دانلود پایان نامه ارشد : مبانی معرفتی توسعه سیاسی در انقلاب اسلامی ایران

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی

گرایش :  اندیشه سیاسی در اسلام

عنوان : مبانی معرفتی توسعه سیاسی در انقلاب اسلامی ایران

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده  حقوق و علوم سیاسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته اندیشه سیاسی در اسلام

موضوع:

مبانی معرفتی توسعه سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر خوانش امام خمینی –ره-

استاد راهنما:

دکتر شجاع احمدوند

 استاد مشاور:

دکتر عباسعلی رهبر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

     توسعه و پیشرفت، دغدغه همارۀ انسان و جوامع بشری بوده است. در دوران جدید، این رویکرد مورد توجه نظریه پردازان سیاسی بامبانی معرفتی گوناگون قرار گرفت تا با الگو پردازیهای جهانشمول، مفهوم یابی و تئوریزه گردد.

تحقیق حاضر با رهیافتی هنجاری و روشی تحلیلی، بابهره گیری از آثار وسخنان امام خمینی در پی دستیابی به فهم منطق درونی و شناخت مبانی معرفتی توسعه سیاسی مورد نظر ایشان است. با این سوالات اساسی که توسعه سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با خوانش امام خمینی چیست؟ چرا و چگونه شکل گرفته است؟ و تفاوت آن با دیگر نظریه ها در چیست؟ پرسش هایی که ناظر به نوعی معرفت شناسی و دانش سیاسی (اپیستمولوژیک) است.

بیان چهارچوب نظری تحقیق مبنی بر معرفت شناسی [ماهیت و چیستی، مبانی و منابع دانش، ویژگیها و شاخصه ها] توسعه سیاسی، مروری بر  مفاهیم و مبانی نظریه های مختلف درتوسعه سیاسی سنت غربی، فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی ایران، و آنگاه شناخت دلالت ها و مبانی معرفتی امام خمینی که با دو رویکرد اصلی «تربیت انسان» و «گسترش اخلاق و دینداری» در پیوند دین و سیاست و مشارکت سیاسی مردم، و در ترکیب عناصر گفتمانی «اجتهاد فقهی» و «مصلحت عمومی» به مدل «مردم سالاری دینی» منتهی می شود، فهرست فشرده ای از این تحقیق است.

بدینترتیب، توجه مستمر و مراقبت از این رهیافت معرفتی(عقلانیت دینی)، زمینه ساز اصلی کار ویژه های دولت مدرن اسلامی مورد نظر ایشان در دستیابی به پیشرفت و توسعه واقعی محسوب می گردد.

کلید واژه ها: توسعه ، توسعه سیاسی، مبانی معرفتی (معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی) ، امام خمینی، توحید، انسان کمال جو ، اخلاق و معنویت، دین و سیاست، انقلاب اسلامی ایران، مشارکت سیاسی، عقلانیت، اجتهاد عقلانی، عدالت،آزادی،مصلحت عمومی، مردم‌سالاری دینی.

فهرست مطالب

 مقدمه  1

فصل 1ـ کلیات پژوهش    2

1ـ1ـ بیان مسأله. 2

2ـ1ـ اهداف تحقیق.. 4

3ـ1ـ ضرورت و اهمیت پژوهش… 4

4ـ1ـ سؤالات تحقیق.. 5

5ـ1ـ فرضیه تحقیق.. 5

6ـ1ـ تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی.. 6

7ـ1ـ روش‌شناسی تحقیق.. 6

1ـ7ـ1ـ نوع روش تحقیق.. 6

2ـ7ـ1ـ روش گردآوری اطلاعات.. 7

3ـ7ـ1ـ روش تجزیه و تحلیل داده‌ها و فهم اندیشه سیاسی.. 7

8ـ1ـ مشکلات و تنگناهای تحقیق.. 8

9ـ1ـ سازماندهی تحقیق.. 9

10ـ1ـ ادبیات و پیشینه تحقیق ( کتابها، مقالات، طرحهای تحقیقی، پایان نامه‌ها). 10

فصل 2ـ چهارچوب نظری و الگوی پژوهش    24

1-2- مبانی شناخت اندیشه. 24

2-2- نقش وجوه معرفتی در نظریه سیاسی.. 28

3-2- الگوی پژوهش… 33

فصل 3ـ معرفت شناسی توسعه سیاسی در سنت غربی   36

1ـ3ـ «توسعه» و تطورات تاریخی و مفهومی آن.. 36

2ـ3ـ  معرفت شناسی توسعه سیاسی.. 41

1ـ2ـ3ـ ماهیت  توسعه سیاسی در سنت غربی.. 42

2ـ2ـ3ـ مبانی نظری و معرفتی.. 43

3ـ2ـ3ـ نظریه‌ها (توالی‌ها، چالش‌ها و موقعیت‌ها). 45

4-2-3- شاخص های توسعه سیاسی.. 53

فصل 4 – فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی ایران [شرایط و زمینه های تاریخی- اجتماعی] 55

1-4- مفهوم فرهنگ سیاسی و نقش آن در توسعه سیاسی.. 55

2-4- واکاوی فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی ایران.. 56

فصل 5- معرفت شناسی توسعه سیاسی از نظر امام خمینی   64

1-5- مقدمه. 64

2-5- منطق درونی.. 66

فصل 6ـ ماهیت توسعه سیاسی با قرائت امام خمینی   70

1ـ6ـ مفهوم «توسعه» در آموزه‌های اسلامی.. 70

2ـ6 ـ سیاست و توسعه از نگاه امام خمینی.. 74

3ـ6ـ اهداف اصلی توسعه از دیدگاه امام. 78

1ـ3ـ6 ـ تربیت انسان.. 78

2ـ3ـ6ـ گسترش معنویت و دینداری.. 79

فصل 7-  مبانی و منابع اعتبار  81

1ـ7ـ دستگاه معرفتی امام خمینی.. 81

2ـ7ـ هستی‌شناسی امام خمینی.. 86

3ـ7ـ انسان‌شناسی و اخلاق از دیدگاه امام خمینی.. 92

فصل 8- اهداف و شاخص‌های توسعه سیاسی مورد نظر امام خمینی   102

1ـ8ـ اهداف راهبردی.. 102

2-8- ویژگیها و شاخص های توسعه سیاسی.. 107

1ـ2ـ8ـ مشارکت سیاسی مردم. 107

2ـ2ـ8ـ استقرار عدالت و آزادی قانونمند. 113

3ـ2ـ8ـ نهادینه کردن عقلانیت مبنادار. 118

4ـ2ـ8ـ سیاست، امتداد اخلاق و معنویت.. 123

جمع بندی و نتیجه‌گیری   126

منابع   128

مقدمه

«توسعه و نوسازی » از مفاهیم کلیدی و شاخص دوران جدید است که به دلیل حوزه عمومی آن، امری سیاسی محسوب گردیده و تأثیری گسترده بر اندیشه سیاسی معاصر دارد. هرچند این اصطلاح، عمدتاً در قرن بیستم و به ویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم بصورت وسیعی مطرح گردید ولی در حقیقت به مثابه نقشه راه دوران مدرن و عبور از سنت‌ها، متضمن تطبیق و مقایسه الگوی غرب و دستاوردهای آن با کشورها و ملت‌های دیگر جهان است.

بی‌تردید حیطه اصلی و اولیه این امر، در توسعه اقتصادی، رشد صنعتی و افزایش شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی و سرانه درآمد و امثال آن قرار داشته است. اما به تدریج و همانگونه که گفته شد در آغاز نیمه دوم قرن بیستم به حوزه سیاست نیز تسری یافت و به مثابه امر ناظر بر حوزه عمومی، در حکم امر سیاسی تلقی گردید.

در ابتدا، توسعه سیاسی کلاسیک بر مبنای جهان‌شمولی توسعه اقتصادی و در چارچوب نظریه‌های کمیت‌گرای توسعه به «رفتارگرایی» لیپست و سپس نظریه «بسیج» دویچ و لرنر منجر شد. پس آنگاه در نظریه توسعه‌گرای شیلز از اتکاء به توسعه اقتصادی فاصله گرفت و توسط آلموند به کارکردهای نظام سیاسی و فرهنگ سیاسی معطوف شد و در تحولی قابل توجه در «نظریه بحران» لوسین پای، توسعه سیاسی به مثابه عبور از بحران‌های مختلف اجتماعی و سیاسی سنجیده شد که توسط ارگانسکی شکل شفاف‌تری به خود گرفت. در برداشت «نهادگرایانه» هانتینگتون، جایگاه سنت و حضور پیچیده آن در تحولات سیاسی با تفکیک مفهوم «نوسازی» (در مقوله اقتصاد و صنعت) از «توسعه سیاسی» (در حوزه اجتماع و فرهنگ) تبیین گردید که به کارکردگرایی نوپردازانه اپتر بر مبنای ساخت مرکز در توسعه سیاسی منجر و سرانجام با ارائه الگوی بارینگتون مور و تدااسکاچپول به شکل‌گیری رژیم‌های مردمی و قاعده‌مند ساختن توسعه سیاسی با اذعان به محوریت «شناخت‌شناسی» سمت‌گیری شد.

بدین ترتیب، می‌توان تفسیر مفهوم توسعه سیاسی را در قالب نظریاتی همچون: «تکامل نظام دولت ـ ملت»، «عبور موفق از بحران‌ها» ، «غلبه مستمر نوآوری‌ها بر سنت‌ها»، «گسترش فرهنگ سیاسی»، «نوسازی سیاسی مبتنی بر اقتصاد آزاد»، «نوسازی سیاسی بر مبنای نهادسازی سیاسی»، «گسترش آزادی‌های واقعی» و … مطرح نمود که دال مرکزی و مشترک همه آنها را بر مبنای رهیافت جامعه‌شناسی سیاسی و محوریت انسان خود بنیاد، چه در مقام فردیت و چه در جایگاه جامعه، می‌توان در «مشارکت مردم در قدرت، و کارآمدی دولت» خلاصه کرد که متناسب با نیازهای اجتماعی و محیطی هر جامعه، تعریف و تطبیق می‌گردد.

فصل 1ـ کلیات پژوهش

1ـ1ـ بیان مسأله

با تمامی تلاش‌ها و نظریه‌پردازی‌های مختلف و گاه متضاد در حوزه‌ توسعه سیاسی و به رغم انسداد مفهوم توسعه در سه دهه اخیر، یک حقیقت از پس همه این تحولات رخ نموده است که بر مبنای آن، «توسعه سیاسی» مفهومی جهان‌شمول نیست و لزوماً بر مبنای رشد اقتصادی استوار نبوده و در هر جامعه‌ای متأثر از سنت ها و فرهنگ آن جامعه است. لذا اگرچه نظریه توسعه‌گرایانه کلاسیک کم کم از بین رفت ولی در عوض مفهوم سیاسی و دستاورد آن در زبان علم سیاست باقی ماند. و به تعبیر هانتینگتون خصوصیات چند مبنایی‌اش آن را به صورت مفهومی فراگیر در آورد که به گونه‌ای ناهمگون تعداد زیادی زیر مفهوم را دربرمی‌گرفت که بعضاً فاصله مفهومی زیادی با هم داشتند.

اما نکته مهمتر، عمق معنایی و اهمیت «شناخت‌شناسی» و مبانی معرفتی توسعه سیاسی است که محدود به جهان غرب نیست. زیرا، توسعه در جهان غیر غربی نیز مسبوق به بحث فلسفی از نظام‌های دانایی هر تمدن، به عنوان مبانی معرفت شناختی آن است. زیرا ساختار نظریه‌های توسعه سیاسی متشکل از یک مجموعه تصورات و مفردات، یک مجموعه گزاره‌ها و احکام، و یک مجموعه مناسبت‌ها است. بنابراین، پرداختن به نظریات توسعه سیاسی بدون توجه به مبانی معرفتی آن، عملاً راهگشا نخواهد بود. زیرا خاستگاه و نگرش به مفهوم «توسعه» مانند هرگونه رویکرد به چنین مفاهیمی، منبعث از معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و پیش‌فرض‌های معرفتی تلاش‌ورزان آن رهیافت است. لذا «نظریه‌پردازی توسعه بدون توجه به مبانی شناخت شناسی تمدنی و توسعه‌ای دوران کنونی غیرممکن است» (پزشکی، تابستان 1384).

به عنوان مثال، توسعه مورد نظر غرب، متکی بر محوریت انسان خود بنیاد است و با اصل استقلال بشر در تصرف و استخدام همه چیز برای خود مناسبت داشته و این اصل، اصل تاریخ و فرهنگ تجدد است. در حالی که اندیشه اسلامی و «خدامحور»، تکامل و پیشرفت انسان و جامعه را در دو حوزه توأمان مادی و معنوی با غلبه معنویت بر مادیت مورد تأکید قرار می‌دهد.

لذا در اندیشه مدرن غربی، انسان گسسته از وحی و آزاد و رها از همه محدودیت‌ها، بر مبنای برگرفته‌هایی از فلسفه یونان در معنای عقل کلی (لوگوس) و با عبور از ایمان و ضوابط توحیدی، و محوریت یافتن دستاوردهای علمی و تجربی عصر جدید و متکی بر عقل خودبنیاد دوران مدرن، که در آن فقط انسان، محور فهم و تبیین و تغییر جهان است؛ به گوهر «معرفت» دست‌یافته است. آنگاه در پرتو جامعه‌شناسی معرفتی و تحولات تاریخی و علمی غرب، اندیشه سیاسی خاص این معرفت با مؤلفه‌هایی همچون: اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم، فردگرایی، نفع‌گرایی، تکثرگرایی و … در چارچوب پیشرفت مادی شکل داده شده و نظریات توسعه سیاسی آن نیز مبتنی بر این مؤلفه‌ها، چه از حیث اتکاء به نوسازی اقتصادی لیبرالیستی و چه در قالب دموکراسی انتخابی، به مدل نهایی تحققی نهایی آن، یعنی «لیبرال دموکراسی» منتهی گردیده است.

اما در اندیشه اسلامی، همه چیز از خدای خالق هستی آغاز می‌گردد و هم اوست که به عنوان پروردگار عالمیان، انسان را از شرافت «معرفت» و ادراک بهره‌مند می‌سازد (و علّم آدم الاسماء، بقره: 31) و در رابطه‌ای وحیانی، او را ضمن بهره‌مندی از عقل، از دانش و آگاهی مستمر برخوردار می‌سازد (فتلقی آدم من ربه کلمات، بقره: 37). بدین ترتیب در پرتو عقل وحیانی، انسان در جایگاه خلیفۀ‌اللهی قرار می‌گیرد و جامعه انسانی در تعامل عقل و وحی به کرامت واقعی می‌رسد (و لقد کرمنا بنی آدم، اسرا: 70). در این معرفت، انسان مخلوق خداوند است و هم اوست که به انسان تعلیم بیان و زبان می‌دهد (خلق الانسان، علّمه البیان؛ الرحمن: 3 و 4) و او را از نعمت «آزادی و اختیار»  بهره‌مند می‌سازد.

در راستای همین معرفت و زبان وحیانی، جامعه‌شناسی سیاسی توحیدی شکل می‌گیرد که تحولات آن را می‌توان بر مبنای جامعه‌شناسی معرفتی و تاریخی با مؤلفه‌هایی همچون: خدامحوری، عدالت، آزادی مسئولانه، پیوند دین و سیاست، کرامت انسان و حق تعیین سرنوشت، وحدت در عین کثرت، حق و تکلیف، اجتهاد، مصلحت عمومی و … در چارچوب تکامل توأمان مادی و معنوی تبیین نمود.

هم در این راستا، انقلاب اسلامی ایران در اواخر قرن بیستم با بهره‌گیری ازتجربیات نهضتهای مشروطه و ملی شدن نفت، و بهره‌مندی از مشارکت حداکثری مردم ایران، در چالشی آزادی‌خواهانه با رژیم استبدادی و وابسته سلطنت از یکسو و استقلال‌طلبی از نظام جهانی سلطه از سوی دیگر، و در پی تشکیل نظام دین محور و مردم‌سالار «جمهوری اسلامی» به رهبری و مرجعیت امام خمینی (ره)، راه نوینی را در عرصه سیاسی مطرح نمود.

به نحوی که توسعه سیاسی مورد نظر انقلاب اسلامی با تأکید بر خوانش امام خمینی، با ابتنای بر معرفت وحیانی و پیوند زدن دین و سیاست، بر «مشارکت مردم در عرصه سیاست و رقابت برای خدمت با محوریت آموزه‌های وحیانی» استوار گردیده، که چه با پیشرفت علمی و اقتصادی و چه در قالب گزینش انتخابی و حق تعیین سرنوشت، مدل تحققی خود را «مردم سالاری دینی» قرار داده است. لذا این پژوهش در پی تحلیل و شناخت الزامات دستگاه معرفتی توسعه سیاسی با قرائت امام خمینی، در مقابل مبانی معرفتی و رایج غربی است.

2ـ1ـ اهداف تحقیق

کارویژه این تحقیق، در چارچوب همان مبنایی دانستن «معرفت» در شالوده ریزی اندیشه سیاسی و با لمال توسعه سیاسی است. بنابراین هدف ما، بیان الزامات دستگاه معرفتی عقلانیت دینی در انقلاب اسلامی ایران با تاکید بر دلالت های روش شناختی امام خمینی است. زیرا وی از مصادیق برجستۀ گفتمان عقلانیت دینی است که با اتکاء به منابع دینی، روش عقلانی استقراء و مشاهده عینی را نیز در نظر داشته و با کمک عقل عملی و در ترکیب گفتمانی «اجتهاد  عقلانی» به حل مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی فرا روی خود می پردازد. بدین ترتیب، هدف ما در این تحقیق مبتنی بر تفسیری معرفت شناختی است، نه یک تفسیر مبتنی بر انتخابی ایدئولوژیک. و هم در این راستا، تحلیل روشهایی است که در آن دو الگوی «انقلاب اسلامی» و «تجدّد» (بنابر مبانی هر کدام)، تفسیری از توسعه سیاسی را ارائه می دهند و نیز نحوه شکل گیری این روشها و نظام گفتاری آنها است.

3ـ1ـ ضرورت و اهمیت پژوهش

شناخت این تعاطی کمال جوو غایت‌مدار، میان انسان مختار و دین دادار، که به بازتولید مستمر «قدرت فراملی» و پایداری «دولت ملی» انجامیده است، می‌تواند نقش مؤثری در ارائه یک الگوی فراگیر توسعه‌ای براساس ویژگی‌های مشترک معرفتی فراهم آورد و راهگشای پژوهش‌های دیگر، در عرصه تحولات و توفیقات و ناکامی‌های نظام اسلامی باشد. رهیافت مهمی که معمولاً در بررسی نظریات سیاسی و ارائه الگوهای توسعه سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته و تمرکز بر آن می‌تواند زمینه اصلی و صحیح دستیابی به الگوی توسعه سیاسی مناسب با جامعه ایمانی را فراهم آورد. بنابراین، اتخاذ موضع معرفت شناسی در این تحقیق اساسی است تا بتوان از ورای تنوعات و جریان های مختلف اندیشه سیاسی دوران انقلاب اسلامی، به بنیاد روش شناختی مکنون در آنها دست یافت و به برخی مشکلات ناشی از سیطرۀ دیدگاههای ایدئولوژیک فائق آمد. در نتیجه، امکان تفوق بر یکی از مهمترین مشکلات در ارزیابی دانش سیاسی دوران انقلاب اسلامی یعنی اتخاذ یک دیدگاه با مبنای معرفت شناختی نیز فراهم می گردد. زیرا اندیشه سیاسی این دوران، حاوی معنای «یک زندگی» است که بیانگر ادبیات،  عمل و اندیشه سیاسی ملّت ایران است که در آنها، «جهان» خاص خود را بنا نهاده و تعبیر و تفسیر کرده است.

تعداد صفحه :147

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09199970560        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید