دانلود پایان نامه ارشد : نقد روان کاوانه، مسائل مختلف روان شناسی در متون ادبی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : ادبیات و زبان فارسی

عنوان : نقد روان کاوانه، مسائل مختلف روان شناسی در متون ادبی 

مقطع کارشناسی ارشد رشته : ادبیات و زبان فارسی

عنوان : نقد روان کاوانه، مسائل مختلف روان شناسی در متون ادبی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

مقدمه

ادبیات قلمرو وسیعی را در بر می‌گیرد که شامل موضوعات گوناگونی است و با دانش‌های متعددی در ارتباط است و روش‌های مختلفی را نیز برای مطالعه و بررسی آن می‌توان به کار گرفت؛ به عبارت دیگر بسیاری از مسائل ادبی “چند تباری” است‌ و به دلیل گسترده بودن، ریشه در علوم مختلف دوانده‌ است؛ بنابراین برای حل یا تبیین آن­ها باید علوم مختلف را کاوید. اصولاً ادبیات ‌درباره­ی ‌همه‌ چیز بحث می‌کند: زندگی، جوانی، پیری، مرگ، عشق، خانواده، اجتماع، ایمان‌ و به طور خلاصه ‌زندگی با تمام تنوع و گوناگونی‌اش؛ بنابراین مشکل‌ است که بتوان ‌آن‌ را در یک حوزه محدود کرد. و به ‌همین سبب است که مطالعات ‌ادبی همیشه مبحث و گفتمان­های زیبا‌شناختی، روان­شناسی، نظری ‌و عملی ‌را در برداشته ‌است. در واقع پژوهشگران این حوزه در عین تلاش برای تعریف مطالعات‌ ادبی، به‌ منزله­ی ‌یک ‌رشته ‌دانش، از مسائل نظری ‌این حوزه ‌آگاه بوده‌اند و در انواع‌ راه‌حل‌های ممکن و محتمل برای رویارویی با مسائل مبتلا به ‌آن‌ را تعمق کرده‌اند(رها دوست،197:1382). حوزه­ی پژوهش در این پایان نامه مربوط به “روان­شناسی ادبیات” است. منظور از «روان­شناسی ادبیات مطالعه­ی روان­شناختی نویسنده به عنوان نوع یا فرد، یا مطالعه­ی فرآیند آفرینش، یا مطالعه­ی سنخ­ها و قوانین روان­شناختی موجود در آثار ادبی، یا سرانجام مطالعه­ی تأثیر ادبیات به خوانندگان یک اثر ادبی است»(ولک،82:1382).

رویکرد میان ‌رشته‌ای‌ را می‌توان ‌در پژوهش‌های گوناگونی که در رشته‌های مرتبط با مطالعات‌ ادبی ‌شکل‌گرفته‌‌اند به ‌وضوح‌ دید، از ‌جمله ‌تحلیل گفتمان، مطالعات فرهنگی، نشانه شناسی، جامعه‌شناسی‌ ادبیات، روان­شناسی ‌ادبیات و… که در این پژوهش با بررسی و تحلیل شخصیت­های دو داستان تراژدیک شاهنامه، رستم و سهراب و رستم و اسفندیار از دیدگاه روان­شناسی؛ می­توانیم رابطه دو رشته روان­شناسی و ادبیات را به روشنی مشاهده نماییم.

شاهنامه، که اثری ارزشمند و محصول ناخودآگاه جمعی و ملی اقوام ایرانی و از نوع حماسه است؛ داستان­هایش به ویژه در بخش­های اسطوره­ای و حماسی، می­تواند نمادین و دارای معانی ژرف و عمیق باشد. و یکی از زمینه­هایی که می­تواند بستر پژوهش شاهنامه باشد و آثار و نتایج مفیدی به دست دهد، بستر روان­کاوی و روان­شناسی است.

روان­کاوی، نوعی روان­شناسی اعماق  است، که برای فعالیت­های فیزیکی نیمه آگاه  و ناخودآگاه اهمیت بسیاری قائل است(پور افکاری،1373:یج). از جمله مباحث جالب، مهم و پیچیده در روان­شناسی موضوع شخصیت است و یکی از جنبه­های بسیار با اهمیت نظریه‌های شخصیت، تصور یا برداشتی است که هر نظریه‌پرداز از ماهیت انسان دارد. اگر بتوان با الهام از یافته‌های علمی روان­شناسان برجسته، مفروضه‌های اساسی درباره ماهیت انسان را تبیین کرد، گام مؤثری برای شناخت شخصیت انسان می‌توان برداشت. اما به طور کلی شناخت انسان بسیار دشوار است زیرا فرد انسانی، یک واحد هماهنگ نیست و سرشت او سرشار از تناقض است(فراست خواه،1:1384). اما با این وجود ما می­توانیم «امروزه شخصیت­های آثار ادبی را همانند انسان­های واقعی روان­کاوی کنیم»(پاینده،1:1386) چرا که قهرمان­ها و ضد قهرمان­ها و به طور کلی شخصیت­های نقش گرفته در شاهنامه؛ مثل هر انسانی هستند که در زندگی می‌بینیم. انسان­هایی که در معرض خطرند، خطر دور شدن از راز انسانی زندگی­شان.

این پایان نامه در پنج فصل تدوین شده است که عبارت است از:

فصل اول: در این فصل مقدمه، مسئله­ی پژوهش، پیشینه­ی علمی پژوهش، اهمیت و اهداف، پرسش و روش اجرایی پژوهش ذکر شده است.

فصل دوم: در این فصل، ضمن بیان تعاریفی از حماسه و اسطوره؛ به رابطه بین این دو پرداخته شده، سپس، مطالبی مختصر در خصوص فردوسی و اثرش، شاهنامه ذکر شده است. و در پایان ضمن تعریفی از تراژدی، به توضیح مختصری از داستان­ها و جنبه­ی تراژدی بودن آن­ها بسنده کرده­ایم.

فصل سوم: در این فصل،کلیاتی درباره­ی نقد ادبی، ماهیت و هدف روان­کاوی، نقد روان­شناسانه، و رابطه روان­شناسی با ادبیات ذکر شده است. سپس به معرفی روان­شناسانی که از نظرات آن­ها در این پژوهش بهره گرفته شد؛ با توضیح مختصری از دیدگاه­هایشان، پرداخته­ایم. و در پایان کلیاتی در خصوص شخصیت و انواع آن نوشته شده است.

فصل چهارم: در این فصل، که در واقع بخش اصلی و مهم پژوهش است؛ به بررسی و تحلیل روانی شخصیت­های هر دو داستان پرداخته شده است. بدین صورت که ابتدا شخصیت­های اصلی هر دو داستان، و پس از آن شخصیت­های فرعی – هر یک به صورت جداگانه- ؛ بر اساس نقشی که هر کدام از این شخصیت­ها در روند داستان دارند؛ آورده شده است. پیش از تحلیل هر شخصیتی بنا به نیاز، ابتدا به صورت اجمالی به معرفی این شخصیت (از دیدگاه تاریخی، حماسی و اسطوره­ای و یا دینی) پرداخته شده، سپس با آوردن مقدمه­ای از دیدگاه­های روان­شناسی؛ و در ادامه با آوردن شاهد مثال­هایی از شاهنامه، رفتار شخصیتی هر کدام از این اشخاص مورد تحلیل و بررسی روان­شناختی قرار گرفته است. و در پایان مطالب ذکر شده درباره­ی هر شخصیت، استنباط­هایی به طور اجمالی و مختصر، تحت عنوان نتیجه­گیری نوشته شده است. تا بدین وسیله و با توسل به نظریه­های روان­شناسی، نمادهای روان­شناسانه­ی داستان که در پس اعمال و گفتگوهای شخصیت­های داستان نهفته است، بر خواننده آشکار گردد.

فصل پنجم: در این فصل، نتیجه­گیری کلی ذکر شده است. بدین معنی که در پایان به این برآیند رسیده می­شود، که اصول رفتاری شخصیت­های این دو داستان، منطبق با چه نظراتی، و کدام یک از روان­شناسان بوده است، و هم­چنین فهرست منابع و مآخذ در این فصل قرار گرفته است.

 

 

1-2. مسئله­ی پژوهش:

در میان رویکردهای گوناگون نقد و بررسی آثار ادبی که از ابتدای قرن بیستم شکل گرفت، نقد روان­کاوانه آثار هنری و تحلیل متون ادبی از منظر روان­شناسی از ویژگی خاصی برخوردار است. در نقد روان­کاوانه، مسائل مختلف روان­شناسی در متون ادبی کشف می­شود تا هم فصول ممیز ادبیات از روان­شناسی، و هم پیوند میان آن­ها مشخص شود. در واقع نقد روان­کاوانه­ی متون ادبی می­تواند به معنای روان­کاوی ادبیات باشد؛ به این معنا که روان­شناسی و ادبیات دو چیز مستقل از یکدیگرند که در عین استقلال با یکدیگر پیوندهایی نیز دارند. فروید به عنوان بنیان­گذار روان­کاوی و بعدها یونگ و… توانستند با توجه به دریافت­های جدید و نوآورانه­ی خود از روان انسان و کشف ا­بعاد جدیدی از وجود آدمی، قرائت تازه­­ای را از متون ادبی و اساطیری و آثار هنری به مخاطبان خود ارائه دهند. اساس این تحقیق بر محور روان­شناسی شخصیت است که از مباحث بسیار مهم روان­شناسی می­باشد چرا که از طریق شناخت شخصیت و تبیین آن می­توان تا حدودی به­صورت علمی رفتار­های درون­گرا و برون­گرا و هم­چنین الگوی خاص فکری هر فردی را توصیف و تبیین کرد که البته کار بسیار پیچیده است زیرا همه کاوش­های تجربی و علمی روان­شناسان تاکنون علی رغم پیشرفت­های فزآینده به جمع­بندی کلی و تعریف جامعی از آن نرسیده و هر کس به تناسب دیدگاهش در مورد ماهیت انسان نظریه­های مختلفی ارائه داده­اند. اما نتوانسته­­اند به طور کامل شخصیت انسان را واکاوی نمایند، چرا که تمامی معانی و خصوصیات شخصیت را نمی­توان در یک نظریه خاص روان­شناسی یافت. ­برای مثال، “یونگ” معتقد است شخصیت، علاوه بر گذشته، به وسیله­ی آینده شکل می­گیرد، “فروید” عقیده داشت که شخصیت از (نهاد، خود و فراخود) ساخته شده است، “راجرز” شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می­دانست که محور تمام تجربه­های وجودی بود، “آلپورت” شخصیت را مجموعه عوامل درونی، که تمام فعالیت­های فردی را جهت می­دهد تلقی کرده است.  “واتسن” شخصیت را مجموعه سازمان یافته­ای از عادات می­پنداشت. هم­چنین “شلدن” مراحل شخصیت را بر اساس جنین­شناسی بررسی می­کند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که شخصیت پیچیده و لایه لایه­­ی هر فردی بر اساس نظریه­های مختلف روان­شناسان شخصیت از جمله «فروید»، «یونگ»، «آدلر» «راجز»، «مزلو»، «اریکسون» و… قابل بررسی و تحلیل است. در این تحقیق سعی می­شود هر کدام از شخصیت­های مهم دو داستان تراژدیک رستم و سهراب و رستم و اسفندیار از جمله: (رستم، سهراب، اسفندیار، گشتاسپ، پشوتن، هجیر، بارمان، هومان، افراسیاب…). بر اساس، انطباق با برخی از مهم­ترین اصول روان­شناسی روان­شناسان شخصیت یاد شده مورد نقد و بررسی قرار گیرد. زیرا در لایه­­های رفتارهای این شخصیت­ها می­توان عناصر ویژه­ای را یافت که به یکی از بحران­های یا یک بُعد شخصیتی یا آرزوی از دست رفته و سرکوب شده انسان اشاره دارد.

به نظر بسیاری از محققان، داستان رستم و اسفندیار نوعی تراژدی است. شمیسا می­نویسد: «رستم و اسفندیار را معمولا حماسه خوانده­اند، به گمان من تراژدی خواندن آن شایسته­تر است». (شمیسا،224:1376). با بررسی قرائن موجود در داستان متوجه می­شویم که دلیل رخ دادن تراژدی مرگ اسفندیار به عوامل درونی محرک این دو پهلوان در رویارویی با یکدیگر و برخورد دو جهان­بینی برمی­گردد. تقابل رستم و اسفندیار که همیشه از آن با قید جنگ یاد شده به چیزی فراتر از یک نزاع یا یک جنگ است. این تقابل همان کشمکش­های درونی دو پهلوان است. غیر از عوامل درونی که باعث تراژدیک شدن این اثر می شده می­توان به غیاب پشوتن که در این داستان نماینده وجدان آگاه، عقل سلیم و ندای حق و راستی است اشاره کرد. زیرا حضور مؤثر پشوتن و درایت او می­توانست پایان دهنده این نبرد شوم باشد. در حالی ­که تراژدی حضور عقلانیت پشوتن را برنمی­تابد و میان تراژدی و خرد انسان تضادی آشکار وجود دارد.

داستان رستم و سهراب که نیز یکی از حزن انگیزترین داستان­های شاهنامه است یک اثر تراژدیک به حساب می­آید. در این تراژدی تقدیر و سرنوشت سهم مهمی بر عهده دارند. این سرنوشت تغییر ناپذیر که قدرت بشری نمی­تواند از وقوع آن جلوگیری کرده، بافت­های آدمیان را پنبه می­کند(خالقی مطلق،62:1372).

دست نیرومند تقدیر را در جریان شکل­گیری حوادث این داستان بارها می­توان مشاهده کرد:کشته شدن ژنده رزم- کسی که برای شناسایی رستم به همراه او آمده است- کتمان نام  رستم و امتناع از نشان دادن رستم به سهراب از سوی هجیر، تأثیر همین نیروی تقدیر است، که گویی خود فردوسی نیز کاملاً به شکست انسان در برابر سرنوشت باور دارد که بلافاصله بعد از طفره رفتن هجیر از نشان دادن رستم به سهراب؛ می­سراید:

تو گیتـی چـــه سازی که خــود ساختست             جهانـــــــدار از ایـــن کــــار پـــرداختست

زمـانـــه نبـشتـه دگـــرگـونــــه داشــت             چنـــان کــــــو گــــذارد ببایــــد گـذاشت

(فردوسی،188:1389،ب593-592 )

و تلخ­ترین بخش این داستان جایی است که انسان نیز دست ناتوان خویش را در دستان تقدیر گذاشته، و یاری دهنده­ی آن می­شود؛ رستم با پنهان کردن هویت خویش تکوین کننده فاجعه می­شود و آخرین امید سهراب را به باد می­دهد:­

چنــــین داد پـاســخ کــــــه رستـم نـیم            هــــــم از تخـــــمه ســام و نیـــــرم نــیم

کـــــه او پهــــلوان است مــــا کـــهتریم           نـــــه با تخـــت و گاهـــــم و با مغـــــفریم

(همان:191،ب692-691)

اسلامی ندوشن درباره رستم و سهراب می­­گوید: «تراژدی رستم و سهراب، تراژدی بی­­خبری است. دو پهلوان که پدر و پسر هستند به علت آن­که یکدیگر را نمی­شناسند به روی هم شمشیر می­کشند. تقدیر برای بی­­خبر نگه داشتن آن دو از هم، همه عوامل را به کار می­اندازد»(اسلامی ندوشن،۱۳91:۳۰۷). پژوهش حاضر در نظر دارد با توجه به اصول مکتب روان­شناسان برجسته و مهم (فروید و یونگ و….) داستان­های مذکور را تحلیل و بررسی نموده و عوامل روانی مؤثر در روند شکل­گیری ناگزیر این دو تراژدی را شناسایی و بازنمایی کند.

1-3. پیشینه­­ی علمی پژوهش:

تاکنون درباره­ی نقد روان­کاوانه­ی برخی از شخصیت­های شاهنامه پژوهش­های مختلفی صورت گرفته است. در بررسی­های انجام شده، موضوعی منطبق با موضوع تحقیق حاضر یافت نشد، اما در امتداد آن می­توان به پژوهش­هایی مرتبط با تحقیق؛ از جمله موارد زیر اشاره کرد:

١- کاظمی، محمد رضا (١۳۸۳). ویژگی­های خلقی قهرمانان در شاهنامه.

این پایان نامه به بررسی زندگی و حیات قهرمانان حماسی، ویژگی­های ظاهری و جسمی و ویژگی­های روحی و روانی آن­ها پرداخته است.

۲- حق­گویان جهرمی، لیدا ( ١۳۸۸). ساختارشناسی پهلوانان ایران باستان در شاهنامه فردوسی.

این پایان نامه به ساختار­شناسی پهلوانان ایران باستان و ویژگی­های اخلاقی آن­ها از نظر اعتقادی، ملی، بزمی و ویژگی­های ظاهری آن­ها و سجایای پهلوانی پرداخته است.

۳- قشقایی، سعید‐ رضایی، محمد هادی (١۳۸۸). تحلیل روان­کاوانه­ی شخصیت گردآفرید. فصلنامه علمی پژوهشی.

در این مقاله سعی شده است شخصیت ­گردآفرید بر اساس دو مکتب روان­کاوی یونگ و فروید و آرتمیس بررسی شود. در بخش اول این مقاله؛ تمامیت روان گردآفرید طبق نظریه­ی عقده­ی اختگی فروید روان­کاوی، و در بخش دوم اشاره­ی مختصر از روان گردآفرید بر طبق دیدگاه یونگ شده است اما  به طور کامل و به همراه شاهد مثال، به این موضوع پرداخته نشده است لذا در این جستار، سعی شده است که شخصیت گردآفرید به گونه­ای بارزتر، از دیدگاه این روان­شناس-یونگ- بررسی و تحلیل شود.

­4­-­ اَتونی، بهروز(1390). نقد اسطوره شناختی ژرفا، بر بنیاد کهن­نمونه­ی مادینه روان. فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی.

این مقاله نیز به گزارش و تحلیل کهن نمونه‌ی مادینه روان برخی از شخصیت­های اسطوره­ای پراخته است. که برای فهم بهتر مطالب­ها در این پایان نامه از آن استفاده شده است.

5­-  هوشنگی، مجید(1388). نقد و بررسی روان­کاوانه­ی شخصیت زال از نگاه آلفرد آدلر. فصلنامه نقد ادبی.

در این مقاله سعی شده است شخصیت زال در شاهنامه، از نگاه روان­شناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. ویژگی روانی این شخصیت در چارچوب نظریه­ی عقده­ی حقارت و برتری­جویی آلفرد آدلر در این مقاله تحلیل و بررسی شده است. اما به ویژگی روانی این شخصیت از دیدگاه یونگ که در این پژوهش به آن پرداخته شده است؛ اشاره­ای نشده است. این مقاله برگرفته از پایان نامه ­ی کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس است که نویسنده در آن به بررسی شخصیت­هایی چون: زال، رستم، و تهمینه پرداخته است. اما با مطالعه­ی این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که وی در تحلیل شخصیت رستم به نتیجه منطقی نرسیده، و به فرضیه­ها و نتایجی دست یافته­، که نگارنده در فصل چهارم این پایان نامه در بخش تحلیل شخصیت رستم از دیدگاه فروید؛ دلایلی را در رد آن­ها ارائه داده است.

اما به طور کلی درباره­ی نقد روان­کاوانه­ی شخصیت­های اصلی این دو داستان-رستم و سهراب و رستم و اسفندیار- بر اساس دیدگاه روان­شناسان (کارل گوستاو یونگ، زیگموند فروید، آلفرد آدلر و…) کار پژوهشی صورت نگرفته است. و این پژوهش از این جهت کاملاً بدیع و نو است.

1-4. اهداف و اهمیت پژوهش:

با توجه به این­که بسیاری از موضوعات متنوع متون ادبی ریشه در اصول روان­شناسی دارد، بررسی روان­کاوانه­ی این دو داستان و تبیین اصول روان­شناسی مرتبط با موضوع و شخصیت­های داستان، از اهداف اصلی این پژوهش است. سخن ‌گفتن درباره­ی شخصیت، پیش از هر چیز مستلزم شناخت ماهیت انسان و فرضیه­های اساسی مربوط به آن است. و با توجه به این­که هدف اصلی این پژوهش فراهم‌ کردن زمینه برای ارائه نظریه‌ شخصیت با رویکرد روان­شناختی است؛ اتخاذ موضعی مشخص درباره­ی مفروضه‌های مربوط به ماهیت انسان، نه تنها لازم و ضروری، بلکه امری اجتناب‌ناپذیر است.

تحقیقات میان رشته­ای در دنیای امروزی رونق زیادی یافته و نتایج مفید و ارزنده­ای به دست می­دهد. در حوزه­ی ادبیات، رابطه­ی روان­کاوی و ادبیات و بررسی متون ادبی از دیدگاه روان­کاوی؛ در گشودن بسیاری از راز و رمزها مفید است و نتایجی شگفت به دست می­دهد. روان­کاوی خود حوزه­ی وسیعی است که صاحب نظران متعدد با دیدگاه­های مختلف و حتّی گاهی متضاد به آن پرداخته­اند. بنابراین بررسی آثار ادبی ایران از دیدگاه روان­کاوی می­تواند ما را به جنبه­هایی از رمزشناسی این آثار و درک ژرفای روانی آن­ها برساند. این نوع پژوهش­های روان­کاوی کمک می­کند، تا جنبه‌های نمادین و رمزی، در بسیاری از اسطوره­ها، داستان­ها، حوادث و افسانه­ها و مانند آن روشن، و معانی پنهان درون آن آشکار گردد. و شاهنامه اثری ملی و محصول ناخودآگاه جمعی ایرانی در طول قرن­هاست، که این اثر به خصوص در بخش اسطوره­ای و حماسی، دارای داستان­های نمادین و معانی ژرف و عمیقی است که از دیدگاه فوق قابل تحلیل است.

 

 

1-5. پرسش پژوهش:

١­- آیا داستان­های رستم و سهراب و رستم واسفندیار جنبه­ی تراژدیک دارند؟

۲- آیا می­توان داستان رستم و سهراب، رستم و اسفندیار را بر اساس اصول روان­شناسی، نقد روان­کاوانه کرد؟

 

 

1-6. فرضیه­ی پژوهش

با بررسی دقیق سیر و روند حوادث داستان­ها و فرجامی که در پایان داستان برای شخصیت­های اصلی آن پیش آمده است، و هم­چنین با توجه به دلایلی که در فصل دو به آن اشاره شده است؛ جنبه­های تراژدیک هر دو داستان بسیار پر رنگ و قوی است. و با توجه به رفتار، گفتار و منش شخصیت­های داستان، بررسی آنان از دیدگاه روان­شناسان برجسته ضرورت دارد، تا در کنار رو ساخت داستان، لایه­های ژرف­ساخت این داستان­ها کشف گردد.

 

 

1-7. روش و شیوه­ی اجرای پژوهش:

در این پژوهش، ابتدا اصول روان­شناسی روان­شناسان برجسته با دقت مطالعه و دسته­بندی می­گردد، سپس با مطالعه عمیق هر دو داستان، هر کدام از شخصیت­های این داستان­ها را، که رفتار، گفتار، منش و کردار آن­ها با اصول روان­شناسی روان­شناسان منطبق هستند مورد تحلیل و بررسی قرار می­گیرد.

تعداد صفحه : 325

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09199970560        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید