دانلود پایان نامه ارشد : دفاع از نقد اخلاقی هنر

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته هنر 

گرایش : فلسفه‌ی هنر

عنوان : دفاع از نقد اخلاقی هنر

دانشگاه‌علامه‌طباطبایی

دانشکده‌ی‌ادبیّات‌وزبان‌های‌خارجی

 پایان‌نامه‌ی دوره‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی فلسفه‌ی هنر

 دفاع از نقد اخلاقی هنر

با تکیه بر آراء نوئل کَرول

در دو مقاله‌ی ”هنر و قلمرو اخلاق“ و ”هنر و نقد اخلاقی“

 استاد راهنما

دکتر مسعود علیا

استاد مشاور

دکتر هدایت علوی‌تبار

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)چکیده:مسأله‌ی اصلیِ این تحقیق همانا ”دفاع از نقد اخلاقی هنر“ است. به دیگرسخن، مسأله و پرسشی که این تحقیق در مقام پِیجوییِ آن برمی‌آید عبارت است از اینکه آیا رواست که دست در نقد اخلاقی آثار هنری زنیم یا نه. آیا می‌توان با معیارهای اخلاقی به نقد و ارزیابی آثار هنری پرداخت یا نه؟در واکنش به این مسأله، در تاریخِ فکر و فرهنگِ بشر، سه موضعگیری کلّی صورت گرفته است. (1) کسانی با پیشقراولیِ افلاطون بر آن شده‌اند که نقد اخلاقی هنر نه تنها روا که ضروری است. یعنی نه فقط می‌توان بلکه باید به نقد اخلاقی همه‌ی آثار هنری دست یازید. (2) از سوی دیگر، کسان دیگری چون کلایوْ بِل اظهار داشته‌اند که اساساً نباید و نمی‌توان به نقد اخلاقی هنر پرداخت. این دسته‌ی دوم، که در واقع باید مخالفان نقد اخلاقی‌شان خواند، ادلّه‌ی نیرومندی در ردّ این شیوه‌ی نقد هنرها اقامه کرده‌اند ــ ادلّه‌ای که ظاهراً بدون پاسخ گفتن بدان‌ها نمی‌توان نقد اخلاقی را طریقی موجّه برای مواجهه با آثار هنری دانست. (3) و امّا کسانی، بویژه در دهه‌های اخیر، راه میانه‌ای پیش نهاده‌اند: همه‌ی آثار هنری را نمی‌توان و نباید مورد نقد اخلاقی قرار داد. گزافه است اگر بگوییم که هیچ اثر هنری را نیز نمی‌توان یافت که درخور نقد اخلاقی باشد. بلکه، بسته به سرشت و ماهیت آثار هنری، برخی از آنها را می‌توان و برخی را می‌بایست مورد نقدِ اخلاقی قرار داد. به عبارت دیگر، ایشان معتقدند که برخی از آثارِ هنری را، مثل یک معماری که فارغ و برکنار از هر گونه مضمون اخلاقی و غیراخلاقی است، اساساً نمی‌توان مورد نقد اخلاقی قرار داد و، از دیگرسو، پاره‌ای از آثار هنری را، نظیر فیلم پیروزی اراده که در آن فاشیزمِ هیتلر تقدیس می‌شود، بایست مورد نقدِ اخلاقی قرار داد. بنابراین، ماهیّت آثار هنری است که روا یا ناروا بودنِ نقدِ اخلاقیِ آنها را تعیین می‌کند.باری، در این میان، رسالتِ این رساله آن است که با ردّ دیدگاه‌های گروه دوم، یعنی کسانی که با نقدِ اخلاقیِ هنر مخالفت می‌ورزند، از روا بودن نقد اخلاقی هنر دفاع کند. برای تحقّق بخشیدن بدین امر، به آراء یکی از مدافعان کنونیِ اخلاقگرایی در هنر، یعنی نوئل کرول، توسّل جسته‌ایم. پس، بویژه با تکیه بر دو مقاله‌ی ”هنر و قلمرو اخلاق“ و ”هنر و نقد اخلاقی“ به قلمِ این فیلسوف، استدلال‌ها در ردّ نقد اخلاقی را در پنج دسته سازمان دادیم و در مقام پاسخگویی بدان‌ها برآمدیم. واژگان کلیدی:اخلاقگرایی، اخلاقگرایی فراگیر، اخلاقگرایی معتدل، خودآیینی‌گرایی، خودآیینی‌گرایی معتدل، نقد اخلاقی، نقد زیبایی‌شناختی/هنری.فهرست مطالب پیشگفتار   . ثچکیده . . . . . . د
  1. I. مقدّمه . . . . . 1
  2. درآمد . . . . . 2
  3. استدلال‌های اقامه شده در ردّ نقد اخلاقی و پاسخ بدان‌ها . . . . . . . . . . . . . 6
2-1. استدلال هستی‌شناختی و پاسخ بدان . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 62-2. استدلال‌های مبتنی بر خودآیینی‌گرایی و پاسخ بدان‌ها . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 82-3. استدلال‌های معرفتی و پاسخ بدان‌ها . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 142-4. استدلال ضدّپیامدگرایانه و پاسخ بدان . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 262-5. استدلال‌های مبتنی بر خودآیینی‌گرایی معتدل و پاسخ بدان‌ها . . . . . . . . . . . . . . . . 28
  1. نتیجه‌گیری . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . . . . . 36
  2. II. هنر و قلمرو اخلاق . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 39
  3. درآمد . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . 40
  4. استدلال‌های معرفتی . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . . . . . 46
  5. استدلال هستی‌شناختی . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . . . 63
  6. استدلال زیبایی‌شناختی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 66
  7. نتیجه‌گیری . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 74
III. هنر و نقد اخلاقی: گزارش مختصری از سمت‌وسوی تحقیقات اخیر . . . . .. . . . . . 81
  1. درآمد . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . 82
  2. اشکالات نسبت به نقد اخلاقی: خودآیینی‌گرایی، پیش‌پاافتادگی معرفتی، و ضدّپیامدگرایی . . . . 83
                        2ـ1. استدلال خودآیینی‌گرایی . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . . . . . 842ـ2. استدلال مبتنی بر پیش‌پاافتادگی معرفتی  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  872ـ3. استدلال ضدّپیامدگرایی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  89
  1. پاسخ‌هایی به خودآیینی‌گرایی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . 92
  2. پاسخ‌هایی به استدلال ناظر بر پیش‌پاافتادگی معرفتی . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . . . 97
  3. پاسخ‌هایی به ضدّپیامدگرایی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 109
  4. پاسخ‌هایی به خودآیینی‌گرایی معتدل . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . . 114
مقدّمه درآمدهر گاه خود را جای افلاطونِ جوان می‌گذارم که می‌دید چگونه هنر می‌تواند شریف‌ترین مردمان روزگار، سقراط، را بوالفضولی بدطینت تصویر کند، دستمایه‌ی استهزای عوامش سازد، و مردمان را ترغیب کند که حکم به تبعید یا مرگش دهند ــ کاری که برخی کمدی‌های هجوآمیز آن روزگار، از جمله ابرهای آریستوفانس، کردند ــ یکّه می‌خورم و ترسش از هنر را می‌فهمم. از دیگرسو، وقتی به یاد می‌آورم که رمان کلبه‌ی عمو تام چطور مردمان را به رنج و ستمی که بر بردگان می‌رفت آگاه ساخت و موجی به راه انداخت که در تصویب قانون ضدّبرده‌داری در ایالات متّحده اثر کرد، از نو قوّت قلب می‌گیرم و دوباره با هنر از درِ آشتی درمی‌آیم. اگر هنر چنین تیغِ آخته و برّانی باشد، آیا نباید چاره‌ای کنیم که مباد زنگیانی مست، بی‌خبر، با آن بر جانمان بتازند؟ و آیا نبایست تمهیدی اندیشیم تا مگر ذهن و روانمان را به تیغِ تیزِ هنرمندانی از جنسِ طبیبان جان بسپاریم که بند از بندِ خرافات و جهل‌هایمان می‌گشایند؟هنر توانِ آن را دارد که پریشان و مضطربمان سازد، دل‌آشوبه و تشویش به جانمان بیفکند، ما را در باورها و عقایدمان دستخوش شکّ و تردید کند، و اساساً دگرگونمان سازد. امّا، از دیگرسو، قدرتِ این را هم دارد که ما را در عقایدمان جازم‌تر سازد، آراممان کند، احساسی خوشایند در ما ایجاد کند، و آلاممان را تسکین دهد. به سبب همین توانایی‌های هنر بوده است که بسیاری از متفکّران، در طول تاریخ، دغدغه‌ی نقد اخلاقی آن را داشته‌اند (Gaut 2007: 1). به زعم ایشان، پدیده‌ای چنین شگرف و اثرگذار بر جان آدمی مستلزمِ ارزیابی و نقد اخلاقی است؛ تا، از این رهگذر، بتوان روندهای نامطلوبش را اصلاح کرد و بر قوّتِ اثرگذاریِ مثبتش افزود. باری، دیرزمانی است که این اندیشه با من است و گزینشِ موضوع این پایان‌نامه، یعنی نقد اخلاقی هنر، نیز از همین دلمشغولی نشأت می‌گیرد.امّا نقد اخلاقی هنر، خود، بخشی از مبحث فراخ‌دامنه‌ترِ ربط‌ونسبت هنر و اخلاق است. یعنی نسبت میان ساحت اخلاقیِ حیات آدمی و ساحت زیبایی‌شناختیِ آن.[و] نسبتِ میانِ هنر و اخلاق دیرپا و پیچیده است. در واقع، چنان پیچیده است که بهتر است از نسبت‌های میان هنر و اخلاق دم بزنیم، نه اینکه طوری سخن بگوییم که گویی تنها یک نسبت در اینجا برقرار است. از آنجایی که نخستین اخلاقیات قبیله‌ای و ارزش‌های نژادی از طریق ترانه‌ها، اشعار، رقص‌ها، روایات، و هنرهای بصریِ اجداد اوّلیّه‌مان بیان شده و اشاعه یافته‌اند، به احتمال بسیار، هنر و اخلاق، تقریباً در زمانی واحد، به عرصه‌ی فرهنگ وارد شده‌اند. مثلاً هومر، در ایلیاد، فضائل و رذائلِ انتقام را به یونانیان می‌آموخت (French 2001 : ch. 1). همچنین، بخش زیادی از هنر اوّلیّه محملی برای بیان و باور دینی‌ای بود که متضمّنِ آموزش مخاطبان در زمینه‌ی وظایف و آرمان‌های فرهنگشان بود، و، در عین حال، گاه آن‌ها را به نقد نیز می‌کشید، همان‌طور که مسیح در بسیاری از حکایت‌های اخلاقی‌اش در عهد جدید چنین می‌کند (Parker 1994: 48). (ص 40)[1]با این همه، شاید بتوان، از منظری کلّی، نسبت‌های متصوّر میان هنر و اخلاق را به دو امر فروکاست: از منظر هنر در اخلاق نظر کردن، و از منظر اخلاق در هنر نظر کردن. اجمالاً، می‌توان گفت که از منظر هنر در اخلاق نگریستن همانا بیانِ اخلاق و آموزه‌های اخلاقی در قالب‌های هنری است، و از منظر اخلاق در هنر نگریستن عبارت است از بررسیِ هنر با سنجه‌ها و معیارهای اخلاقی. به بیانی دیگر، هنر به کارِ تعلیم‌وتربیت اخلاقی، خواه سلبی و خواه ایجابی، می‌آید و اخلاق به کارِ ارزیابی و نقد هنر، خواه سلبی و خواه ایجابی. در رمان جنایت و مکافات، که به عمیق‌ترین لایه‌های روان‌شناختی و اخلاقی فردِ درگیر در قتلی هولناک می‌پردازد و، از این رهگذر، ما را با وضع‌وحال قاتل بودن آشنا می‌سازد و، به نحوی، از آن برحذرمان می‌دارد (وجه سلبی)، یا در فیلم مردی برای تمام فصول[2]، که آموزه‌ی زندگیِ اصیل را در یکی از اسوه‌های اعلای آن، یعنی تامس مور، به مخاطبان می‌آموزد (وجه ایجابی)، در واقع، از منظر هنر در اخلاق نگریسته شده است؛ و هنگامی که با معیارهای اخلاقی به نقد فیلمی در ستایش فاشیسم هیتلری، مانند پیروزی اراده، می‌پردازیم و آن را، به دلیل جانبداریِ آشکارش از چنین دیدگاهی، مورد نکوهش قرار می‌دهیم (وجه سلبی)، یا وقتی که گزارش به خاک یونان[3] را، به خاطرِ بصیرت‌های اخلاقی عمیقش، می‌ستاییم، بواقع، از منظر اخلاق در هنر نظر کرده‌ایم (وجه ایجابی).ولی باید اذعان کرد که اتّفاق نظر چندانی در این امر وجود ندارد و در خصوص نسبت میان هنر و اخلاق شکّ و شبهه‌های بسیار کرده‌اند و، دست‌کم در قلمرو فلسفه، همچنان مناقشه‌ها برپاست.از سویی، از زمان افلاطون تا امروز، پاره‌ای از فیلسوفانْ اعتبارِ معرفتیِ هنر به مثابه‌ی منبعی برای تعلیم‌وتربیتِ اخلاقی را به هیچ گرفته‌اند و گفته‌اند که هنر چندان چیزی در چنته ندارد تا برای آموزش در باب حیاتِ اخلاقی عرضه کند. یعنی هنر ربطی به اخلاق ندارد. از دیگر سو، بسیاری از فیلسوفان، بویژه از قرن هجدهم به بعد، قائل شده‌اند به اینکه قلمرو هنر، ذاتاً، جدا و مستقلّ از قلمرو اخلاق است. بدین‌سان، نقدِ اخلاقی در ارزیابیِ آثار هنری در مقام آثار هنری نامربوط است. یا، به تعبیر دیگر، اخلاق، در حقیقت، ربطی به هنر ندارد. (ص 42)یعنی در باب وجود ربط‌ونسبت میان هنر و اخلاق، عموماً، و در باب امکان یا عدم امکانِ نقد اخلاقی، خصوصاً، در تاریخ فکر و فرهنگ بشر، دو موضعگیری کلّی صورت گرفته است و دو اردوگاه بزرگ تشکیل شده است. اردوگاه اوّل جایگاه کسانی است که به ارتباط میان هنر و اخلاق قائلند و نقد اخلاقی را نیز ممکن و جایز می‌دانند؛ و اردوگاه دوم مربوط به آن‌هایی است که هیچ ارتباطی میان هنر و اخلاق نمی‌بینند و، به طریق اولی، نقد اخلاقی هنر را هم ناممکن می‌شمارند. به تعبیر ساده‌تر، موافقان و مخالفان ارتباط هنر با اخلاق و نیز نقد اخلاقی در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند. اگر بپذیریم که مهمّ‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین مسأله در ربط‌ونسبت میان هنر و اخلاق مسأله‌ی نقد اخلاقیِ آثار هنری است، آنگاه می‌توانیم، در ادامه، بر مواضع موافقان و مخالفان نقد اخلاقی دقیق شویم و به بحث قوّت و ضعف ادّله‌ی ایشان آستین بگشاییم.گویا آن بنیادی‌ترین پرسشی که صف‌آراییِ میان موافقان و مخالفان نقد اخلاقی را، به بهترین وجهی، آشکار می‌کند این باشد: آیا می‌توان از منظر اخلاق در هنر نظر کرد و با معیارهای اخلاقی به نقد هنر پرداخت یا نه؟ آنان که پاسخ مثبت به این پرسش می‌دهند لازم است در ذهن داشته باشند که برای توجیهِ این رأی، افزون بر ارائه‌ی ادّله‌ی خود، باید روشن سازند که اوّلاً سازوکارهای عملیِ نقد اخلاقی کدامند و چنین نقدی چگونه تحقّق می‌یابد؟ و ثانیاً چه ربط‌ونسبتی با آنچه ”نقد هنری“ می‌خوانیم دارد؟ یعنی ارزیابی‌های اخلاقی چه ارتباطی با ارزیابی‌های هنری دارند؟ اگر با یکدیگر متفاوتند، تفاوتشان در چیست؟ به لحاظ واقعگرایی[4] با یکدیگر متفاوتند، به لحاظ عینیّت[5]، یا به لحاظ نسبی بودن[6]؟ (Gaut 2009: 428) و کسانی که پاسخشان به پرسش مذکور منفی است و می‌گویند که نمی‌توان با معیارهای اخلاقی به نقد هنر همّت گماشت نیز باید، علاوه بر عرضه‌ی دلایل و شواهدی که این عدم امکان را توجیه می‌کنند، پاسخی درخور برای فهم عرفی در آستین داشته باشند که می‌گوید آثار هنری‌ای را که آشکارا از نظرگاهی اخلاقی دفاع می‌کنند می‌توان و حتّی لازم است که مورد نقد اخلاقی قرار داد. چراکه باید بدانند حتّی اگر دلایل قویّی هم در ردّ نقد اخلاقی داشته باشند امّا نتوانند جوابیّه‌ای مناسب به فهم عرفی بدهند و قانعش سازند، در عمل، باز هم فهم عرفی غالب خواهد آمد و نقد اخلاقی ساری و جاری خواهد بود، چون آدمیان، به گفته‌ی هیوم، بالمآل در زندگی بر طریقِ فهم عرفی مشی می‌کنند.به نظر می‌رسد که فهم عرفی همواره جانبدار نقد اخلاقی هنر بوده است و چه بسا اگر فلسفه اشکالی بر این شیوه‌ی عمل وارد نمی‌آورد اصلاً دفاعی نیز از سوی مدافعان نقد اخلاقی صورت نمی‌گرفت.بسیاری از تفکّرات رایجِ فلسفی درباره‌ی نقد اخلاقی هنرها در متن استدلال‌ها[ی مخالفان نقد اخلاقی] شکل گرفته است ــ خواه کوشش در جهتِ نشان دادنِ این معنی که استدلال‌های مذکور قابل‌تشکیکند و خواه کوشش در این جهت که می‌توان آن استدلال‌ها را منطقاً دور زد. (ص 84)پس، آنچه موجبِ دفاعیّه‌پردازی از نقد اخلاقی شده اشکالاتی است که شکّاکان و منکرانِ این روند کرده‌اند. بر این اساس، خوب است نخست دلایلِ مخالفان را برشماریم و آنگاه پاسخ‌های موافقان را در دفاع از نقد اخلاقی بیاوریم ــ کاری که نوئل کرول در دو مقاله‌ی ”هنر و قلمرو اخلاق“ و ”هنر و نقد اخلاقی“ بدان اهتمام ورزیده است و ما هم با تمسّک بدان راه می‌جوییم.تعداد صفحه :148قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید