دانلود پایان نامه ارشد : هنر و زیبایی از نگاه لویی آلتوسر

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته هنر 

گرایش : فلسفه هنر

عنوان :  هنر و زیبایی از نگاه لویی آلتوسر

 دانشگاه علامه طباطبایی 

دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی

 پایان نامه دوره کارشناسی ­ارشد رشته فلسفه هنر

 عنوان:

هنر و زیبایی از نگاه لویی آلتوسر

 استاد راهنما:

دکتر شمس الملوک مصطفوی

استاد مشاور:

دکتر احمدعلی حیدری

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده
الف. موضوع و طرح مسئله (اهمیت موضوع و هدف):نسبت میان هنر و ایدئولوژی همواره کانون توجه مطالعات مارکسیستی هنر بوده است. درک این مسئله که هنر چه جایگاهی در نظام اجتماعی دارد؟ و چه ویژگی و کیفیتی در هنر آن را از موضع فردی هنرمند به روابط پیچیده­ی اجتماع می­کشاند؟، چالش تمام گفتمان­هایی است که حول تولید اجتماعی هنر گرد آمده­اند. زیبایی هنری در تفکر مارکسیسم ارتباط عمیقی با شرایط تولید، بازتولید، مصرف و بازار تولید و مصرف دارد. مقوله­ی زیبایی را ذهنیت هنرمند و مخاطب تعریف نمی­کند، بلکه در چارچوب ایدئولوژی حاکم تعریف می­شود. شیوه­ی تولید و  ایدئولوژی مربوط به طبقه­ی حاکم که شیوه­ی تولید را در دست دارد، تعیین­کننده­ی سبک­ها و سلیقه­های هنری در هر دوره­ای است. این مجموعه روابط میان هنر و ایدئولوژی و اقتصاد در یک کلیت مارکسیستی، نظام اجتماعی نامیده می­شود. نظام اجتماعی دربردارنده­ی مناسبات تولیدی است که مارکس در ماتریالیسم تاریخی آن را به دو بخش زیربنا و روبنا تقسیم کرد. روبنای حقوقی، سیاسی، فرهنگی و … بر زیربنای عظیم اقتصادی استوار است. بنابراین هر گونه تحول و تکاملی در زیربنا منجر به تکامل و تحول در روبنا خواهد شد. تعیین­کنندگی در تفکر مارکس دشواری­های بسیاری برای تفکر مارکسیسم فراهم کرده است. اما به دلیل کثرت و گوناگونی نوشته­های مارکس در طول دوران زندگی­اش، گرایش­های متفاوتی در بستر مارکسیسم شکل گرفت که بر اساس نوشته­های او در دوره­های مختلف تفکرش، تفاسیر متفاوتی را از اندیشه­ی مارکس ارائه کردند. مفاهیم و تعاریفی چون هنر به مثابه کالا، ایده ی هنر به مثابه موقعیت، فعالیت اشتراکی هنر، هنر به مثابه ایدئولوژی، زیبایی­شناسی کردن سیاست، تکثیر و بازتولید مکانیکی هنر، هنر به عنوان فاصله­ی انتقادی با ایدئولوژی همگی مفاهیمی هستند که در تعابیر گوناگون منتقدان مارکسیست از هنر تدوین شده­اند. نظریه­ی هنر و تحلیل هنری در مارکسیسم از تفاسیر بسیار ساده و پیش پا افتاده­ای

چون هنر به عنوان ایدئولوژی تا هنر محمل تناقضات ایدئولوژیک را شامل می­شود. تقریباً اکثر این نظریه­ها در رابطه با ایدئولوژی بیان می­شوند. چرا که ایدئولوژی یک مقوله­ی برناگذشتنی در اندیشه­ی مارکس بود. وی تفکر خود را در ایدئولوژی آلمانی از تمام ایدئولوژی­ها و اندیشه­های انتزاعی دیگر فلاسفه جدا کرد و علم تاریخ را بنیان نهاد. از این رو در تحلیل­های مارکسیستی، ایدئولوژی موقعیتی محوری دارد. هنر محصولی اجتماعی است، بنابراین جدا از ایدئولوژی نیست.

یکی از موثرترین و ارزشمند­ترین دیدگاه­ها درباره­ی ایدئولوژی، دیدگاه پیر لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست فرانسوی است. بر اساس خوانش آلتوسر از مارکس، بر خلاف آنچه مارکس در ایدئولوژی آلمانی می­گوید، ایدئولوژی صرفاً مجموعه­ای از توهمات نیست. بلکه آلتوسر در دو مقاله­ی مارکسیسم و اومانیسم و ایدئولوژی و دستگاه­های ایدئولوژیک دولت، ایدئولوژی را نظامی از بازنمایی­ها می­داند. این بازنمایی­­ها شامل تصاویر، سخن­ها، روایت­ها و اسطوره­هایی است که به مناسبات زیستی و زندگی اجتماعی مردم مربوط می­باشند. اما آن چه در ایدئولوژی بازنموده می­شود، نظام مناسبات واقعی حاکم بر هستی افراد نیست. بلکه تصویر مناسبات خیالی افراد با آن با مناسبات واقعی زندگی اجتماعی است. به عبارت دیگر ایدئولوژی هم رابطه­ی واقعی و هم رابطه ی خیالی با جهان است. واقعی از این جهت که مردم از طریق ایدئولوژی رابطه­ی خود را با مناسبات حاکم بر شرایط وجودی خویش را به طور واقعی و ملموس زندگی می­کنند. و خیالی از این جهت که ایدئولوژی مانع از درک کامل این شرایط وجودی و چگونگی ساخته­شدن اجتماعی زیست مردم در چارچوب آن می­گردد. آلتوسر ایدئولوژی را نظام بازنمایی غلط می­داند که نه اندیشه­هایی است که در مغز مردم وجود دارند، و نه در سطح بالاتر بیان مناسبات مادی واقعی، بلکه شرط لازم برای عمل در چارچوب شکل­بندی اجتماعی است.  آلتوسر معتقد است که این بازنمایی نادرست از راه­های مختلفی چون زبان، ادبیات و هنر و … انجام می­شود و ابزار اصلی جامعه­ی سرمایه­داری برای نگه داشتن روابط نابرابر طبقاتی است. خیالی و واقعی بودن ایدئولوژی، رابطه­ی دو سویه­ای است که آلتوسر با بازگشت به آراء فروید درباره­ی تحلیل دستگاه روانی، ارائه کرده است. تفکر فروید همه دستگاه روانی انسان را به صورت دو سویه معرفی می­کند. مهر و کین، عشق و نفرت، نفی و تایید، خواستن و نخواستن، دوستی و دشمنی و به طور کلی هست و نیست. بنابراین ایدئولوژی از دیدگاه آلتوسر به عنوان مقوله­ای که ارتباط نظری با تحلیل رویا از دیدگاه فروید دارد، مفهومی دو سویه است. سازنده – مخرّب.

از نظر آلتوسر تفکر انتقادی در هنر به دنبال یافتن تناسبات نظم و هارمونی و ذائقه­ی زیبایی­شناسی و ذوق و تجربه­ی زیبایی­شناسانه نیست، بلکه با تفکر انتقادی نظم و هارمونی را از زاویه­ی ارتباط با ایدئولوژی تحلیل می­کند. نظم و هارمونی هنری، نظم ایدئولوژیک است. هنر از دیدگاه آلتوسر ایدئولوژی نیست- بر خلاف دیدگاه مارکسیسم راست کیش- بلکه درون ایدئولوژی است. از ایدئولوژی فاصله می­گیرد و رابطه­ی انتقادی با آن برقرار می­کند. و این رابطه ناخودآگاه است. چرا که هنرها گاه نمی­دانند که محمل تضادها و تناقضات ایدئولوژیک هستند. مثال بالزاک و تولستوی از نظر مارکس، و تولستوی از دیدگاه لنین، که آلتوسر به هر دوی آن­ها در تحلیل هنر و ایدئولوژی اشاره می­کند، گویای این امر است. بالزاک برای حفظ ارزش های بورژوایی زمانه­ی خود دست آثاری پدید آورده است که بیانگر تناقضات و امیال سلطنت طلبانه و شهوت پرستانه­ی زمانه­اش است. مهمترین ویژگی تفکر آلتوسر در رابطه با هنر در این است که او هنر را از دو تعریف مطلق و تعیین­کننده رهایی بخشید. از دیدگاه او هر نوع هنری ترکیب پیچیده­ای از عوامل مختلف اجتماعی، از هنرمند گرفته تا شرایط اجتماعی، اقتصادی،سیاسی و … است. بنابراین هنر دیگر نه آن ذهنیت خلاق هنرمند است که بورژوازی به صورت مطلق تعریف کرده است و نه آن نتیجه­ی جبرگرایانه­ی “عالی جناب اقتصاد” که مارکسیسم راست کیش در تعیین­کنندگی اقتصاد بیان کرده بود.

اهمیت پرداختن به فیلسوف پرآوازه ای که شهرت  بحث انگیزی دارد و به دلیل بحران­های روحی و معرفتی همواره از جانب اندیشه و تفکر مورد بی مهری واقع شده است، به واسطه ی دیدگاه او در رابطه با پیچیدگی­های نظام سرمایه­داری است. آلتوسر با ارائه­ی نظریه ایدئولوژی در واقع پیچیدگی و پویای نظام سرمایه­داری را به ما گوشزد می­کند. از این رو مقاله­ی آلتوسر تحت عنوان ایدئولوژی و دستگاه­های ایدئولوژیک دولت، عملکرد سرکوب افراد توسط ایدئولوژی را به صورت کاملاً آرام و بی صدا توصیف می­کند و نشان می­دهد که سرمایه­داری چه طور این کار را توسط ایدئولوژی انجام می­دهد. آلتوسر انقلابی در نظریه­ی ایدئولوژی به وجود آورد که بعدها در نظریات پساساختارگرایی و ساختارشکنی و نقادی­های فمنیستی تاثیر تعیین­کننده به جای گذاشت. وی تمام کار فلسفی خود را مصروف شناساندن مارکس واقعی و علمی از مارکس ساخته و پرداخته­ی جریان­های ایدئولوژیک و انسان­گرا کرد و در رنسانس عظیمی تحت عنوان «بازگشت به مارکس» خوانشی دیگر از آثار وی ارائه کرد.

 ب) مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه­ها: مسائلی که این پایان نامه به آن­ها می­­پردازد، جدال­های نظری آلتوسر با دیگر اعضای حزب کمونیست فرانسه است. این جدال­هانشان­دهنده­ی اندیشه­های او در رابطه با ایدئولوژی و ضداومانیسم نظری در معارضه با اومانیسم، و به خصوص اومانیسم سوسیالیستی که در حزب پس از جنگ جهانی دوم رواج یافته بود، است. آلتوسر نظریه­ی ضداومانیسم نظری را در معارضه با دسته‏ی مارکسیست­های هگلی چون ژان پل سارتر و موریس مرلوپونتی به کار گرفت. افرادی که بر آثار دوران نخست و هگلی مارکس تمرکز داشتند. اما آلتوسر با تاکید بر «گسست معرفت­شناسانه­ی مارکس» در ایدئولوژی آلمانی از معضلات و مسائل هگلی و به طور کلی ایده­آلیسم آلمانی، بر آثار دوران گسست و پس از گسست مارکس تاکید کرد. وی بر این عقیده بود که دسته­ی مارکسیست­های هگلی درون حزب کمونیست، ناخواسته دستاورد بورژوازی و اومانیسم حاصل از آن را رواج می­دهند. بنابراین آلتوسر ضداومانیسم نظری را در برابر اومانیسم سوسیالیستی حزب کمونیست فرانسه مطرح کرد.

علاوه بر ضداومانیسم نظری، آلتوسر مفهوم تعین چندجانبه را که از روانکاوی وام گرفته بود، در پاسخ به تعیین­کنندگی اقتصاد در درون مارکسیسم راست­کیش استالینیستی به کار برد. آلتوسر معتقد است که جبرگرایی اقتصادی استالینیستی در حزب کمونیسم رسمی در شوروی، با تکیه بر تعیین­کنندگی که از متن ایدئولوژی آلمانی در بحث زیربنا و روبنا ناشی شده است، بیش از حد بر تعیین-کنندگی اقتصاد بر روبنا و به بخصوص فرهنگ و مقوله­ی هنر افراط کرده است. بنابراین آلتوسر کار خود را با عنوان “بازگشت به مارکس”، در راستای شناساندن تفکر درست و واقعی مارکس از دیگر خوانش­ها و برداشت­ها از وی معرفی می­کند. آلتوسر در خوانش مارکس ساختارگراست؛ و ساختارگرایی یکی دیگر از مسائلی است که در این رساله برای توصیف مارکسیسم ساختاری آلتوسر به آن پرداخته شده است. بنابراین تحلیل هنر و زیبایی از دیدگاه آلتوسر، در چارچوب معرفتی او ارائه می­شود. در این رساله سعی بر آن است تا نشان داده شود که آلتوسر هنر را از اومانیسم بورژوایی و تعیین­کنندگی اقتصادی استالینیستی رها کرده است. و در صدد است تا تناقضات کلیت نظام اجتماعی را در هنر مشاهده کنیم. سوال اصلی این پژوهش این است که: نگاه ضد اومانیستی آلتوسر به انسان به مثابه فاعلی که محصول ایدئولوژی است، چگونه منجر به شکل­گیری نظریه­ی زییایی­شناسی ماتریالیستی می­شود؟

اما فرضیه­های فرعی تحقیق که از آغاز پژوهش، رساله  با آن­ها روبه روبوده است،عبارتنداز:

1- آلتوسر بین علم و هنر چه رابطه­ای می­بیند؟

2-رابطه­ی بین ایدئولوژی و هنر در مارکسیسم ساختاری آلتوسر چگونه تبیین می­شود؟

3-از دیدگاه آلتوسر، خوانش سمپتوماتیک(مبتنی بر علائم) تناقضات و بیماری­های متن هنری و ادبی را چگونه به ایدئولوژی منتسب می­­کند؟

4-هنر واقعی از دیدگاه آلتوسر چگونه هنری است؟

5-هنری که خارج از چارچوب ایدئولوژی شکل می­گیرد، چگونه درگیری­ها و کشمکش­های ایدئولوژیک درون متن و بیرون متن و ایدئولوژی که در آن شکل گرفته است را نشان می­دهد؟

6-خود مختاری نسبی هنر در نظریه آلتوسر در رابطه با زیربنا چگونه به صورت رمزگان­های زیبایی شناختی درمی­آید؟

 پیشینه ­ی مساله

در میان کتاب­های ترجمه­شده به فارسی، اثری جز همان رساله­ی ایدئولوژی و دستگاه­های ایدئولوژیک دولت، ترجمه­ی روزبه صدرآرا که نشر چشمه به چاپ رسانده است، اثر دیگری نمی­بینیم. در واقع آلتوسر را به عنوان یک بخش کوتاه در آثاری که راجع به لکان، ایدئولوژی، تاریخ فلسفه، و به تازگی آلن بدیو شاگرد آلتوسر، نوشته شده­اند، می­بینیم. چندی پیش دکتر مجید مددی مشغول ترجمه­ی مجموعه مقالات آلتوسر در کتابی به عنوان علم و ایدئولوژی بود که کتاب به دلیل مشکلات همیشگی نشر، هنوز به چاپ نرسیده است. هیچ رساله­ای در ایران حتی در حیطه­ی جامعه­شناسی راجع به آلتوسر انجام نشده است.

 پ) روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه­گیری و روشهای نمونه­گیری، ابزار اندازه­گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گردآوردی و تجزیه و تحلیل داده­ها.

تعریف مفاهیم تخصصی که از آن­هادرپایان نامه استفاه شده است:

1-پروبلماتیک: یا همان مسئله­آفرین که اساس و چارچوب هر اندیشه­ای را شامل می­شود. پروبلماتیک در تفکر آلتوسر مجموعه سوالات و نظریات حاکم بر اندیشه است که می­تواند هم ایدئولوژیک باشد و هم علمی.

2-ضد اومانیسم نظری: نظریه­ی آلتوسر در رابطه با اومانیسم و به خصوص اومانیسم سوسیالیسیتی که در میان مارکسیست­های هگلی حزب کمونیست فرانسه رایج بود. ضد اومانیسم به معنای رد آن انسانی است که آغاز و مرکز تاریخ است.

3-تعین چندجانبه: این مفهوم را آلتوسر از روانکاوی گرفته است . به این معناست که در تعیین هر گفتمانی، مجموعه­ای از عوامل مختلف در راستای هم عمل می­کنند. آلتوسر این مفهوم را علیه جبرگرایی و تعیین­کنندگی اقتصاد در دیکتاتوری استالینیستی، به کار برد.

4-خوانش سمپتوماتیک: نوعی خوانش که بر اساس یافتن علائم و نشانه­های بیماری در روانکاوی استفاده می­شود. آلتوسر این خوانش را از روانکاوی برای کشف ناگفته­هاوسکوت متنی گرفت. در خواندن آثار مارکس، آلتوسر از این خوانش برای یافتن تناقضات ایدئولوژیک متن استفاده کرد.

   روش گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات این پایان نامه، به صورت کتابخانه­ای بوده و از روش توصیفی برای بیان مسائل استفاده شده است.

 ت)یافته ­های تحقیق: در این رساله آن چه در نهایت بر خواننده آشکار و معلوم می شود، ماهیت دوسویه و تصویری ایدئولوژی است که به صورت سازنده و مخرب عمل می­کند. همچنان که دستگاه­های ایدئولوژیک دولت هم در راستای اجتماعی­کردن افراد و روانه کردن آن­ها به جامعه و هنجار پذیری آنان عمل می­کنند، و از سوی دیگر نهادهاییی سرکوب­کننده­اند که به صورت نرم و نمادین افراد را سرکوب کرده و به صورت ناخودآگاه به خدمت جامعه در می‎آورد. آلتوسر در لا­به­لای این ماهیت و خاصیت ایدئولوژی، هنر را به عنوان یکی از دستگاه­های ایدئولوژیک نشان می­دهد که از استقلال نسبی و خودمختاری برخوردار است. این استقلال نسبی به هنر این امکان را می­هد که از ایدئولوژی فاصله بگیرد و تناقضات و ناگفته­ها و بیماری­ها و سکوت­های اثر را که حاصل ایدئولوژی و نظام نمادین فرهنگ است، آشکار کند. این استقلال نسبی که آلتوسر برای هنر قائل می­شود، تفکر او را در برابر سایر دیدگاه­های مارکسیستی قرار می­دهد که معتقد به ایدئولوژی بودن هنر هستند. بنابراین، دیدگاه آلتوسر در نهایت هنر مدرن و زیبایی­شناسی مدرن را بر می­گزیند. و همینطور خواننده در می­یابد که هنر مقوله­ی شناختی نیست، همانگونه که علم چنین است. بلکه رابطه­ی هنر با ایدئولوژی صرفاً رابطه­ای مشاهده­ای است. و هنر نقشی در مبارزه­ی طبقاتی ندارد و در نهایت این علم است که می­تواند شناخت واقعی به ما عرضه کند.

 ث) نتیجه­گیری و پیشنهادات: در نتیجه این رساله پس از سیری در تفکرات ساختارگرایانه و مارکسیستی آلتوسر که در اصطلاح از آن به عنوان مارکسیسم ساختارگرا یاد می­شود، می­توان گفت که آلتوسر خوانشی متفاوت از آن چه در محافل مارکسیسم شایع است، از مارکس پیش رو می کشد. این خوانش از مارکس بر محور ایدئولوژی استوار است و جنبه ای از ایدئولوژی را نمایان می­سازد که تا قبل از آلتوسر هرگر به آن اشاره نشده بود. بر اساس این خوانش ایدئولوژی یک ساختار است. ساختاری بی سازنده که هر دو طبقه حاکم و محکوم بر اساس آن عمل می­کنند. اعتقاد و التزام به ایدئولوژی ناخودآگاه و خودانگیخته است. از این رو بنا بر دیدگاه آلتوسر، تغییر و تحول در مفاهیم ایدئولوژیکی رخ می­دهد نه در ساختار آن. فقط جایگاه صاحبان آن عوض می­شود. این در حالی است که مفاهیمی چون سلطه، طبقه و تضاد طبقاتی همواره در تاریخ وجود دارند و با قدرت هر چه بیشتر به وجود خود ادامه می­دهند.بنابراین هنر به عنوان یک مقوله در تفکر آلتوسر، محصولی ایدئولوژیکی است که ساخته و پرداخته­ی همان لانگ و زبان سرمایه­داری است. هنر گرچه محصول ایدئولوژی سرمایه­داری و یا هر ایدئولوژی حاکم دیگری است، اما این خاصیت را دارد که از ایدئولوژی فرا برود و بر علیه آن سخن بگوید. کاری که مدرسه یا خانواده و دیگر س.آد­ها به ندرت انجام می­دهند. هنر از ایدئولوژی که در آن به دنیا آمده است، فاصله­ای انتقادی می­گیرد و تناقضات و بیماری­ها و نشانه­های آن را فاش می­کند. در نتیجه هنر، گر چه به اندازه­ی علم در مبارزه­ی طبقانی نقش ندارد، ولی می­تواند گشاینده­ی راهی باشد که گسستگی­ها و تضادهای طبقاتی و جنسیتی را در آن دید و تامل کرد، البته نه تامل زیبایی­شناسانه، بلکه تامل انتقادی و طبقاتی. اندیشه­ی آلتوسر در رابطه با تناقضات دستگاه ایدئولوژی را می­توان در هنر، حقوق، خانواده و نظام­های فرهنگی مشاهده کرد. مهمترین تاثیری که مبارزه ایدئولوژیک در عرصه­ی لانگ می­تواند داشته باشد، جنسیت است. جنسیت در هنر و ادبیات همواره مردانه است؛ چرا که زبان مردانه و پدرسالارانه است و نظام نمادین فرهنگ برای نوزاد و کودک پسر شکل گرفته است. از این رو زن به عنوان دیگری و عدم وجود، همواره از این ساحت حذف شده است. دیگری بودن زن در جنسیت و زبان، یکی از مهمترین دستاوردهای ساختارگرایی در عرصه­ی ناخودآگاه و زبان است که لکان آن را ساخته و پرداخته کرده است. آلتوسر زمانی که از انقلاب در نظریه سخن می­گوید، زبان را مد نظر خود دارد. زبان مردسالار از این رو بر گفتمان نظری و ادبی و هنری حاکم است که از دیدگاه لکان، مرحله­ی نمادین که مرحله-ی شکل­گیری زبان است برای کودک مذکر و پدر اتفاق می­افتد. بنابراین زنان و مردان از درهای جداگانه وارد پدر سالاری می­شوند. از این رو زن از ساحت زبان حذف شده است و به عنوان ابژه­ی مرد، در حاشیه­ی زبان قرار می­گیرد. باور بورژوایی مبتنی بر این که افراد بشر با فرصت­هاوشرایط مساوی شروع می­کنند، بی­اساسی خود را در این نظریه ثابت می­کند. آلتوسر استدلال می­کند که با انقلاب در عرصه­ی نظریه و زبان می­توان به انقلاب در عرصه­ی عمل جامه­ی تحقق پوشاند. فمنیسم به عنوان یک جنبش مبارز، اساس تفکر خود را بر اساس دیدگاه آلتوسر –لکان  استوارکرد. بنابراین تفکر آلتوسر در رابطه با مبارزه­ی ایدئولوژکی که در عرصه­ی لانگ و زبان رخ می­دهد، بر جریان­های ادبی و هنری و نقد فمنیستی تاثیر فراوان گذاشه است.

درنهایت یادآور می‌شود که تفکر آلتوسر درباره­ی ایدئولوژی، سوژه، معارضه با اومانیسسم سوسیالیستی در هنر به عنوان فاصله­ی انتقادی از ایدئولوژی، بیشتر از این می­تواند محمل بحث و پژوهش باشد. هنر و فعالیت سیاسی مهمترین مقوله‌هایی است که در جهت تبیین و تعدیل اندیشه­های مارکسیستی و نئومارکسیستی مورد بحث قرار می­گیرد. نگارنده‌ی رساله بر این باور است که نگاه آلتوسری قطع نظر از نقاط قوت و ضعفش از این استعداد برخوردار است که در تحلیل بسیاری از آثار بزرگ هنری و ادبی مورد استفاده قرار گیرد. خوانش مبتنی بر علائم و حاوی کشف تناقضات ایدئولوژیک متن، می­تواند شاهکارهای هنری و ادبی را در ژرفا بشکافد و نشان دهد که هنر محمل تناقضات ایدئولوژیک کلیت نظام اجتماعی است و از این منظر شرایط مساعدی را برای عبور از آن‌ها فراهم کند.

 چکیده

رساله­ی حاضر با موضوع هنر و زیبایی از نگاه آلتوسر، به بررسی رابطه­ی میان هنر و ایدئولوژی از دیدگاه لویی آلتوسر، فیلسوف و نظریه­پرداز فرانسوی و از پایه­گذاران مکتب مارکسیسم ساختارگرا می­پردازد. هنر و زیبایی از نگاه آلتوسر، پیوندی برناگذشتنی با مفهوم ایدئولوژی دارد. بنابراین در راستای این پژوهش، تفکر فلسفی آلتوسر که پیشینه­ی پرداختن به رابطه­ی هنر و ایدئولوژی است، به اختصار بررسی می­شود. ایدئولوژی مهمترین مقوله ایست که آلتوسر در جریان تفکر فلسفی خود به آن پرداخت. آلتوسر در راستای بازگشت به مارکس، رسالت خود را پیراستن اندیشه­های مارکس از غبار جبرگرایی مارکسیسم استالینیستی و همین طور پیرایه­های اومانیستی دسته­ی مارکسیست­های هگلی که اومانیسم سوسیالیستی را درون حزب کمونیست فرانسه رواج داده بودند، می­دانست. بنابراین وی در راستای مقابله با جریان­های ایدئولوژیک، دو دیدگاه ارائه کرد که تاثیر به سزایی در تحلیل های هنری و ادبی بر جای گذاشت. وی “تعین چند جانبه” را بر علیه جبرگرایی اوکونومیستی استالینیستی و “ضد اومانیسم نظری” را بر علیه اومانیسم سوسیالیستی ارائه کرد. اندیشه­ی مارکسیستی آلتوسر که وی آن را یگانه برداشت علمی از آثار مارکس می­داند، درون جریان تفکر ساختارگرایی فرانسوی رشد یافت. بنابراین آلتوسر در تلفیق مارکسیسم و ساختارگرایی، ترکیب پیچییده و نوینی از هنر ارائه کرد و آن را از دو تعریف مطلق رایج رهانید. وی از هنر تعریفی ارائه داد که در وهله­ی اول بر علیه تعاریف بورژوایی است که از هنر به عنوان حاصل خلاقیت فردی هنرمند یاد می­کنند؛ و در وهله­ی دوم، بر علیه آن تعریف جبرگرایانه و ارتدکس از هنر در مکتب راست کیش و استالینیستی مارکسیسم است که هنر را به عنوان محصول صرف زیربنای اقتصادی معرفی می­کند. آلتوسر نظریه­ی ایدئولوژی و به تبع آن نظریه سوژه و ضد اومانیسم خود را با تاثیر از آراء ژک لکان، روانکاو ساختارگرای فرانسوی ارائه کرد . رساله­ی حاضر همچنین به تاثیر نظریه­ی ایدئولوژی و سوژه­ی آلتوسری بر مطالعات ادبی و هنری و نظریه­ی فیلم می­پردازد.

واژه­های کلیدی:

آلتوسر، ایدئولوژی، تعین چندجانبه، ضداومانیسم نظری، سوژه، مارکسیسم ساختارگرا.

فهرست مطالب

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول: تاملات فلسفی

1-1 زندگی آلتوسر……………………………………………………………………………………………………… 1

2-1 نگاهی گذرا به آثار آلتوسر………………………………………………………………………………………. 4

3-1 تفکر فلسفی آلتوسر………………………………………………………………………………………………. 5

4-1 بازگشت به مارکس……………………………………………………………………………………………….. 7

5-1 ضد اومانیسم نظری (اومانیسم سوسیالیستی…………………………………………………………………. 20

6-1 ساختارگرایی……………………………………………………………………………………………………….. 29

7-1 تاریخ………………………………………………………………………………………………………………… 40

8-1 تعین چندجانبه…………………………………………………………………………………………………….. 46

9-1 خوانش سرمایه…………………………………………………………………………………………………….. 49

10-1 ایدئولوژی…………………………………………………………………………………………………………. 56

11-1 لکان و شکل­گیری اگو (مرحله­ی خیالی……………………………………………………………………. 62

12-1 ایدئولوژی و دستگاه­های ایدئولوژیک دولت………………………………………………………………. 75

13-1 ایدئولوژی تاریخ ندارد…………………………………………………………………………………………. 85

14-1 ایدئولوژی و استیضاح سوژه­ها………………………………………………………………………………… 91

15-1 علم و ایدئولوژی ……………………………………………………………………………………………… 98

 فصل دوم: زیبای­ شناسی ماتریالیستی آلتوسر

1-2 هنر از دیدگاه مارکسیسم………………………………………………………………………………………. 102

2-2 مارکس…………………………………………………………………………………………………………….. 103

3-2 الگوی روبنا و زیربنا……………………………………………………………………………………………. 105

4-2 پس از مارکس و آغاز هنرانقلابی و زیبایی­شناسی مارکسیستی……………………………………….. 107

5-2 زییایی­شناسی ماتریالیستی آلتوسر در رابطه با ایدئولوژی……………………………………………….. 115

6-2 مقاله­ای درباره­ی هنر (در پاسخ به آندره دپره…………………………………………………………….. 117

7-2 تئاتر ماتریالیستی کارلو برتولاتزی و برتولت برشت…………………………………………………….. 125

8-2 نقاش امر انتزاعی، نقاش روابط  سوژه و ابژه……………………………………………………………… 141

9-2 هنر و ایدئولوژی………………………………………………………………………………………………… 148

10-2آلتوسرگرایی در نقد و زیبایی شناسی……………………………………………………………………… 159

12-2ادبیات به مثابه فرم ایدئولوژیک از دیدگاه ماشری……………………………………………………….. 163

13-2خوانش سمپتوماتیک ژول­ورن……………………………………………………………………………….. 166

14-2ساز و برگ ایدئولوژیک در فیلم و نظریه­ی فیلم………………………………………………………… 168

15-2نگره­ی آپاراتوس، بودری، متز و مالوی…………………………………………………………………….. 171

16-2اسکرین: مک کیب و هیت در نقد واقع­گرایی کلاسیک هالیوود……………………………………… 177

17-2بلزی و سوژه­های رئالیسم…………………………………………………………………………………….. 184

پیوست: آلتوسر به روایت منتقدان

آلتوسر در بوته­ی نقد………………………………………………………………………………………………….. 191

فقر نظریه: ادوارد تامپسون…………………………………………………………………………………………… 192

نقد ساختارگرایی: پیر بوردیو……………………………………………………………………………………….. 195

نتیجه­گیری و پیشنهادات……………………………………………………………………………………………… 198

فهرست منابع…………………………………………………………………………………………………………… 202

تعداد صفحه :239

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09361998026        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید