دانلود پایان نامه ارشد : اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

گرایش : تربیتی

عنوان : اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی(MA)

عنوان:

اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان دختر پایه سوم دوره اول دبیرستان شهر ایوان

استاد راهنما:

دکتر حسن اسد زاده

استاد مشاور:

دکتر اسماعیل سعدی پور(بیابانگرد)

استاد داور:

دکتر صغری ابراهیمی قوام

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی دانش آموزان می­باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه­ی دانش آموزان دختر سال سوم دوره اول دبیرستان که در سال تحصیلی 93-92در شهر ایوان مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می داد. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از دانش آموزانی که در هر دو پرسشنامه نمره ی پایین کسب کردند، به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش آزمون خلاقیت شناختی عابدی و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل بود. جلسات آموزشی توانمندسازی روانشناختی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا گردید، ولی بر گروه کنترل مداخله ای اعمال نشد. بعد از اتمام جلسات آموزشی، بلافاصله پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها در دو مرحله اجرای آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل اثربخشی آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی را با 99/0اطمینان تأیید کرد.

واژگان کلیدی:توانمندسازی روانشناختی، خلاقیت شناختی، خلاقیت هیجانی.

فهرست مطالب

عنوان            صفحه                   

1-1-مقدمه. 2فصل اول: کلیات پژوهش

2-1-بیان مسئله. 5

3-1-اهمیت و ضرورت پژوهش…. 8

4-1-اهداف پژوهش…. 10

1-4-1-هدف کلی.. 10

2-4-1-اهداف جزئی.. 11

5-1-فرضیه های پژوهش…. 11

1-5-1-فرضیه اصلی.. 11

2-5-1-فرضیه های فرعی.. 11

6-1-تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم.. 11

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش

1-2-خلاقیت15

1-1-2-تعاریف خلاقیت… 15

2-1-2-عوامل مؤثر بر خلاقیت… 16

3-1-2-نظریه های روانشناختی خلاقیت… 16

نظریه تداعی گرایی و رفتارگرایی.. 16

نظریه شناخت گرایی.. 17

نظریه گشتالت… 18

رویکرد روانکاوی.. 18

رویکرد انسان گرایان. 19

رویکرد رشدی.. 19

رویکرد نوروپسیکولوژی.. 20

رویکرد مرحله ای و مؤلفه ای.. 20

رویکرد فرهنگ نگر. 21

رویکرد بوم شناسی.. 22

رویکرد تکاملی.. 22

رویکرد سیستم ها 23

رویکرد روان سنجی.. 24

2-2-خلاقیت شناختی.. 25

1-2-2-ابعاد خلاقیت شناختی.. 25

2-2-2-مراحل خلاقیت شناختی.. 26

3-2-خلاقیت هیجانی.. 28

1-3-2-مؤلفه های خلاقیت هیجانی.. 29

2-3-2-ویژگی‌هایی از افراد خلاق هیجانی.. 31

4-2-توانمندسازی روانشناختی.. 32

1-4-2-ابعاد توانمندسازی روانشناختی.. 32

2-4-2- ویژگی های افراد توانمند. 36

3-4-2-مدل شناختی توماس و ولتهوس درباره ی توانمند سازی روانشناختی.. 37

5-2- نتیجه گیری.. 40

6-2-پژوهش های انجام شده. 42

1-6-2-پژوهش های انجام شده داخلی.. 42

2-6-2-پژوهش های انجام شده خارجی.. 44

فصل سوم: روش پژوهش

1-3- طرح پژوهش…. 47

2-3- جامعه آماری.. 47

3-3- روش نمونه گیری و تعداد نمونه. 47

4-3- ابزارهای پژوهش…. 47

1-4-3- پرسشنامه خلاقیت شناختی.. 47

2-4-3-  پرسشنامه خلاقیت هیجانی.. 49

5-3- ملاک ورود و خروج از پژوهش…. 50

6-3- روش پژوهش و شیوه ی اجرای آن. 50

1-6-3- ساختار جلسات… 51

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

1-4-یافته های توصیفی: 53

2-4-یافته های استنباطی پژوهش…. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

1-5-بحث و نتیجه گیری.. 64

2-5-محدودیت های پژوهش…. 69

3-5-پیشنهاد های پژوهش…. 69

1-3-5-پیشنهاد های پژوهشی.. 69

2-3-5-پیشنهاد های کاربردی.. 69

منابع فارسی.. 71

    منابع لاتین..74

ضمائم و پیوست ها

مقدمه

زندگی پیچیده امروزی هرلحظه در حال نوشدن، وخلاقیت[1] و نوآوری ضرورت استمرار زندگی فعال است. انسان برای خلق نشاط و پویایی در زندگی نیازمند نوآوری و ابتکار است، تا انگیزه تنوع طلبی خود را ارضاکند. جامعه انسانی برای زنده ماندن و گریز از مرگ و ایستایی به تحول و نوآوری نیاز دارد. امروز شعار«نابودی در انتظار شماست مگر اینکه خلاق و نوآور باشید» پیش روی مدیران همه سازمان ها قرار دارد اما مسؤولیت سازمان های آموزشی به خصوص آموزش و پرورش که وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان و آینده سازان جامعه را برعهده دارد، صبغه ای دیگر به خود می گیرد. یکی از مسائل که از دیرباز ذهن اندیشمندان، روان شناسان و دانشمندان علوم انسانی را به خود مشغول کرده است چگونگی رشد و پرورش خلاقیت و ابتکار عمل در دانش آموزان و نوجوانان است. اصولا یکی از شاخصه های رشد و ارتقای علمی در هر کشوری شکوفایی و تجلی خلا قیت و ابتکار عمل به عنوان زیرساخت آن جامعه می باشد. از این رو، سازمان های آموزشی وظیفه فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش خلاقیت و نوآوری و استفاده صحیح و جهت دار از استعدادها و توانایی های افراد را برعهده دارند که این خود زمینه ساز توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است(کرمی باغطیفونی،1391).

در مرز بین شناخت و هیجان خلاقیت قرار دارد. در سمت شناختی این مرز، خلاقیت در بالاترین سطح از پردازش تفکر، جزء فرآیندهای «عالی» تفکر طبقه بندی شده است. در سمت هیجانی، خلاقیت موقعیتی برای شدیدترین تجارب عاطفی زندگی، از ناامیدی محض تا اوج سرمستی را فراهم می کند(دالگیش و پاور[2]،1999). اغلب رویکردهای جدید به خلاقیت آن را شامل«توانایی تشکیل تداعی های جدید بین پدیده ها» می دانند به نحوی که منجر به تولید ایده هایی جدید در قالب طرحواره جدید شود(یلدریمی[3]،2010).

خلاقیت شناختی[4] را پژوهشگران و نظریه پردازان از دیدگاه های متفاوتی بررسی و تعریف کرده اند. ابعاد متفاوت سیالی، انعطاف پذیری، بسط ، اصالت و پیچیدگی تفکراز شاخص ها و ملاک های خلاقیت شناختی است که در مدلهای مختلف به آنها توجه شده است (گیلفورد[5]،1950؛آمابیل[6]،1996؛ رنزولی[7]، 1999؛ استرنبرگ[8]،2001).

پژوهش روی خلاقیت اغلب به عنوان یک مسئله هوشمندانه به نظر می رسد، که روی حوزه ی شناختی تمرکز دارد. آوریل و همکارانش ایده ی ابراز خلاقیت را به حوزه ی هیجانات گسترش دادند و اظهار داشتند که مردم در تواناییشان برای تجربه و بیان هیجانات به صورت خلاقانه متفاوتند. آوریل اصطلاح «خلاقیت هیجانی[9]»را پایه گذاری کرد(فوکس و کومار و پورتر[10]، 2007).

از زمان طرح مفهوم خلاقیت هیجانی سه مسئله عمده پیرامون آن مطرح بوده است:  نخست اینکه همبسته های این نوع خلاقیت کدامند؟ دوم اینکه، اینگونه خلاقیت تا چه حد با خلاقیت هیجانی ارتباط دارد؟ و مسئله سوم که در راستای دو پرسش اول است، بحث از پیشایندهای این دو نوع خلاقیت است. به عبارت دیگر، سؤال آن است که “آیا نیمرخ پیشایندهای این دو نوع خلاقیت الگویی مشابه دارد؟”

آوریل[11](2000،1992) با استفاده از ملاک هایی، مشابه مواردی که در تعریف خلاقیت شناختی به کار رفته است،رفتار را زمانی از نظر هیجانی خلاق تعریف می کند که ویژگی های نوآوری[12]،اثربخشی[13]و اصالت [14]را دارا باشد(فوکس،کومارو پورتر،2007).

افزون بر سه ملاک ذکر شده، آوریل و توماس نالز[15](1992) معتقد هستند افراد مستعد بروز هیجانات خلاقانه بیش از سایرین برای شناخت هیجانات زمان می گذارند و تلاش می کنند وتوجه و دقت بیشتری به هیجانات خود و دیگران دارند. این ویژگی که عنوان “آمادگی[16]” بر آن نهاده اند با کسب اطلاعات و دانش در مدل خلاقیت شناختی معادل است.

توجه به تعریف و ملاک های خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی نشان می دهد که این دو سازه با آنکه وجوه مشترکی با یکدیگر دارند مستقل از هم می باشند و هرکدام در دو حیطه ی رفتاری مختلف (شناخت و عواطف) به صورت متفاوتی بروز می کنند. با توجه به جدید بودن این حیطه سؤالات بیشماری در رابطه با این دو متغیر و همبسته های آن مطرح است واینکه پیش آیندهای این دو نوع خلاقیت کدام می باشند.

توسعه خلاقیت در دانش آموزان مستلزم شناخت ابعاد و عوامل تأثیر گذار بر آن است.گرچه مطالعات نشان     می­دهد عوامل متعددی بر خلاقیت دانش آموزان تأثیر می گذارد، اما یکی از مؤلفه های کلیدی افزایش و توسعه ی خلاقیت، انگیزه ی درونی فرد می باشد.کافمن و استرنبرگ[17](2010)  انگیزش درونی را از عناصر ضروری خلاقیت می دانند. این انگیزه برای خلاق بودن آنقدر نادیده گرفته  شده که می توان آن را حلقه ی مفقود خلاقیت نامید (کولینز و آمابیل[18]، 2009). توانمند سازی روانشناختی[19] رویکردی نوین در انگیزش درونی به معنی آزاد کردن نیرو ها و قدرت درونی افراد است (عبداللهی،1384).

توانمندسازی افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند (اسمیت[20]،2000).

به منظور درک اهداف و الزامات توانمندسازی درک خواستگاه و سیر تکاملی این مفهوم در تاریخچه ی فکری و سیاسی غرب ضرورت دارد. در واقع شکل مدرن توانمندسازی معمولاً از جنبش های اجتماعی حقوق زنان و حقوق مدنی 1960 سرچشمه می گیرد. موضوع توانمندسازی در روانشناسی در اواخر دهه ی 1970 شروع شد. دو معنی مشارکت سیاسی و افزایش انتخاب ها در روانشناسی معرفی شدند. معانی غالب اصطلاح توانمندسازی در روانشناسی عبارتند از: افزایش خود ارزشمندی، تقویت قدرت اقلیت ها، کنترل بر سرنوشت. بعضی از این معانی بر تسهیم قدرت واقعی و تعدادی بر پرورش بیشتر رفاه انسان تأکید می کنند. با توجه به گستردگی مفهوم توانمندسازی پژوهشگران معاصر از سه دیدگاه متفاوت برای مطالعه آن استفاده کرده اند.1-دیدگاه ساختاری اجتماعی2-دیدگاه روانشناختی3-دیدگاه انتقادی (اسپریتزر و دانسون[21]، 2005).

دیدگاه روانشناختی به مجموعه ای از شرایط روانشناختی اشاره می کند که برای فرد ضروری هستند تا احساس کند،  سرنوشتش در دست خودش است.  در واقع دیدگاه روانشناختی بر ادراک توانمند تمرکز می کند. یعنی بر واکنش فرد به ساختارها، خط مشی ها و راهبردهایی که او را در بر گرفته اند (اسپریتزر،2007). توماس و  ولتهوس[22](1990) در مقاله ای تأثیر گذار پیشنهاد کردند که انگیزه ی زیربنای توانمندسازی موفقیت آمیز مستلزم چهار پاداش درونی(معنی دار بودن، انتخاب، شایستگی و مؤثر بودن) است.

با توجه به اینکه توانمندسازی بستر نوآوری، شایستگی[23]، خودمختاری[24]، انگیزه، مؤثر بودن، معنادار بودن و اعتماد به نفس است. و از سوی دیگر خلاقیت در بالاترین سطح از پردازش تفکر، جزء فرآیندهای عالی تفکر طبقه بندی شده است(دالگیش و پاور،1999). در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از آموزش توانمندسازی روانشناختی به دانش آموزان، خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی را که هر دو مؤلفه های قابل اکتساب، تغییر پذیرو محصول تعاملات اجتماعی هستند در آنها افزایش دهیم.

2-1-بیان مسئله

جای هیچ شک و تردیدی نیست که همه ی تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی از آموزش و پرورش آغاز می شود و آموزش وپرورش هر کشوری مرکز تربیت نیروی انسانی است. لذا تربیت نیروی انسانی سالم و خلاق و توانمند اساسی ترین بحث در توسعه همه جانبه است.

 متاسفانه در نظام آموزشی ایران پرورش خلاقیت جایگاهی خاص ندارد و به رشد آن توجه نمی‌شود. بیشتر معلمان کلیشه‌ای و قالبی فکر و عمل کردن را به دانش‌آموزان یاد داده و تقویت می‌کنند. شاکله کتب درسی تقریبا در طول چهل سال گذشته یکنواخت بوده است و این مبانی را از ترجمه کتب کشورهای اروپایی برداشت کرده‌اند. محدودیت‌های موجود در فعالیت‌های علمی در مراکز آموزشگاهی اعم از مدارس یا دانشگاه‌ها به شکلی که کشف و تقویت استعدادهای درخشان بسیار محدود و آهسته حرکت می‌کند، اتفاق می‌افتد. در دنیای در حال تغییر امروز انتقال معلومات هدف نیست بلکه پرورش قدرت تفکر خلاق و ابتکار هدف است. امروز لازم است کودکان و نوجوانان به گونه‌ای تربیت شوند که خلاق باشند و برای مسائل قدیم و جدید راه‌حل‌های نو بیابند(کرمی باغطیفونی،91).

مراکز تعلیم و تربیت که بر آموزش نتیجه گرا تمرکز دارند تلاش زیادی را صرف حمایت از فراگیری دانش، مهارت و نگرش و شایستگی های لازم توسط دانش آموزان می کنند. اگرچه آموزش مناسب تا حد زیادی در رابطه با بسط دانش، مهارت و نگرش های مرتبط  درک می شود، محققان در زمینه های آموزشی بطور فزاینده ای بر نقشی که تفکرات، عقاید و پردازش شناختی دانش آموزان در فرآیندهای یادگیری دارند، تمرکز می کنند (پاجارس[25]،2006).

از جمله سازه های مرتبط با فرآیند یادگیری و تعلیم و تربیت، سازه خلاقیت است. از آنجا که یکی ازاهداف مهم آموزش و پرورش، پرورش استعدادهای خلاق است و نیز بر اساس تحقیقیات مختلف خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار است، توجه به این توانایی دانش آموز و تأثیرآن بر فرآیند یادگیری و متغیرهای میانجی آن ضروری به نطر می رسد. سانتراک، خلاقیت را توانایی اندیشیدن در مورد امور به شیوه های بدیع و غیر معمول و دستیابی به راه حل های بی بدیل برای مسائل می داند (رهنما و عبدالملکی،1388).

از دیدگاه برخی از محققان از جمله جیمیسون (1993)؛ بارون و هرینتون (1981)، خلاقیت سازه ایست که با مؤلفه های هیجانی و شناختی در هم آمیخته است (به نقل از سروی واستا  و همکاران،2010).

 استرنبرگ (1998) نیز بیان می کند که خلاقیت مفهومی تک وجهی نیست و معتقد است که توانایی های چند بعدی شناختی و هیجانی عامل پدید آیی خلاقیت اند.

تغییر در هیجانات زمانی به عنوان خلاقیت مد نظر قرار می گیرد که سه ملاک زیر بروز کند:1) هیجانات باید یا نسبت به رفتارهای قبلی فرد از برخی جهات جدید باشند و یا آنکه فراتر از رفتارهای اجتماعی معمول باشند.2)هیجانات باید در حل مسائل فرد مؤثر باشند. البته این تأثیر فقط در سطح کوتاه مدت مطرح نیست و باید به صورت بلند مدت اثرات آن حفظ شود و نه فقط برای فرد،گاهی برای گروه نیز مفید واقع شود.3) هیجانات باید صادقانه باشند. یعنی بازتابی از باورها و ارزش های خود فرد باشد و کپی رفتارهای دیگران نباشد (آوریل،1999؛ یوسنیک و همکاران،2007).

خلاقیت در حیطه ی هیجانات از سال 1980 با فعالیت آوریل شروع شد و خلاقیت هیجانی را به صورت توانایی تجربه و بیان ترکیبی از هیجان ها به صورتی و تأثیرگذار تعریف می کند(هاشمی،1388).

 گیلفورد خلاقیت شناختی را معادل تفکر واگرا و متشکل از 4 عنصرسیالی، انعطاف پذیری، بسط و ابتکار می داند و آنها را به صورت زیر تعریف می کند: سیالی توانایی(تولید ایده ها و جواب های گوناگون)، انعطاف پذیری)توانایی جواب های متنوع)، بسط (توجه به جزئیات وابسته به ایده)، ابتکار(توانایی تولید محصولی نو و بدیع) (ساداتی و همکاران،1387).

تعداد صفحه :74

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09199970560        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید