دانلود پایان نامه ارشد : مبانی انسان شناختی نظریه های روابط بین الملل

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی 

گرایش :  روابط بین الملل

عنوان : مبانی انسان شناختی نظریه های روابط بین الملل 

دانشگاه علامه طباطبایی 

پایاننامه جهت گرفتن مدرک کارشناسی ارشد در رشتهی روابط بینالملل

 عنوان:

مبانی انسان شناختی نظریه های روابط بین الملل (واقعگرایی و لیبرالیسم) و اسلام

استاد راهنما: دکتر حسین سلیمی

استاد مشاور: دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)چکیده:یکی از عناصری که موجب جهتگیریهای متفاوت نظریهها در علوم سیاسی و روابط بینالملل میگردد، انسانشناسی آنها است. نوع نگاه هر نظریه به انسان موجب برجسته شدن مفاهیم خاصی در آن نظریه میشود. در این پژوهش دیدگاههای واقعگرایی، لیبرالیسم و اسلام در مورد انسان و تأثیر این دیدگاهها بر فهم آنها از پدیدههای بینالمللی بر اساس روش هرمونتیک کوئنتین اسکینر مورد بررسی قرار گرفت. در واقعگرایی به بررسی نظریههای هانس. جی مورگنتا و کنث والتز به عنوان دو نظریهپرداز مطرح واقعگرایی پرداخته شد. در لیبرالیسم رابرت کئوهن و جوزف نای مورد بررسی قرار گرفت. در مورد اسلام نیز دیدگاه آیتالله جوادی آملی به عنوان اندیشمند مطرح مسلمان شیعه در دوران معاصر مورد بحث قرار گرفت. آنچه که از این بررسیهای بهدست آمد، این است که نگاه واقعگراها و لیبرالها به انسان یکوجهی و مادیانگارانه است؛ با این تفاوت که واقعگرایی سرشت انسان را بد میداند و در نتیجه پدیدههای بینالمللی را حاصل منازعه و جنگ بر سر قدرت میداند و لیبرالیسم نگاه خوشبینانه به انسان دارد و بیشتر بر صلح و همکاری در روابط بینالملل تأکید میکند؛ اما نگاه اسلام به انسان چندوجهی است و معتقد است که انسان علاوه بر ویژگیهای طبیعی و مادی، دارای جنبههای ملکوتی و روحانی نیز است؛ چنانچه بر اساس غریزه و طبیعت خویش عمل کند و از فطرت و سرشت خود دور شود، جنگ  و نزاع قطعی خواهد بود و اگر بر اساس فطرت خود رفتار نماید، روابط بر اساس همکاری و صلح برقرار خواهد شد.واژگان کلیدی: انسانشناسی، روابط بینالملل واقعگرایی، لیبرالیسم، اسلام.فهرست مطالبفصل اول: کلیات.. 1بیان مسأله. 2سؤال‌اصلی.. 7فرضیه‌ی پژوهش... 8سوابق پژوهش... 9اهداف پژوهش... 12اهمیت و ضرورت طرح. 12روش پژوهش... 13تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح. 13سازماندهی تحقیق. 16فصل دوم: چارچوب مفهومی.. 18مقدمه. 19روش فهم اسکینر. 22نقد روششناسی قرائت متنی.. 24نقد روششناسی قرائت زمینهای.. 27رویکرد پیشنهادی اسکینر برای فهم اندیشهی سیاسی.. 29فصل سوم: واقعگرایی (مورگنتا و والتز) 37
  1. مورگنتا 38
1-1. زمینهی فکری.. 391-2. زمینهی عملی.. 441-3. نظریهی مورگنتا 47
  1. کنث والتز. 57
2-1. زمینه فکری.. 57رفتارگرایی در روابط بینالملل. 582-2. زمینهی عملی.. 612-3. نظریهی کنث والتز. 682-3-1. تعریف والتز از نظریه. 692-3-2. سطح تحلیل والتز: 702-3-3. عناصر اصلی نظریه سیستمی والتز. 72جمعبندی.. 76فصل چهارم: لیبرالیسم (رابرت کئوهن و جوزف نای) 77مقدمه. 78
  1. زمینهی فکری.. 81
  2. کارکردگرایی.. 84
  3. فدرالیسم. 85
  4. ارتباطات.. 86
  5. نوکارکردگرایی.. 86
زمینهی عملی.. 90
  1. کاهش تنش میان شرق و غرب.. 92
  2. ظهور متغیرهای جدید در تجزیه و تحلیل مسائل بینالمللی.. 93
1-2. ظهور کشورهای جهان سوم. 93
  1. 2. وحدت و همگرایی کشورهای اروپای غربی.. 94
  2. 2. ظهور ژاپن به عنوان بازیگر اقتصادی.. 95
4-2. سقوط نظام اقتصادی برتون وودز. 96
  1. نظریهی وابستگی متقابل رابرت کئوهن و جوزف نای.. 97
جمعبندی.. 104فصل پنجم: اسلام (جوادی آملی) 105مقدمه. 106
  1. زمینه فکری.. 108
  2. زمینهی عملی.. 113
  3. اندیشهی جوادی آملی.. 117
بحران معرفتشناسی و انسانشناسی.. 118بحرانهای سیاسی اجتماعی.. 122انسانشناسی مطلوب از دیدگاه آقای جوادی آملی.. 127تعریف روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 132اصول روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 134مراتب روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 138
  1. همزیستی عادلانه در حوزهی اسلامی.. 138
  2. وحدت و همزیستی عادلانه در حوزهی پیروان ادیان توحیدی.. 138
  3. جوامع بشری (وحدت جهانی) 139
جمعبندی.. 142نتیجهگیری.. 143جدول مقایسهی نظریههای واقعگرایی، لیبرالیسم و اسلام. 146منابع فارسی.. 147منابع لاتین. 153بیان مسألههر چند تاریخچهی رشتهی روابط بینالملل را میتوان در ارتباطات دولتشهرهای یونان باستان پیگیری کرد، اما شکلگیری آکادمیک این رشته به تأسیس کرسی روابط بینالملل بعد از جنگ جهانی اول بر میگردد. با شکلگیری دولت مدرن در اروپا، به تدریج ضرورت برقراری روابط با دیگر دولتها از نیازهای اساسی دولت به حساب آمد. گسترش این رشته برای پاسخ به چگونگی ارتباطات بینالمللی و منطق حاکم بر آن، راه حلهایی در برابر حاکمان قرار میداد. اولین پارادایم مسلط بر این رشته، مکتب لیبرالیسم بود که در فرهنگ و دین اروپائیان ریشه داشت، اما پس از جنگ جهانی دوم  سلطهی واقعگرایی براین رشته را شاهد هستیم. مکاتب مهم در روابط بینالملل از نظریات اندیشمندان اروپایی و آمریکایی بهره بردهاند و در این رشته نظریهی غیر غربی شکل نگرفته است. با توجه به جامعیت اسلام میتوان با بررسی متون اسلامی و دیدگاه اندیشمندان اسلامی به دیدگاه اسلام نسبت بهاین رشته و خصوصا مبانی فرانظری یک نظریهی اسلامی پرداخت.در این پژوهش برای واقعگرایی و لیبرالیسم از رهیافت، رویکرد، نظریه و مکتب استفاده شده است که با وجود اختلاف در معانی این عبارات، با تسامح همهی آنها به معنای واحدی بهکار رفتهاند.یکی از راههای پیبردن به تفاوت نظریههای روابط بینالملل، بررسی مبانی فرانظری آنهاست.  علاوهبر هستیشناسی و معرفتشناسی، یکی از مؤلفههای تأثیرگذار بر جهتگیری نظریهها، انسانشناسی آن نظریهها است. نوع نگاه هر نظریه به سرشت انسان موجب برجسته شدن مفاهیم خاصی در آن نظریه میشود. با توجه به تقدم مبانی فرانظری بر مباحث محتوایی نظریهها، باید قبل از بررسی یک نظریه، به مبانی فرانظری آن پرداخت؛ برخلاف نظریه، فرانظریه به ما نمیگوید که جهان چگونه کارکردی دارد؛ بلکه دربارهی چگونگی بنیاد نظریهها سخن میگوید و بین انواع فهمهای موجود از جهان و هستیشناسی آنها دربارهی واقعیت ارتباط برقرار میکند.(معینی علمداری، 1385: 12) یا به عبارت دیگر، فرانظریهی بینالمللی به بیان نیوفلد حوزهای فرعی از روابط بینالملل است که میکوشد پاسخ دهد چه چیزی به یک نظریهی خوب شکل میدهد.(مشیرزاده، 1384 : 7) هر نظریهای که در علوم انسانی به آن پرداخته میشود، خواسته یا ناخواسته، بر پیشفرضهای خاصی بنا شده است. معمولاً این پیشفرضها و نگرشهای خاص دربارهی انسان براساس شناخت عمیق و استدلالی نسبت به انسان انتخاب نمیشوند و همین باعث شده که نگرشهای کاملاً متفاوت و متضادی را نسبت به انسان داشته باشیم. این نگرشهای متفاوت بهطور طبیعی باعث میشوند تا نظریههای علمی متفاوتی در حوزهی دانشهای انسانی بهوجود آیند.معمولاً مبانی انشان‌شناسانه‌ی نظریه‌های روابط بین‌الملل مفروض گرفته شده و یا حتی در برخی از نظریهها به عنوان اصل موضوعه پذیرفته می‌شوند‌؛ از این‌رو پذیرش یک مفهوم خاص انسان‌شناختی در یک نظریه‌ی روابط بین‌الملل مبتنی بر استدلال‌های علمی نیست؛ بلکه به نوعی از باورهای عمومی نظریه‌پرداز گرفته شده است.(سلیمی،1390: 8) در هر صورت مفروض گرفتن نگاه نظریهپرداز به انسان، آگاهانه یا ناخودآگاه در نظریهپردازی او تأثیرگذار است و برای تبیین نظریهی او باید در ورای مباحث محتوایی نظریه، به مبانی فرانظری او پرداخت.اولین نظریهای که بر روابط بینالملل مسلط  شد، نظریه‌ی لیبرالیسم است. پیشفرضهای اصلی لیبرالیسم عبارتند از
  1. دیدگاه مثبت نسبت به ماهیت انسان؛
  2. اعتقاد راسخ بهاینکه روابط بینالملل میتواند به جای منازعه بر همکاری استوار باشد؛
  3. اعتقاد به پیشرفت بشری.(جکسون و سورنسون، 141:1385)
این مکتب براساس اندیشههای فلسفی رواقیون و آموزههای مسیحیت و تحتتأثیر اندیشمندانی مانند کانت و ...، نگاهی خوشبینانه به سرشت انسانی دارد. مکتب مزبور چنین فرض می‌کند که انسان موجودی نیک‌سرشت است و از انعطاف‌پذیری مطلق برخوردار می‌باشد و عدم موفقیت نظام اجتماعی در نیل به معیار‌های عقلانی را ناشی از فقدان شناخت و ادراک و وجود نهاد‌های منسوخ اجتماعی، یا فساد برخی افراد یا گروه‌های منفرد می‌داند.(مورگنتا، 4:1374)همانطور که گفته شد لیبرالیسم اولین نظریهای بود که بر روابط بینالملل مسلط شد و همواره نظریهپردازان آن در شاخههای مختلف آن را بازسازی کردهاند. رابرت کئوهن[1] و جوزف نای[2] دو نظریهپردازی هستند که در دهههای 1960 و 1970 نظریهای را با عنوان وابستگی متقابل ارائه دادند. نظریهی این دو نظریهپرداز به دلیل نوع دیدگاهشان به همکاری و پیشرفت بشری جزو زیرشاخههای لیبرالیسم به حساب میآید. در این پژوهش کئوهن و نای به دلیل اهمیت و تأثیرگذاری فراوانی که نظریهی آنان بر روابط بینالملل داشته است، به عنوان نمایندهی لیبرالیسم مورد بررسی قرار میگیرند.جنگ جهانی دوم آغاز سلطهی مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل بود. این مکتب که ریشه در اندیشهی افرادی مانند توسیدید، هابز، ماکیاولی و مورگنتا داشت، نگاه متفاوتی از لیبرالیسم ارائه کرد و همچنان در فهم روابط بینالملل سلطه دارد. مکتب واقع‌گرایی بر این باور است که جهان از دیدگاه عقلانی، ناقص و نیز حاصل نیروهای ذاتی سرشت بشر می‌باشد و این جهان ذاتاً دنیای منافع متضاد و تعارض میان این منافع است و هرگز نمی‌توان اصول اخلاقی را بهطور کامل متحقق نمود.(مورگنتا، 4:1374)رهیافت واقعگرایی بر چهار فرض استوار است: 1. ماهیت انسان ستیزهگر و منفعتجو است و اخلاقگرا نیست؛ 2. اینکه روابط بینالملل ضرورتاً مناقشهآمیز است و جنگ راهحل نهایی حل و فصل مناقشات بینالمللی است؛ 3. امنیت ملی و بقای دولت بالاترین ارزشهاست؛ 4. بدبینی بهاینکه سیاست بینالملل بتواند همانند زندگی سیاسی داخلی پیشرفت کند.(جکسون و سورنسون، 1385: 93) در واقعگرایی نگاه بدبینانه به سرشت انسان یکی از مبانی فرانظری است که بر نظریهپردازان این مکتب تأثیر گذاشته است.آن‌چه که از فهم نظریه‌پردازان این دو نظریه برداشت می‌شود این است که دیدگاه آنها نسبت به انسان تک‌بعدی است؛ یعنی هر کدام از این نظریهها برداشت خاصی از انسان دارند که ناشی از برداشت آنها از سرشت بشر است. با این تفاوت که نظریهی لیبرالیسم معتقد به نیکی ذاتی و انعطافپذیری بیپایان سرشت بشر است و نگاهی خوش‌بینانه به انسان دارد و واقعگرایی معتقد است، دنیا که به شکل کنونی از نظر عقلانی ناقص است، نتیجهی نیروهایی است که ذاتی سرشت بشر است.(لینکلیتر، 1385: 108)  انسان از دیدگاه این نظریه موجودی شرور گناهکار و قدرتطلب است.تأکید نگارنده در این پژوهش برای دیدگاه واقعگرایی در روابط بینالملل بر و دو نظریهپرداز مهم و تأثیرگذار یعنی، «هانس جی. مورگنتا[3]» و «کنث والتز[4]» است.در مورد دیدگاه اسلام نسبت به انسان دلایل و شواهد مشخص فراوانی وجود دارد که با استفاده از آن می‌توانیم درک معینی از محیط پیرامون داشته باشیم. اسلام به عنوان یک دین دارای مذهبها و فرقههای مختلف و همچنین منابع و اندیشمندان فراوانی است که هرکدام دیدگاههای متفاوتی دارند و حتی در یک مذهب یا فرقه اندیشمندان مختلف ممکن است برداشتهای متفاوتی از منابع مشترک داشته باشند؛ براین اساس پرداختن به همهی آنها در یک زمان محدود و یک پژوهش امکانپذیر نمیباشد.دو دیدگاه کلان در مورد سیاست میان اندیشمندان مسلمان وجود دارد: یکی اینکه اسلام دارای برنامهای جامع دربارهی دولت و سیاست است و دین و سیاست از هم جدا شدنی نیستند؛ دیگری اینکه دین و سیاست دو مقولهی جدا ازهم هستند و دین در سیاست هیچ دخالتی ندارد. در این پژوهش دیدگاه دوم تخصصاً از بحث خارج است؛ بنابراین با توجه به موضوع پژوهش مبنی بر دیدگاه اسلام در مورد اسلام و تأثیر آن بر روابط بینالملل، باید دیدگاه اول مورد بحث قرار گیرد. مفهومی که برای این دیدگاه بهکار می برند، مفهوم «اسلام سیاسی» است.این دسته از نظریهپردازان اسلام را بهعنوان یک جهانبینی جامع در نظر میگیرند که دنیا و آخرت انسان را در بر گرفته و برای همهی حوزههای زندگی، مناسبات اجتماعی، روابط افراد با یکدیگر و روابط بینالملل دستورها و احکام روشنی دارد. این دیدگاه جنبههای سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلهای جامعههای معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت داده و راه رهایی از آنها را توسل به ارزشهای دینی و بازگشت به اسلام می داند؛(حسینیزاده، 1386: 17- 18) براین اساس با توجه بهاینکه این دیدگاه در مذهب تشیع و ایران بعد از انقلاب اسلامی به لحاظ عملی صورت پذیرفته است، در این پژوهش دیدگاه آیتالله جوادی آملی به عنوان یکی از نظریهپردازان اصلی و تأثیرگذار این دیدگاه و به دلیل اینکه ایشان بررسیهای زیادی پیرامون دیدگاه اسلام نسبت به انسان و همچنین روابط بینالملل در اسلام انجام داده است را مورد بررسی قرار خواهیم داد.قرآن کریم منبعی است که اشاراتی به حقیقت و ماهیت انسان داشته و می‌تواند تصویری از انسان ترسیم کند که مبنای نظریه‌پردازی سیاسی بوده و یا ملاکی برای قضاوت در مورد دیگر نظریه‌های جاری در روابط بین‌الملل مبدل شود. تدقیق در آیات انسان‌شناسانه نشان می‌دهد که انسان از نظر قرآن نه یک موجودی کاملاً فرشته‌گونه است و نه سراسر قدرت‌طلب و منفعت‌جو. انسان موجودی چندوجهی است که قابلیت آن را دارد که در شرایط و وضعیت‌های و متفاوتی قرار گیرد. البته انسان از نظر قرآن در نهایت وجودی متعالی است اما از نظر ویژگی‌های غریزی، موجودی تک‌بعدی نیست که یک خصلت خاص او بر دیگر خصایص‌اش برتری داشته باشد.(سلیمی، 84:1390) آقای جوادی آملی براساس برداشتهای خود از آیات قرآن و تفاسیر آنها این دیدگاه را نسبت به انسان بررسی میکند.براین اساس آن‌چه در این پژوهش برای ما مسأله است این است که این شناخت‌های متفاوت این دو نظریه‌ی لیبرالیسم و واقع‌گرایی و هم‌چنین شناخت اسلام نسبت به انسان، چه تأثیراتی را بر فهم و برداشت آنها از پدیده‌های بین‌المللی دارد.سؤال‌اصلی انسان‌شناسی در لیبرالیسم، واقع‌گرایی و اسلام چه تأثیری بر دیدگاه آنها نسبت به پدیده‌های بین‌المللی دارد؟فرضیه‌ی پژوهش نگاه تک‌وجهی لیبرالیسم و واقع‌گرایی به انسان‌ موجب درک یکبعدی آنها از پدیده‌های بین‌الملل شده است و نگاه چند‌وجهی اسلام به انسان، باعث درکی چندبعدی از پدیده‌های بین‌الملل می‌گردد.نگاه صرفاً̋ خوشبینانه در لیبرالیسم به سرشت انسان، موجب شکلگیری نظریههایی مانند: آرمانگرایی، صلح دموکراتیک، نهادگرایی، وابستگی متقابل، نهادگرایی نئو لیبرال و...  در روابط بینالملل شده است که مؤلفههای اصلی آنها صلح، همکاری و مشارکت جهانی است.نگاه بدبینانه در واقعگرایی به سرشت انسان موجب شکلگیری نظریههایی در روابط بینالملل میشود که مؤلفههای اصلی آنها بر تلاش برای بقا، منازعه، جنگ و موازنهی قوا مبتنی است. یکی از مهمترین این نظریهها نظریهی نوواقعگرایی والتز است.نگاه اسلام به سرشت انسان نگاهی چندوجهی است؛ یعنی هم میتواند به مرتبهی فرشتگان و بالاتر از فرشتگان یعنی مرتبهی خلیفهاللهی برسد و یا مسیر انحطاط را در پیش گیرد. آیات زیادی در بیان ویژگیهای انسان است که در بعضی ستایس و در بعضی نکوهش شده است. مبدأ این ستایشها حاکمیت فطرت بر وجود و منشأ این نکوهشها طبیعتگرایی انسان است.(جوادی آملی، 1390: 214)  این دیدگاه فرانظری در صورت بهکارگیری موجب شکلگیری نظریهای چندوجهی در روابط بینالمل میشود که علیرغم تأکید بر همکاری و صلح ، اهمیت منازعه و جنگ در روابط را نادیده نمیگیرد. تعداد صفحه :165قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید