دانلود پایان نامه ارشد : عوامل اقتصادی، اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی 

گرایش : مطالعات زنان

عنوان : عوامل اقتصادی، اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی

دانشگاه علامه طبا طبا یی

دانشکده علوم اجتماعی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه  کارشناسی ارشد در رشته

مطالعات زنان

عنوان:

عوامل اقتصادی، اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی

زنان دارای کم توانی

استاد راهنما:

جناب دکترسید احمد حسینی

استاد مشاور:

سرکار خانم دکترحمیرا سجادی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

زنان دارای کم توانی دربسیاری از کشورها با تبعیضاتی چندگانه مواجهه اند، نگرش های منفی اجتماعی، زن بودن، کم توانی وفقر، زندگی آنان را با مشکلات بسیاری روبرو می سازد.

هدف این پژوهش شناخت برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی عضو سازمان‌های غیردولتی شهر تهران در سال 1388 است. این مطالعه از نوع همبستگی است و در آن 126 نفر از زنان دارای کم توانی، که از اعضای مؤثر و مستمر سه سازمان غیردولتی شهر تهران بودند، به روش سهمیه‌ای انتخاب شدند. جمع‌آوری اطلاعات از طریق چک لیست اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه کیفیت زندگی WHO صورت گرفته است. تجزیه وتحلیل اطلاعات از طریق نرم افزار SPSS نسخۀ 14 انجام شده است. در تحلیل داده‌ها ابتدا، برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیر کیفیت زندگی و ابعاد مختلف آن، از آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف استفاده شد. در ادامه برای بررسی ارتباط و همبستگی بین متغیرها بنابر مورد از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون، T Student، و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد.

یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که عوامل اقتصادی- اجتماعی با کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی رابطه دارد. بدین معنا که عواملی چون داشتن شغل، دسترسی به خدمات بیمه‌ای مناسب، دسترسی به وسایل کمکی مورد نیاز، و نیز برخورداری از امکانات و تسهیلات موجود در جامعه با کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی ارتباط دارد و می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی آنها کمک کند.

واژگان کلیدی: زنان،  کم‌توانی، کیفیت زندگی، عوامل اقتصادی- اجتماعی

فهرست مطالب

فهرست مطالب… ‌ه

فهرست جداول. ‌ح

فهرست شکل‌ها ‌ی

1- فصل اول: کلیات پژوهش…. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت… 8

1-4- هدف کلی پژوهش…. 10

1-4-1- اهداف اختصاصی.. 10

1-5- انگیزه پژوهشگر. 11

1-6- فایده پژوهش…. 11

2- فصل دوم: ادبیات موضوع. 12

2-1- مقدمه. 13

2-2- سیر تحول ناتوانی در طول تاریخ.. 13

2-2-1- روند تاریخی شرایط افراد دارای کم توانی.. 15

2-2-1-1- آغاز تحول در وضعیت زندگی افراد دارای کم توانی.. 16

2-3- آمار افراد دارای کم توانی در جهان. 18

2-4- آمار افراد دارای کم توانی درایران. 19

2-5- حقوق بشروکیفیت زندگی.. 20

2-6- ارتباط بین فقرو ناتوانی.. 25

2-7- وضعیت زنان دارای کم توانی.. 29

2-7-1- عرصه شغل و درآمد. 31

2-7-2- عرصه زندگی خانوادگی و مسائل عاطفی وجنسی.. 33

2-7-3- عرصه کسب آموزش… 36

2-7-4- عرصه دسترسی به تسهیلات ومنابع عمومی در جامعه. 38

2-7-5- عرصه دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی.. 39

2-7-6- عرصه ارتباطات اجتماعی ومشارکت… 40

2-7-7- عرصه مسکن.. 42

2-8- تئوری‌ها و مبانی نظری تحقیق.. 44

2-8-1- تعاریف مربوط به کیفیت زندگی.. 44

2-8-2- رویکردهای مرتبط با کیفیت زندگی.. 49

2-8-3- مدل‌های ادراکی برای تحقیقات کیفیت زندگی.. 52

2-8-3-1- مدل ادراکی کیفیت زندگی فرانس…. 52

2-8-3-2- مدل ادراکی کیفیت زندگی ران. 53

2-8-3-3- مدل ادراکی سازمان جهانی بهداشت… 53

2-8-4- رویکردهای مربوط به ناتوانی.. 55

2-9- چارچوب نظری تحقیق.. 59

2-10- فرضیه‌های اصلی تحقیق.. 61

2-10-1- سئوالات تحقیق: 61

2-11- مروری بر پژوهش های انجام شده در خارج از ایران. 62

2-12- مروری بر پژوهش های انجام شده درایران. 65

3- فصل سوم: روش‌شناسی.. 71

3-1- مقدمه. 72

3-2- روش پژوهش…. 72

3-3- نوع مطالعه. 72

3-4- جامعه آماری.. 72

3-5- حجم نمونه. 73

3-6- روش نمونه گیری.. 74

3-7- تکنیک جمع آوری اطلاعات… 74

3-8- اعتبار وروایی.. 75

3-9- روش اجرا 77

3-10- فنون تجزیه و تحلیل داده‌ها 77

3-11- ملاحظات اخلاقی.. 77

3-12- تعریف مفاهیم اصلی تحقیق.. 78

4- فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها 81

4-1- مقدمه. 82

4-2- داده ‌ها ی توصیفی.. 83

4-3- داده ‌ها ی تبینی : 93

5- فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات… 96

5-1- مقدمه. 97

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 98

5-3- یافته‌های نظری.. 111

5-4- پیشنهادات منتج از یافته‌ها 112

5-5- پیشنهاد برای پژوهش‌های آتی.. 115

5-6- محدودیت‌های پژوهش…. 116

منابع. 117

منابع فارسی.. 117

منابع لاتین.. 120

پیوستها 123

پیوست یک: چک‌لیست اطلاعات دموگرافیک… 123

پیوست دو: پرسشنامه کیفیت زندگی.. 125

1-1- مقدمه

در سراسر جهان ودر تمام سطوح اجتماع افراد دارای کم توانی وجود دارند. تعداد این افراد در جهان بسیاراست واین تعدادپیوسته رو به افزایش می‌باشد علل بوجود آورنده کم توانی و پیامد‌های ناشی از آن در جهان یکسان نمی‌باشد. تفاوت در پیامد‌ها ناشی از اوضاع واحوال گوناگون اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جوامع ونیزتسهیلاتی است که دولت ها به رفاه شهروندان خود اختصاص می‌دهند. در عرصه کم توانی شرایط متعدد وخاصی وجود دارد که وضعیت زندگی افراد ناتوان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. جهل، غفلت، خرافات وترس ازجمله عوامل اجتماعی هستند که در طی تاریخ کم توانی باعث در انزوا قرار گرفتن افراد ناتوان وبه تاخیر انداختن رشد توانایی‌های آنها شده است. مطالعات تاریخی حاکی از تلاش‌های مستمر افراد دارای کم توانی برای دستیابی به حقوق و فرصت‌های برابر با دیگران است.

کم توانی شرایطی است که در توانایی فرد برای انجام کار‌های روزانه وانطباق وی برای داشتن یک زندگی عادی و مستقل در بعد شخصی ویا اجتماعی اختلال ایجاد می‌شود بعبارت دیگرکم توانی مرتبط با محرومیت‌هایی است که فرد بعنوان نتیجه اختلالات و کم توانی‌های خود تجربه می‌کند واین امر باعث می‌شود فرد دارای کم توانی نتواند نقش‌های خود را بسته به سن ویا جنس که در شرایط اجتماعی وفرهنگی طبیعی در نظر گرفته می‌شود انجام دهد. اما درک، توضیح وتبیین این امر ارتباط تنگاتنگ با الگو‌های مفهومی دارد که آن را به اشکال گوناگون توجیه می‌کند، به عنوان مثال دیدگاه‌های پزشکی، اجتماعی، حقوقی و… هر یک توجیهات متفاوتی از کم توانی ارایه می‌کنند. اگر در دیدگاه پزشکی تمرکز بر فرد دارای کم توانی وتوانایی‌های وی می‌باشد، در دیدگاه اجتماعی کم توانی تابعی از ارتباط میان فرد دارای کم توانی ومحیط است و هنگامی اتفاق می‌افتد که این افراد با موانع فرهنگی و اجتماعی مواجه می‌شوند که مانع از برخورداری آنها از سیستم‌های مختلف جامعه که برای دیگر افراد قابل دسترسی است، می‌شود. اگر این واقعیت را بپذیریم که همه افراد بشر آزاد و برابر آفریده می‌شوند، پس باید به این حقیقت نیز اذعان نماییم که همه انسانها می‌باید از منزلت، کرامت و حقوق برابر خوردار باشند. بنابراین هر نوع محرومیت از حقوق انسانی و شهروندی بر مبنای نژاد، رنگ، جنسیت ویا کم توانی تبعیض قلمداد می‌شود، در شرایطی که چارچوب حقوق بین الملل زندگی افراد را در هر نقطه از جهان تغییر داده افراد دارای کم توانی نیز باید بتواننداز تمامی حقوق انسانی برابر با دیگران بهره مند شوند. علیرغم نادیده گرفته شدن تاریخی این افراد، نگاه به آنان می‌باید مورد تجدید نظر جدی قرار گیرد بر اساس حقوق بین الملل و قانون اساسی کشورباید تمام افراد دارای کم توانی بادیده احترام نگریسته شوند و به آنان فرصت برابر برای داشتن یک زندگی عادی داده شود. لذا کم توانی نباید به عنوان عامل عقب ماندگی فرد از جریان عادی زندگی تلقی گردد.

افراد دارای کم توانی اقلیتی بزرگ را در تمامی جوامع تشکیل می‌دهند، هرچند که آنان در کشور‌های پیشرفته و توسعه یافته شرایطی متفاوت از کشورهای در حال توسعه ویا کمتر توسعه یافته دارند لیکن همه در یک تجربه مشترکند و آن تبعیض است. براساس آمار‌های منتشره از سوی سازمان ملل درسند آخرین میثاق جهانی افراد دارای کم توانی در سال 2006، 65 میلیون نفر با کم توانی درسراسر جهان زندگی می‌کنندکه با در نظر گرفتن خانواده‌های آنان حدود دو میلیارد انسان بنوعی با موضوعات مربوط به کم توانی درگیر می‌باشند که این امر خود نشان از لزوم توجه ویژه به شرایط این افراد می‌باشد. در مناطق مختلف ودر هر کشوری از جهان بخصوص در کشور‌های در حال توسعه افراد دارای کم توانی در حاشیه زندگی می‌کنند اغلب آنها از تجربه‌های اساسی زندگی از جمله دستیابی به اموری چون مدرسه رفتن، بدست آوردن شغل، داشتن مسکن مناسب، ازدواج، گذران اوقات فراقت، دسترسی به تسهیلات عمومی، حمل ونقل وحتی سیستم‌های اطلاع رسانی محرومند.

در حدود 20 درصد از فقیر‌ترین افراد جهان دارای کم توانی هستند.

بیش از 85 درصداز افراد دارای کم توانی با فقر زندگی می‌کنند.

بیش از 50 درصد از کم توانی‌هایی که قابل پیشگیری هستند، مستقیماً با فقر ارتباط دارند. این موضوع مخصوصاً در مورد کم توانی‌های ناشی از سوء تغذیه بویژه تغذیه دوران بارداری و بیماری‌های عفونی صدق می‌کند.

در حدود 98 درصد از بچه‌های دارای کم توانی در کشور‌های در حال توسعه به مدرسه نمی‌روند.

در حدود 30 درصد از بچه‌های خیابانی جهان دارای کم توانی هستند.

میزان سواد برای افراد بزرگسال دارای کم توانی کمتر از 3 درصد است ودر برخی کشور‌ها این آمار برای زنان دارای کم توانی  کمتر از 1 درصد می‌باشد.

سطح مرگ ومیر در کودکان دارای کم توانی بالغ بر 81 درصد می‌باشد با اینکه مرگ ومیر در میان کودکان زیر پنج سال به طور کل به زیر 20 درصد کاهش یافته است در برخی موارد بنظر می‌رسد که کودکان دارای کم توانی از جامعه حذف شده اند.

زنان دارای کم توانی احتمالا 2 یا 3 برابر بیشتر از زنانی که دارای کم توانی نیستند، قربانی مسایل فیزیکی وسوء استفاده‌های جنسی می‌شوند. تقریباً 20 میلیون زن هر ساله به دلیل عوارض دوران بارداری یا هنگام زایمان دچار کم توانی می‌شوند(2006, UN).

میان فقر و کم توانی همبستگی وجود دارد، در حالی که افراد فقیر ممکن است در طول زندگیشان دچار کم توانی گردند، کم توانی نیز می‌تواند به فقر منتهی گردد. این افراد معمولاً با تبعیض ومسائل حاشیه نشینی مواجه اند. تبعیض دارای یک پیامد مشخص نیست بلکه بیانگرمحرومیت از سلسله ی بهم پیوسته‌ای از موقعیت هاست که سرنوشت افراد مورد تبعیض را دگرگون میکند. کودک دارای کم توانی که امکان رفتن به مدرسه را پیدا نمی‌کند از دستیابی به درآمد وداشتن شغل پایدار محروم می‌ماند. عدم استقلال مادی موجب وابستگی وی به اطرافیان می‌گردد. زمانی که فرد دارای کم توانی امکان استفاده از تسهیلات عمومی جامعه را نداشته باشد از تعامل با دیگران محروم می‌گردد وعدم دسترسی به منابع جامعه موجب طرد و انزوای فرد دارای کم توانی را فراهم می‌سازد. انباشتگی محرومیت‌ها برای اغلب این افراد بگونه‌ای است که هیچ پله‌ای برای صعود به پله بعدی وجود ندارد. محرومیت آنان نه ناشی از محدودیت در عملکرد این افراد بلکه بدلیل اختلال در سیستم ها وساختار‌ جوامعی است که امکانات موجود درآن برای همه طراحی نشده است. لذا در ادبیات نوین، کم توانی امری است نسبی، که نه ناشی از مشکلات فردی بلکه محصول شرایط جامعه می‌باشد. در واقع زمانی که شرایط جامعه بگونه‌ای باشد که تسهیلات وامکانات ونیزفرصت‌های برابر برای تمامی مردم فراهم نباشد ممکن است که هر فردی به نحوی در معرض عقب ماندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… قرار گیرد. در این شرایط وضعیت زنان دارای کم توانی  بخصوص در کشور‌های در حال توسعه بسیار وخیم‌تر است اغلب آنان با تبعیضی سه گانه مواجه اند: زن بودن، ناتوان بودن و زندگی در یک کشور کمتر توسعه یافته.

1-2- بیان مسئله

از ابتدای خلقت، بشر در فراز و نشیب زندگی همواره با حوادث و اتفاقات ناشناخته روبرو بوده است. سیل، زلزله، جنگ‌های خانمان سوز، بیماری‌های لاعلاج، فقر، شیوع فحشاء، مواد مخدر ،حوادث و اتفاقات ناشی از کار، تصادفات و… همه از عواملی هستند که سلامت انسان را تهدید نموده و همه ساله گروهی از انسان‌ها را دچار کم توانی می‌سازند.

ازنظر سازمان جهانی بهداشت، کم توانی عبارت است از هرگونه محدودیت یا فقدان توانایی انجام فعالیتهای معمولی ومتعارف که از یک نقص نشات می‌گیرد (سازمان بهداشت جهانی، 2008).

فرد دارای کم توانی کسی است که بخشی از توانایی‌های فیزیکی، جسمی، اجتماعی، حرفه ای، ذهنی و روانی خود را از دست داده یا اصلاً بدست نیاورده است. بنابراین باید سعی شود توانایی‌های او تا حد ممکن افزایش یابد. (نودهی، 1385: 28).

کم توانی بیماری نیست و معمولاً تا پایان عمر با فرد باقی می‌ماند، میزان مرگ و میر و بیماری در بین افراد دارای کم توانی به مراتب بیشتر می باشد. افراد دارای کم توانی غالباً به خدمات و فرصت‌هایی که در اختیار سایر افراد جامعه قرار داده می‌شود دسترسی ندارند. آنان اغلب از تصدی هر گونه شغل مهم و کلیدی در جامعه کنار گذاشته می‌شوند، عدم حضور در امور جامعه منجر به این می‌شود که نیاز‌های آنان در ورطه فراموشی قرار گیرد. کم توانی در اثر تعامل دوسری عوامل حاصل می‌شود، ویژگی‌های فردی که دارای کم توانی است و ویژگی‌های محیطی که ایجاد کننده محرومیت می‌باشد. احساساتی نظیر بی ارزش بودن، سردرگمی، مشکلات برقراری ارتباط اجتماعی، نداشتن آموزش، شغل و درآمد، زندگی منزوی و سایر تبعیضات اجتماعی، محرومیت‌هایی هستند که فرد دارای کم توانی آن‌ها را تجربه می‌کند. این پیامد‌ها بستگی مستقیم با شرایط محیطی، امکانات و منابع اجتماعی و مقررات تبعیضی در جوامع دارد. هر چند این تبعیضات بر اساس شرایط اجتماعی و کلیشه‌های منفی نسبت به افراد دارای کم توانی وجود دارد اما زنان بار این تبعیضات را بیشتر بر دوش می‌کشند.

در سرشماری نفوس ایران در سال1360 افراد نابینا، ناشنوا، قطع اندام ها، تغییر شکل اندام‌ها وفلج کامل به عنوان فرد ناتوان ودارای کم توانی سرشماری شده اند و افراد فاقد این شرایط از سرشماری خارج بوده ا ند.

در سرشماری 1375 با محور قراردادن خانوار از 12398235 خانوار کشور نزدیک به 479590 خانوار دارای فرد دارای کم توانی سرشماری شده اند. بدین ترتیب نسبت خانوارهای دارای فرد دارای کم توانی به خانوارهای عادی 9/3 درصد بوده است. این نسبت در نقاط شهری 4/3 در صد در نقاط روستایی 7/4 در صد محاسبه شده است (محمدی، 1385: 11).

بر اساس مطالعات انجام شده به منظور شناسایی اقشار نیازمند به خدمات بهزیستی، 2/6 درصد جمعیت ایران 60 سال و بالاتر بوده اند و5/6 در هزار افراد بررسی شده مبتلا به ضعف وعدم کارکرد اندام‌ها و7/2 در هزار نیز مبتلا به فلج اندامها می‌باشند. در این بررسی مهمترین علت کم توانی، بیماریها با 8 /28، ضربه 3/26، و مشکلات مادر زادی 7 /21 درصد گزارش شده است (جغتایی، 1377: 13).

سازمان بهداشت جهانی(WHO) معتقد است: تقریباً 10درصد از جمعیت جهان با کم توانی زندگی می‌کنند که بزرگترین گروه اقلیت جهان هستند به دلیل رشد جمعیت جهان، پیشرفت‌های پزشکی و فرآیند سالمندی تعداد افراد دارای کم توانی در حال افزایش است، شمار جهانی افراد دارای کم توانی بیش از 650 میلیون نفر است که با خانواده‌هایشان رقمی معادل 2 میلیارد نفر را در بر می‌گیرد که بنوعی درگیر مسئله کم توانی هستند ( 2006 , UN ).

در ایران بر اساس سرشماری نفوس و مسکن کل کشوردرسال 1385 ازجمعیت 70495782 نفری کشور با در نظر گرفتن نرخ شیوع کم توانی به میزان 38/4 تعداد 3087715 نفر دارای کم توانی در کشور وجود دارد که ازاین تعداد 2/24 درصد یعنی معادل 747132 نفر تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند که 36 درصد یعنی968,268نفر را زنان و64درصد یعنی 164,478 نفر را مردان تشکیل می‌دهند توجه به آمارها نشان دهنده این واقعیت است که افراد دارای کم توانی بخش عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و لذا نمی توان نسبت به مسائل ومشکلات ونیز حقوق آنان بی اعتنا بود. کم توانی و نقص برای زنان در مقایسه با مردان مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند و پیامد‌های آن برای زنان بسیار جدی و قابل تعمق است. در بسیاری از کشور ها، بخصوص کشور‌های در حال توسعه محرومیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان را از دسترسی به خدماتی مانند: مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و پرورش، حرفه آموزی و اشتغال باز می‌دارد و بنابراین در چنین کشور‌هایی زنان دارای کم توانی  تقریباً هیچ گونه امکاناتی برای غلبه بر مشکلات خود ندارند، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و فرصت‌های تحصیلی برای دختران و زنان دارای کم توانی  بسیار اندک است. احتمال دریافت حرفه آموزی و اشتغال برایشان محدود می‌باشد. زنان دارای کم توانی  بشدت در معرض خشونت‌های جسمی، جنسی و روانی قرار می‌گیرند. دختران و زنان دارای کم توانی  بیشتر گرفتار فقر می‌باشند، مشارکت آنان در تصمیم گیری‌ها نیز بطور کلی بسیار ناچیز است. در بسیاری از کشور‌ها زنان در صورت ناتوان شدن از سوی شوهرانشان رها شده و از زندگی در کنار فرزندانشان محروم می‌شوند. تحقیقیات در زمینه کم توانی معمولاً نسبت به تفاوت‌های جنسیتی بی تفاوت بوده است (وایت، 1977: 23). لذا در بررسی مسائل مربوط به کم توانی، نیاز‌ها وتجربیات زنانه در نظر گرفته نشده است.

تعداد صفحه :145

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09199970560        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید