد مؤثر و کارآمد فرد در حیطه­­های یادگیری روانی، حرکتی و شناختی و عاطفی بسیار ضروری هستند (کورتز[29]، 2008). بطور کلی فرآیند روش دوسا را میتوان به دو بخش تقسیم نمود؛ بخش روان­شناختی ( شامل اراده و تلاش) و بخش فیزیولوژیکی (شامل وضعیت بدنی و حرکتی). این فرآیند به عنوان فرآیند اراده، تلاش، حرکت طرح­ریزی شده است؛ آنچه که در برنامه توانبخشی روانی مطرح می­شود در واقع تعریفی جدید از بدن/ مغز/ حرکت است که خودبه خود باعث می شود چهارچوب تکنیک­های درمانی مطرح شده در دیدگاه توانبخشی روانی معرفی گردد.پژوهش های متفاوتی نشان داده­اند که روش دوسا از طریق تأثیر بر توجه مشترک، افزایش درک از خود  و دیگران در طول آرمیدگی عضلانی، بهبود وضعیت بدنی، حرکت و زندگی عاطفی و ثبات هیجان و تغییر برنامه رفتاری زندگی و بهبود تماس چشمی می تواند برتوانایی­های فرد در حیظه شناختی و یا بطور دقیق تر نظریه ذهن کودکان اتیستیک مؤثر باشد ( کورتز، 2008).       در واقع از منظر دیدگاه رشد، کودکان اتیستیک در کنترل فرایندهای جسمی­شان از همان دوران کودکی مشکل دارند و تفاوت­های عملکردی بین ذهن و بدن را درک نمی­کنند، به سختی جسمشان را بعنوان قسمتی از خود می­پذیرند و زود دچار شکست در رشد حسی نسبت به تحریکات جسمی می­شوند، به همین دلیل از جسمشان می­گریزند و یا مانع فرایندهای جسمی­شان می­شوند تا به این وسیله از احساسات منفی رنج نبرند. همانطور که این مکانیسم­های دفاعی زیاد می­شوند، آنها بیشتر بدنهایشان را نسبت به خود بیگانه حس می­کنند؛ بنابراین، این افراد در ساختن یک هویت و تصویر بدنی از خود که یکی از ساختارهای مهم ذهنی است دچار مشکل هستند و به این ترتیب بدون داشتن تعریف از هویت خود رفتار می­کنند؛ واضح است که بیگانگی و غفلت از هویت و تصویر بدنی در کودک اتیستیک منجر به غفلت و بیگانگی او از هویت و درک حالات دیگران شود و این همان چیزی است که موجب نقص در نظریه ذهن این کودکان می­شود ( موریساکی، 2005).تعداد صفحه :90قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید