دانلود پایان نامه ارشد: انعکاس اندیشه ­های ایران باستان بر جنبش­های دینی ایرانی در دو قرن اول هجری

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته الهیات و معارف اسلامی

گرایش : ادیان و عرفان تطبیقی

عنوان : انعکاس اندیشه ­های ایران باستان بر جنبش­های دینی ایرانی در دو قرن اول هجری

دانشکده الهیات و معارف اسلامی

پایان نامه جهت اخذ درجۀ کارشناسی ارشد

ادیان و عرفان تطبیقی

 عنوان:

انعکاس اندیشه­ های ایران باستان بر جنبش­های دینی ایرانی  در دو قرن اول هجری

استاد راهنما:

دکتر مهدی حسن زاده

استاد مشاور:

دکتر منصور معتمدی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)فهرست مطالب:مقدمه................................. 1کلیات.................................. 61- تاریخچه دینی ایران پیش از اسلام................................ 72- تاریخچه دینی ایران در سده­های اول تاریخ اسلام........................ 16فصل اول: سیاه­جامگان................................ 201-  معرفی سیاه­جامگان................................. 211-1- ابومسلم خراسانی، رهبر سیاه­جامگان................................. 221-2- وجه تسمیه سیاه­جامگان................................. 261-3- بررسی تاریخی سیاه­جامگان................................. 271-4- هدف سیاه­جامگان................................. 342- معرفی جنبش­های به­آفرید، سنباد، استادسیس و اسحاق ترک.................. 352-1- جنبش به ­آفرید................................. 362-1-1- نماز................................. 402-1-2- شراب.................................. 422-1-3- حذف باژ پیش از غذا................................ 432-1-4- آبادانی و تعمیر راه­ها و پل­ها................................ 442-1-5- نکشتن حیوانات................................. 452-1-6- ادعای عروج.................................. 462-2- جنبش سُنباد................................. 472-3- جنبش اسحاق ترک.................................. 532-4- جنبش استادسیس................................... 553- بررسی عقیدتی سیاه­جامگان................................. 584- انعکاس باورهای ایران باستان در عقاید و افکار سیاه­جامگان............ 684-1- ازدواج با محارم................................. 694-2- خرفسترغن.................................. 714-3- اشتراک در ناموس............................72فصل دوم: راوندیه................................. 761- معرفی راوندیه................................ 771-1- وجه تسمیه راوندیه................................. 791-2- بررسی تاریخی راوندیه................................. 791-3- هدف راوندیه................................. 822- بررسی عقیدتی راوندیه................................ 823- انعکاس باورهای ایران باستان در عقاید و افکار راوندیه............. 843-1- الوهیت.................................. 843-2- ازدواج با محارم................................. 893-3- مهمان­نوازی.................................. 89فصل سوم: سفیدجامگان................................. 911- معرفی سفیدجامگان................................. 921-1- مقنع، رهبر سفیدجامگان................................. 931-2- وجه تسمیه سفیدجامگان................................. 941-3- بررسی تاریخی سفیدجامگان................................. 951-4- هدف سفیدجامگان................................. 1022- بررسی عقیدتی سفیدجامگان................................. 1033- انعکاس باورهای ایران باستان در اندیشه­ های سفیدجامگان و بنیانگذار آن.......... 1053-1- درخشش صورت مقنّع................................. 1053-2- نحوۀ دیدار با مقنع................................. 1093-3- زندگی مقنع به همراه همسران................................. 1103-4- یاری­دهنده در جنگ و شکست­ناپذیر................................. 1113-5- رازدانی و غیبگویی.................................. 1123-6- نقاب.................................. 1143-7- ضیافت آیینی و عروج به آسمان................................. 1173-8- شباهت بین مهرابه و بارگاه مقنع................................. 1183-9- اشتراک در مال و ناموس................................... 120فصل چهارم: خرمدینان................................. 1221-  معرفی خرمدینان................................. 1231-1- بابک خرمدین، رهبر خرمدینان................................. 1231-2- وجه تسمیه خرمدینان................................. 1251-3- بررسی تاریخی خرمدینان................................. 1261-4- هدف خرمدینان................................. 1332 - بررسی عقیدتی خرمدینان...............................1343- انعکاس باورهای ایران باستان در عقاید و افکار خرمدینان...................... 1373-1- گاوکشی.................................. 1393-2- جنگجویی.................................. 1413-3- طهارت و پاکی.................................. 1423-4- ازدواج با محارم................................. 1463-5- اعتقاد به گرزْمان................................. 1473-6- نفی تعدد زوجات.................................. 1493-7- تحریم طلاق.................................. 1503-8- ظهور منجی.................................. 1523-9- اعتقاد به دو اصل روشنی و تاریکی.................................. 1523-10- آزار نرساندن به حیوانات و گیاهان................................. 1553-11- اعتقاد به تناسخ ارواح.................................. 1593-12- سرنوشت روان پس از مرگ.................................. 1623-13- اشتراک در مال و ناموس................................... 1633-14- آزار نرساندن به مردم................................. 1653-15- محبت و مهمان­نوازی.................................. 1663-16- لذت­جویی.................................. 1663-17- اعتقاد به وجود همیشگی پیامبران و عدم انقطاع وحی.................. 167نتیجه ­گیری.................................. 169فهرست منابع................................ 173مقدمه:جنبش­های شکل­گرفته در ایران پس از اسلام با انگیزه­ها و اهداف مختلفی پدید آمده­اند. رهبران برخی از این جنبش­ها که علاقه­ای به دین اسلام نداشتند، درصدد بودند تا ادیان، عقاید و اندیشه­های کهن ایرانی را دوباره در ایران رواج دهند. در واقع، با غلبه اسلام بر ایران، اگر چه عده زیادی از ایرانیان دین اسلام را پذیرفتند و از عقاید کهن خود دست کشیدند، اما بودند کسانی که اعتقادات کهن خود را از دست نداده و منتظر فرصتی برای ترویج مجدد آن­ها بودند. این افراد که هر کدام عقاید و دعاوی خاص خود را داشتند، برای رسیدن به اهداف خود، بر ضد دستگاه خلافت اسلامی شوریدند و در مدت کمی موفق ­­شدند افراد زیادی را به جنبش خود جذب کنند. آنان پس از جذب گروه زیادی از مردم، اندیشه­ های ایرانی مدّنظر خود را تبلیغ ­نموده و افکار و اذهان مردم را به شدت تحت تأثیر قرار ­دادند. جنبش­های دینی مختلفی که توسط این افراد پایه ­گذاری شد، با وجود پذیرش دسته­ای از اعتقادات اسلامی، محل تجلی و تبلور برخی از عقاید و باورهای ایران باستان بودند. از میان جنبش­های دینی مختلفی که در قرون اولیه اسلامی رخ داد، ما در این جستار برآنیم تا جنبش­هایی را بررسی کنیم که نه تنها اندیشه­های ایرانی در آن­ها وجود داشته باشد، بلکه خاستگاه آن­ها ایران بوده و در دو قرن اول هجری رخ داده باشند. با این توصیف، فرقی چون میمونیه - از خوارج - و منصوریه – از فرق غلات - که اعتقاداتی همچون ازدواج با محارم در بین آن­ها به چشم می­خورد،[1] چون خارج از مرزهای ایران شکل گرفتند و خاستگاه اولیه آن­ها در ایران نبوده، مورد بررسی قرار نمی­گیرند و شورش افرادی چون ابوعیسی اصفهانی،[2] شُرَیْک­بن­شیخ مهری[3] و یوسف البرم[4] نیز با اینکه شورش­هایی دینی بوده و در ایران شکل گرفته­اند، اما چون اندیشه­های ایرانی در عقاید آنان وجود ندارد، بررسی نخواهند شد.[5] از این­رو، در پژوهش حاضر جنبش­های سیاه­جامگان، به­آفرید، سنباد، اسحاق­ترک، استادسیس، راوندیه، سفیدجامگان و خرّمدینان، که جنبش­هایی التقاطی بودند و تا حدی می­توان گفت بر پایه­ی آمیختگی اندیشه­های ایرانی و اسلامی شکل گرفتند، مورد نظر خواهند بود.سؤالاتی که در این پژوهش درصدد پاسخگویی به آن­ها هستیم، عبارتند از: آیا میان جنبش­های دینی شکل­گرفته در دوران اولیه ایران و اندیشه­های موجود در ایران پیش از اسلام ارتباطی وجود دارد؟ میزان تأثیرپذیری این جنبش­ها از اندیشه­های ایران پیش از اسلام تا چه حد بوده است؟ کدام یک از ادیان ایرانی بیشترین تأثیر را بر این جنبش­ها گذاشته­ اند؟بر این اساس پایان­نامه حاضر به چهار فصل تقسیم شده است: در کلیات به ارائه­ی گزارشی کلی درباره­ی باورها و عقاید ایران باستان در ادوار مختلف تاریخی و بررسی وضعیت ادیان مختلف در ایران پس از اسلام پرداخته و سپس جنبش­های دینی موردنظر در ایران پس از اسلام معرفی شده­اند.در فصل اول به معرفی جنبش­ سیاه­جامگان و جنبش­های به­آفرید، سنباد، اسحاق ترک و استادسیس پرداخته شد و سیر تاریخی و عقیدتی هر یک از آن­ها به تصویر کشیده ­شد. در نهایت اندیشه­های ایرانی موجود در آن­ها مورد بررسی قرار گرفته است.محتوای فصل دوم، جنبش راوندیه است که پس از بررسی سیر تاریخی و عقیدتی آن، اندیشه­های ایرانی موجود در آن معرفی شده است. در فصل سوم و چهارم به ترتیب جنبش سفیدجامگان و خرمدینان، تاریخ و عقاید آن­ها را مورد کنکاش قرار دادیم و در پایان با معرفی افکار و اندیشه­های ایرانی مطرح در این جنبش­ها، به بررسی میزان تأثیرپذیری آن­ها از اندیشه­های ایرانی پرداخته­ایم.در مورد تاریخ جنبش­های مذکور پژوهش­های مختلفی صورت گرفته است. بهترین این پژوهش­ها را صدّیقی در کتاب جنبش­های دینی ایرانی در قرن­های دوم و سوم هجری به انجام رسانده است. وی در این کتاب ضمن بررسی تاریخ هر کدام از این جنبش­ها، به عقاید دینی آن­ها نیز اشاره می­نماید. در کنار این اثر که جامع­ترین اثر در این زمینه محسوب می­شود، محققان دیگری چون مهرداد بهار در ادیان آسیایی؛ ادوارد براون در تاریخ ادبی ایران؛ زرین­کوب در سه اثر خود به نام­های دو قرن سکوت، روزگاران ایران و تاریخ ایران بعد از اسلام؛ ذبیح­الله صفا در تاریخ ادبیات ایران؛ سعید نفیسی در بابک خرّمدین؛ غلامحسین یوسفی در ابومسلم سردار خراسان؛ رضا رضازاده لنگرودی در جنبش­های اجتماعی در ایران پس از اسلام؛ احسان یارشاطر در مقاله­ای به نام دین مزدکی و... بدین موضوع پرداخته­اند.ویژگی مشترک اغلب این آثار تکیه آن­ها بر جنبه تاریخی این جنبش­هاست و آثاری که عقاید آن­ها را مورد توجه قرار داده­اند، به شرحی کلی در مورد عقاید ایشان اکتفا کرده­اند. برای نمونه، مهرداد بهار عقاید موجود در بین خرمدینان را برمی­شمارد و آن­ها را مزدکی می­داند. صدّیقی نیز به وجود اندیشه­های مزدکی به ویژه در بین خرمدینان اشاره می­کند، اما اغلب اندیشه­های رایج در بین این جنبش­ها را متأثر از محیط اجتماعی و برگرفته از اندیشه­های غلات می­داند. ادوارد براون[6] نیز وجود اندیشه­های غیر اسلامی و برگرفته از غلات را در بین ایشان تأیید می­کند.از بین آثاری که به عقاید این جنبش­ها پرداخته­اند حسن ابراهیم حسن، فاروق عمر و براون به نقل از دوزی،[7] عقیده راوندیان به الوهیت خلفا را متأثر از اندیشه­های ایرانی می­دانند و ویدن گرن[8] به تأثیر اندیشه­های ایرانی و هندوایرانی در برخی از اعمال مقنع اشاره می­کند. ریچارد فرای[9] نیز در کتاب عصر زرین فرهنگ ایران به وجود عقاید کهن ایرانی در بین سفیدجامگان  اذعان کرده، اما این اندیشه­ها را نام نبرده است. وی همچنین در کنار ایران­شناسانی چون اشپولر[10] و دوشن گیمن[11] برخی از اعتقادات خرمدینان را زردشتی می­داند.شایان ذکر است که این تحقیق با سختی­هایی مواجه بود. شناخت اندیشه­های ایرانی موجود در این جنبش­ها جز با مراجعه به کتب متعدد تاریخی امکان­پذیر نبود. منابع تاریخی فقط به ذکر عقاید آن­ها به صورت کاملاً موجز اکتفا کرده­اند و توضیحی در مورد چگونگی آن­ها نداده­اند. در واقع، اگرچه گاهی در منابع به طور ضمنی به منشأ این عقاید اشاره شده بود، اما در اکثر موارد، سکوت منابع ما را در تشخیص ریشه واقعی این اندیشه­ها با مشکل مواجه می­کرد. گاهی اندیشه­های ایرانی مشخص بودند، اما درک اینکه این اندیشه­ها از کدامیک از ادیان ایرانی برگرفته شده­اند، مشکل می­نمود و برای شناخت ریشه واقعی آن­ها به مطالعات زیادی نیاز بود.کلیات:برای رسیدن به درکی بهتر از عقاید موجود در جنبش­های دینی شکل­گرفته در ایران پس از اسلام، می­بایست تاریخ ایران و عقاید جاری در ادوار مختلف آن را مورد بررسی قرار دهیم و شناختی کلی از ادیان موجود در ایران پیش از اسلام- چه ادیانی که خاستگاه آن­ها در ایران بوده است و چه ادیانی که از دیگر مناطق وارد ایران شده­اند- به دست آوریم. بی­گمان بررسی این سیر عقاید در ایران، ما را در شناخت اندیشه ­های ایرانی موجود در جنبش­های دینی پس از آن، یاری خواهند داد.1- تاریخچه دینی ایران پیش از اسلامبرای بررسی تاریخ ایران باید از آریایی­ها و مهاجرت آنان بدین سرزمین آغاز کنیم. آریایی­ها یا هندواروپایی­ها کسانی بودند که در هزاره سوم ق.م. به دلایلی چون زیاد شدن گله­ها، خشک شدن مراتع و انفجار جمعیت، از سرزمین اصلی خود در جنوب روسیه خارج شدند و به سرزمین­های جنوبی­تر مهاجرت کردند. در طول هزاره دوم ق.م. جابه­جایی دیگری در میان آنان پدید آمد و گروهی از این اقوام به جنوب به سوی هندوستان و ایران حرکت کردند. در طی این مهاجرت، بخشی از آریایی­ها وارد هند و بخشی دیگر وارد ایران شدند.[1]ایرانیان که دارای اقوام و قبائل متعددی بودند، هنگام ورود به فلات ایران شاخه شاخه شدند و هر کدام در منطقه­ای سکنی گزیدند. پس از استقرار آریایی­ها در ایران، مادها که در نواحی غربی و شمال غربی ایران می­زیستند، اولین حکومت شناخته شده ایرانی را به رهبری فردی به نام دیااکو[2] (۷۲۷ - ۶۷۵ ق.م) تشکیل دادند.هندوایرانی­ها پیش از جدا شدن از یکدیگر، یک دسته اعتقادات مشترک داشتند که این اعتقادات از زمان­های خیلی دور در میان آنان ریشه دوانده بود. پرستش دو دسته از خدایان با عنوان دیوها و اسوره­ها؛[3] اعتقاد به جاندار بودن همه پدیده­های طبیعت؛ پرستش عناصر طبیعت همچون خورشید، آتش،[4] آب و باد؛ قربانی کردن برای خدایان؛ نوشیدن شراب مقدس موسوم به هئومه؛[5] اعتقاد به روان نیاکان؛ جاودانگی روح و اعتقاد به رته،[6] از جمله اعتقادات آنان محسوب می­شود. علاوه بر این، بر اساس اسناد کشف شده در بغازکوی آسیای صغیر، میتره،[7] ورونه[8] و ایندره[9] از مهم­ترین خدایان آریایی بوده­اند.[10]پس از اینکه هندوایرانی­ها دو دسته شدند، در برخی از عقاید آنان تغییراتی شکل گرفت. دو دسته خدایان در ایران، به دو دسته خدایان و ضد خدایان تبدیل شد: اسوره­ها به اهوره­ها[11] یا خدایان و دیوها به ضد خدایان. با ظهور زردشت نیز تغییراتی در برخی از عقاید مرسوم در ایران پدید آمد.[12] پیش از زردشت، مهرپرستی در بین آریایی­ها و در نتیجه، در بین ایرانیان رواج داشت، اما زردشت که می­خواست آیین قدیم ایرانی را به توحید نزدیک کند، نه تنها از اهمیت میتره کاست، بلکه با پرستش دیوها نیز به مخالفت برخاست. وی دیوها را خدایان دروغین و بدکاری دانست که دشمن اهوره­مزدا هستند. علاوه بر این، با نوشیدن شراب مقدس نیز مخالفت ورزید. بر اثر تبلیغات وی، کم­کم دین زردشتی سرزمین ماد را فرا گرفت و روحانیان ماد؛ یعنی مغان، مدافع سرسخت دین زردشتی شدند.[13]آخرین پادشاه ماد در 546 ق.م. به دست کوروش هخامنشی (559-529 ق.م) از سلطنت خلع شد و هخامنشیان (550-331 ق.م) روی کار آمدند.[14] در این دوره، اهوره­مزدا خدای دین زردشتی، مورد پرستش قرار داشت و تقریباً در اغلب کتیبه­های پادشاهان، خدای یکتایی شمرده می­شد که قدرت را در انحصار خود داشت (کتیبه داریوش کبیر در نقش رستم، بند 1؛ کتیبه خشایارشاه در تخت جمشید، بند 1).[15] با این حال، در برخی از موارد، ظاهراً در کنار اهوره­مزدا خدایان دیگری نیز پرستش می­شدند. داریوش در کتیبه بیستون گفته است اهوره­مزدا و دیگر خدایان وی را یاری کرده­اند، اما اشاره­ای به نام این خدایان ندارد (ستون4، بند 12و 13).[16] در برخی کتیبه­های اردشیر دوم (404-359 ق.م) و اردشیر سوم (358-338 ق.م) نیز از دو خدای مهر و ناهید[17] در کنار اهوره­مزدا یاد شده است (کتیبه اردشیر دوم در همدان، بند 2؛ کتیبه اردشیر دوم در شوش، بند 2؛ کتیبه اردشیر سوم در تخت جمشید، بند 4).[18] به نظر می­رسد، تثلیث اهوره­مزدا، مهر و ناهید در این دوره رواج داشت.[19] علاوه بر این، شاهان هخامنشی به دلیل تسامح دینی که داشتند، مردمان مختلفی را که در قلمرو ایران آن زمان زندگی می­کردند- از جمله بابلی­ها را - در پرستش خدایان خود آزاد گذاشتند.[20]داریوش سوم (336-330 ق.م)، آخرین پادشاه هخامنشی، در برابر حملات اسکندر مقدونی (356-323 ق.م) شکست خورد و کشته شد. کشته­شدن وی به معنای پایان سلطنت هخامنشیان بود. بر اساس متون زردشتی به زبان پهلوی، اسکندر پس از حمله به ایران، آتشکده­ها را ویران نمود و اوستا و سایر گزارش­های دین زردشتی را سوزاند و از بین برد (بندهش، 18: 214). وی پس از تسلط به نواحی مختلف ایران، هنگام بازگشت به بابل درگذشت و چون جانشینی نداشت، متصرفاتش بین سردارانش تقسیم شد و ایران نصیب سلوکیان شد. سلوکیان نزدیک به 80 سال در ایران حکومت­ کردند و در دوره ایشان، دین بودا در ولایات شرقی ایران نفوذ یافت، دینی از سرزمین هند و منسوب به سیدارته گوتمه ملقب به بودا.[21] در حدود 248 ق.م. فردی به نام اشک یا ارشک اول[22] بر ضد سلوکیان شورش نمود و موفق شد حکومت آنان را سرنگون کرده و سلطنت اشکانیان (247ق.م- 224م) را بنیاد نهد. در دوره اشکانیان، عقاید ضد و نقیض زیادی در ایران رواج داشت. در شرق ایران آیین بودا و در بین­النهرین یهودیت و مسیحیت به صورت جوامعی کوچک روزگار می­گذراندند و بدون هیچ محدودیتی به شرایع دینی خود عمل می­کردند.[23]علاوه بر این، در میان برخی پادشاهان اشکانی گرایش به مهرپرستی دیده می­شد، هر چند اهوره­مزدا نیز در این دوره همچنان در کنار دو خدای مهر و ناهید پرستش می­شد، اما پادشاهان اشکانی ارتباط کمی با دین زردشتی داشتند و می­توان گفت که در این دوره، پرستش مهر بر اهوره­مزدا غلبه داشت،[24] چنان­که سه تن از پادشاهان اشکانی، یعنی اشک ششم (171- 137/138ق.م)، اشک نهم (123-76ق.م) و اشک دوازدهم (58/57-56 ق.م) مهرداد نام داشتند، موضوعی که ارتباط و اعتقاد آنان را به مهر نشان می­دهد. مهرپرستی در این دوره گسترش یافت و مهر از ایران به آسیای غربی و اروپا راه یافت.[25] در این دوره، اقدام مثبتی به نفع دین زردشتی انجام شد. در سده اول ق.م. با فرمان بلاش یکم (70-51م)، آنچه از اوستا و آموزش­های مربوط به دین زردشتی باقی مانده بود با دیگر آموزش­های مربوط به دین زردشتی، جمع­آوری و تدوین شد.[26][1]. بهار، مهرداد؛ شمیسا، سیروس، نگاهی به تاریخ اساطیر ایران باستان، تهران، علم، 1388، ص 111؛ بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران، چشمه، 1387، صص 19-20؛ فرای، ریچارد نلسون، تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب­نیا، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380، ص 80.[2]. Deioces, Diako, Deyaco, Diyako, Deiokes.[3]. خدایی به نام ایندره در رأس دیوها (Devas) و دو خدای میتره - ورونه (Mitra-Varuna) در رأس اسوره­ها (Asuras) قرار داشتند. واژه دیو در اوستا به صورت (Daiva) و در زبان پهلوی به صورت (Daeva) آمده است.[4]. آتش نزد ایرانیان (Atar/Azar) و نزد هندیان (Agni) نام داشت.[5]. Haoma: این شراب مقدس که در ایران هئومه و در هند سئومه نام داشت، دور­دارنده مرگ است، به دلیران در میدان جنگ نیرو می­دهد، به دوشیزگان شوهر می­دهد و به زنان پسران نیکو عطا می­کند (ر.ک. هوم­یشت، بند 2-23).[6]. Rta/Arta: مساوی با اشه؛ به معنی نظم و راستی.[7]. Mitra: مهر یا میتره نام یکی از بزرگ­ترین خدایان آریایی بود که در ودا به معنی دوست و در اوستا به معنی پیمان آمده است. این خدا در هند، میتره و در ایران، میثره خوانده می­شد. میتره در میان خدایان هندوایرانی از اعتبار زیادی برخوردار بود و نوشیدن شراب مقدس هئومه و قربانی کردن گاو به او منسوب بود. علاوه بر این، مهر در این دوره چندین وظیفه داشت: شاهی و شهریاری، برپاداشتن نظم مادی و اخلاقی، باران­آوری، حفظ خدایان، حفظ قانون و حفظ کشاورزان. شایان ذکر است که اعتقاد به مهر، نشان­دهنده وجود آیین میتره یا مهرپرستی در میان آریاییان بود (ر.ک. تیمه، پل، مهر در ایران و هند باستان، ترجمه احمدرضا قائم­مقامی، گرد­آورنده و ویراستار بابک عالیخانی، تهران، ققنوس، 1384، ص 26؛ بهار، ادیان آسیایی، ص 67).[8]. Varuna: خدای بزرگ و در همه­جا حاضر است، او هزار چشم و دیده­بان بی­شمار دارد، بر همه چیز آگاه است، نیرومندترین و فرمانروای جهان است، نظام عالم در دست اوست و آورنده باران و برکت است. میتره و ورونه رابطه­ای متقابل و جدایی­ناپذیر با یکدیگر دارند و به یاری هم چرخ گیتی را می­چرخانند (ر.ک. بهار، ادیان آسیایی، ص 161).[9]. Indra: ایندره خدای جنگ، طوفان، رعد و آورنده باران است و لقب شکست­ناپذیر دارد.[10]. کریستن­سن، آرتور، مزدا پرستی در ایران قدیم، ترجمه ذبیح­الله صفا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1336، صص 33 -45؛ همو، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، ویراستار حسن رضایی باغ بیدی، تهران، صدای معاصر، 1378، ص 13؛ ولی، وهاب؛ بصیری، میترا، ادیان جهان باستان، تهران، پ‍ژوه‍ش‍گ‍اه‌ ع‍ل‍وم‌ ان‍س‍ان‍ی‌ و م‍طال‍ع‍ات‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌، 1372، جلد 3، ص 62، 74-79؛ بهار، مهرداد؛ شمیسا، سیروس، نگاهی به تاریخ اساطیر ایران باستان، صص 29-41.[11] .Ahura.[12]. در اوستا نام وی به صورت زردشت سپیتْمان آمده است (یسنا 29: 8). از متون اوستایی چنین برمی­آید که زردشت از میان خاندانی به نام «سپیتمه» یا «سپیتامه» (Spitāma) برخاست. نام پدرش «پوروشَسپَه» (Pourušaspa) و نام مادرش دوغذووا (Dughdhōvā) بود (دینکرد پنجم، 2:2). با توجه به قرائن زبانی و تاریخی و با در نظر گرفتن اختلاف زبانی اوستای گاهانی با دیگر بخش­های اوستا، می­توان حدس زد که زردشت میان سال­های 1200 تا 1000 پیش از میلاد می زیسته است (ر.ک. آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد، اسطوره زندگی زردشت، تهران، چشمه، 1375، ص 25، 26، 45، 47).[13]. کریستن­سن، مزدا­پرستی در ایران قدیم، صص 45-51؛ ورمازرن، مارتن یوزف، آیین میترا، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، چشمه، 1375، ص 18.[14]. آتابای، بدری، نگاهی به گوشه­هایی از تاریخ ایران، تهران، دنیای کتاب، 1377، صص 29-33.[15]. شارپ، رلف نارمن، فرمان­های شاهنشاهان هخامنشی، تهران، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه، 1384، ص 85، 116.[16]. شارپ، ص 70.[17]. Anahita: فرشته آب در ایران و ممالک همسایه. اسم کامل آن اَرَدْویسْوَرْ آناهیتاست و در اوستا دارنده هزار دریا و هزار رود است که گله­ها و دارایی­ها را فزونی می­بخشد؛ زنان را باردار می­کند و در دوران بارداری و وضع حمل آنان، نگهبان و حامی آنان است. آبان­یشت در اوستا به ستایش این ایزد پرداخته است (ر.ک. آبان­یشت، بند 1-5؛ پورداود، ابراهیم، یشت­ها، بی­جا، سلسله انتشارات انجمن زردشتیان ایرانی، بی­تا، صص 158-159).[18]. شارپ، ص 138، 139، 141.[19]. گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1366، ص 319.[20]. داندا مایف، محمد، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه روحی ارباب، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، ص 305؛ ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب­­فر، تهران، ققنوس، 1377، ص 134؛ بروسیوس، ماریا، ایرانیان باستان، ترجمه مانی صالحی­علامه، تهران، ثالث، 1389، ص 54، 90.[21]. SiddharthaGautama: وی حدود قرن 6 ق.م. در سرزمین نپال به دنیا آمد. پدرش سودودنه Suddhodana)) که از پیشگویان شنیده بود فرزندش در آینده یا پادشاه خواهد شد و یا بودا Buddha))، برای اینکه از بودا شدن پسر خود جلوگیری کند، دستور داد هر نوع وسائل ناز و نعمت و عیش و عشرت را برای او فراهم سازند، ولی گوتمه پس از دیدن یک بیمار، پیرمرد، مرده و مرتاض، از ناز و نعمت دست کشید و در پی نیروانه Nirvāna)) برآمد. او ریاضت­های زیادی را متحمل شد و چون دید این ریاضت­ها او را به نیروانه نمی­رساند، آن­ها را رها کرد و به سیر در عالم درونی خود پرداخت و پس از مدتی به حقیقت دست یافت. او سپس حقایقی را که به دست آورد، برای دیگران تبلیغ نمود و به ترویج عقاید خود پرداخت.[22]. Arsaces I of Parthia.[23]. فرای، صص 370-373؛ بروسیوس، ص 168.[24]. دین مهر در جهان باستان (مجموعه گزارش­های دومین کنگره مهرشناسی)، ترجمه مرتضی ثاقب­فر، تهران، توس، 1385، ص 10 مقدمه.[25]. البته در این دوره، اقوام مختلف به خدایان متعددی اعتقاد داشتند و هر شهر، ناحیه و هر گروهی خدایان خاص خود را داشت. پرستش نیاکان، ستارگان و خورشید؛ یکسان دانستن برخی خدایان با ستارگان ثابت و سیار نیز از اعتقادات مرسوم در ایران این دوره بود (ر.ک. بهار، ادیان آسیایی، ص 69؛ فرای، ص 371؛ بروسیوس، ص 166).[26]. آموزگار، ژاله، «سخنی کوتاه در مورد اوستا و مطالب آن»، زبان، فرهنگ، اسطوره (مجموعه مقالات)، تهران، معین، 1386، ص 59.[1]. اشعری، علی­ بن­اسماعیل، مقالات ­الاسلامیین و اختلاف ­المصلّین، مصحح محمد محی‌الدین عبدالحمید، قاهره، مکتبه نهضه مصر، 1384ه.ق/ 1969م، ص 74؛ شهرستانی، محمد­بن­عبدالکریم، الملل و النحل، تخریج محمد­بن­فتح­الله بدران، قاهره، مکتبه الانجلوالمصریه، بی­تا، جلد 1، ص 116.[2]. ابوعیسی یک یهودی بود و عوبدیا یا ابواسحاق­بن­یوسف نام داشت. وی در 119 ه.ق. در اصفهان شورش نمود و عده زیادی از یهودیان به او پیوستند. ابوعیسی اندیشه­هایی دینی داشت و یهودیان او را منجی خود می­دانستند (ر.ک. ابوالمعالی، محمد­بن­عبیدالله، بیان الأدیان، به تصحیح محمدتقی دانش­پژوه و همکاری قدرت­الله پیشنماز­زاده، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخی، 1376، صص 115- 116؛ دقیقیان، شیرین­دخت، نردبانی به آسمان: نیایشگاه در تاریخ و فلسفه یهود، تهران، ویدا، 1378، ص 296).[3]. شریک که در 133 ه.ق. در خراسان و بخارا شورش نمود، شیعه بود و ضمن مخالفت با عباسیان و اقدامات خشنشان، مردم را به خلافت فرزندان علی (ع) فرا می­خواند (ر.ک. طبری، محمد­بن­جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار­المعارف بمصر، 1119م، جلد 7، ص 459؛ نرشخی، ابوبکرمحمدبن­جعفر، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصراحمدبن­محمدبن­نصرقباوی، تلخیص محمدبن­زفربن­عمر، تصحیح مدرس رضوی، بی­جا، بی­نا، بی­تا، ص 86).[4]. وی که در 160 ه.ق. در خراسان شورید، نام اصلی­اش یوسف­بن­ابراهیم بود و در بین مردم به یوسف­البرم مشهور شد، اگر چه گفته شده که وی ادعای پیامبری داشته (ر.ک. آذرنوش، آذرتاش، چالش میان فارسی و عربی در سده­های نخست، تهران، نشر نی، 1385، ص 55)، اما منابع علت شورش وی را اعتراض به رفتار و عملکرد خلیفه مهدی ذکر کرده­اند (ر.ک. طبری، جلد 8، ص 124). این در حالی است که براون قیام وی را قیامی مبهم می­داند و می­گوید یوسف مردم را به نیکی و پرهیز از بدی فرا می­خواند (براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران (از قدیم­ترین روزگاران تا زمان فردوسی)، ترجمه، تحشیه و تعلیق علی پاشا صالح، تهران، امیرکبیر، 1335، ص 472).[5]. جنبش­هایی چون جنبش دیلمیان در طبرستان که در زمان خلافت منصور و در 143 ه.ق روی داد (طبری، جلد 7، ص 513، 517؛ ابن­اثیر، علی­بن­محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1979م، جلد 5، صص 512-513)؛ جنبش ابوالخصیب که به قول طبری در 183 ه.ق و به قول ابن­اثیر در 186 ه.ق. در نسا شورید (طبری، جلد 8، ص 270؛ ابن­­اثیر، جلد 6، ص 174) و جنبش یحیی­­بن­­عبدالله طالبی در 176 ه.ق. در دیلم (طبری، جلد 8، ص 242)؛ با اینکه جنبش­هایی ایرانی بودند، اما چون اندیشه­های دینی در آن­ها وجود ندارند، مورد بررسی قرار نمی­گیرند.[6] .Edward Granville Browne )1862-1926).[7]. Dozy, L, Islamisme, pp. 241-243.[8]. Geo Widengren (1907-1996).[9]. Richard Nelson Frye (1920-2014).[10] .Bertold Spuler (1911-1990).[11] .Jacques Duchesne-Guillemin (1910-2012).تعداد صفحه : 197قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید