دانلود پایان نامه : بررسی عوامل روانی- اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :علوم اجتماعی

گرایش :جامعه­ شناسی

عنوان : بررسی عوامل روانی- اجتماعی موثر بر استراتژی¬های مقابله¬ای بیماران ام¬اس شهر همدان

دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی

گروه آموزشی علوم اجتماعی

 

 

پایان­نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی – جامعه­ شناسی

 

 عنوان:

 

بررسی عوامل روانی- اجتماعی موثر بر استراتژی­های مقابله­ای بیماران ام­اس شهر همدان

 

 استاد راهنما:

دکتر علی محمد قدسی

 

 

استاد مشاور:

دکتر مصیب یارمحمدی

 

 

13 آبان 1392

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات

مقدمه: 3

1-2- بیان مسئله: 6

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش: 9

1-4- هدف: 11

1-5- سوالات تحقیق: 11

فصل اول: مبانی و چارچوب نظری

مقدمه 15

1-1-  ادبیات نظری تحقیق 16

1-2-  پایگاه اقتصادی-اجتماعی: 16

1-2-1-  درآمد و سلامت 17

1-2-2-  تحصیلات و سلامت: 18

1-2-3- شغل و سلامت 18

2-3-  پیوندهای اجتماعی و حمایت اجتماعی 19

2-3- خودکارآمدی 27

2-3-1- خودکارآمدی و تنیدگی 29

2-3-2- نقش واسطه­ای خودکارآمدی 30

2-4- ادراک بیماری (مدل عقل سلیم) 31

2-5- استراتژی­های مقابله: 32

2-5-1- کارکردهای مقابله: 33

2-5-2- انواع رفتارهای مقابله­ای 35

2-6- پیشینه تحقیق: 39

2-6-1- تحقیقات داخلی: 39

2-6-2- تحقیقات خارجی: 42

2-6-3- نقد و ارزیابی تحقیقات پیشین 43

2-7- خلاصه نظریه ها: 43

2-3-8- فرضیات پژوهش: 45

فصل سوم: روش شناسی

مقدمه: 49

3-1- روش و نوع تحقیق: 50

3-2- ابزار گردآوری داده­ها: 50

3-3- روش تجزیه و تحلیل داده­ها: 51

3-4- جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه­گیری: 51

3-4-1- جامعه آماری 51

3-4-2- حجم نمونه: 51

3-4-3- روش نمونه گیری: 52

3-5- واحد تحلیل و مشاهده: 52

3-6- تعریف مفاهیم و نحوه سنجش آنها: 53

3-7- متغیر مستقل (پایگاه اقتصادی-اجتماعی) 53

3-8- شبکه روابط اجتماعی: 54

3-9- حمایت اجتماعی: 55

3-10- احساس خودکارآمدی: 57

3-11- ادراک بیماری: 58

3-12- استراتژی­های مقابله­ای: 59

3-13- اعتبار تحقیق 64

3-14- پایایی 65

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه: 69

4-1- آمار توصیفی یک متغیری: 69

4-2- توزیع فراوانی جنسیت: 70

4-3- توزیع فراوانی وضعیت تاهل: 71

4-4- توزیع فراوانی گروه سنی: 72

4-5- شاخص‌های توصیفی سن: 73

4-6- توزیع فراوانی تحصیلات: 73

4-7-  توزیع فراوانی میزان درآمد: 74

4 -9- توزیع فراوانی منزلت شغلی: 76

4-10- توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی اجتماعی: 76

4-11- شاخص‌های توصیفی متغیرهای مستقل: 78

4-12- شاخص‌های توصیفی سبک‌های مقابله‌ای: 79

4-13- بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها: 81

4-1- فرضیه 1: بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و سبک­های مقابله‌ای رابطه وجود دارد. 82

فصل پنجم: نتایج و بحث

مقدمه 99

5-1- خلاصه روند پژوهش 99

5-2-  نتایج  تحقیق 100

5-2-1- نتایج تجربی تحقیق 100

5-2-2 نتایج نظری تحقیق 103

5-2-3- نتایج: 106

5-2-4- محدودیت­های پژوهش: 106

5-2-5- پیشنهادات: 106

 

فهرست جداول

جدول 3-1گویه های اندازه گیری پایگاه اقتصادی – اجتماعی 54

جدول 3-2 عبارت­های 8 خرده آزمون سبک­های مقابله­ای 64

جدول (4-1): توزیع فراوانی جنسیت 70

جدول (4-2): توزیع فراوانی وضعیت تاهل 71

جدول (4-3): توزیع فراوانی گروه سنی 72

جدول (4-4): جدول شاخص‌های توصیفی سن 73

جدول (4-5): توزیع فراوانی تحصیلات 73

جدول (4-6): توزیع فراوانی میزان درآمد 75

جدول (4-7) توزیع فراوانی منزلت شغلی 76

جدول (4-8): توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی اجتماعی 77

جدول (4-9): جدول شاخص‌های توصیفی متغیرهای مستقل 78

جدول (4-10): جدول شاخص‌های توصیفی سبک‌های مقابله‌ای 80

جدول (4-11): نتایج آزمون کولموگروف – اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات 82

جدول (4-12): نتایج آزمون کروسکال-والیس برای مقایسه سبک‌های مقابله‌ای 84

جدول (4-13): آزمون من-ویتنی برای مقایسه سبک‌های مقابله‌ای در پایگاه پایین و متوسط 85

جدول (4-14): آزمون من-ویتنی برای مقایسه سبک‌های مقابله‌ای در پایگاه پایین و بالا 86

جدول (4-15): آزمون من- ویتنی برای مقایسه سبک‌های مقابله‌ای در پایگاه متوسط و بالا 87

جدول (4-17): آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای شبکه روابط اجتماعی و سبک‌های مقابله‌ای 89

جدول (4-18): آزمون همبستگی اسپیرمن برای حمایت اجتماعی و سبک‌های مقابله‌ای 91

جدول (4-18): آزمون همبستگی اسپیرمن برای احساس خودکارآمدی و سبک‌های مقابله‌ای 93

جدول (4-19): آزمون همبستگی اسپیرمن برای ادراک بیماری و سبک‌های مقابله‌ای 95

 

 

فهرست نمو دارها

نمودار (4-1) توزیع جنسیت 70

نمودار (4-1)  وضعیت تاهل افراد 71

نمودار (4-2) توزیع سنی پاسخگویان 72

نمودار (4-3) وضعیت تحصیلات پاسخگویان 74

نمودار (4-4) وضعیت درآمد پاسخگویان 75

نمودار (4-5) وضعیت پایگاه اقتصادی اجتماعی 77

نمودار (4-6): نمایش داده­های پرت شبکه روابط اجتماعی 79

نمودار (4-7): نمایش داده­های پرت برای متغیر حمایت اجتماعی 81

نمودار (4-8): ماتریس همبستگی بین شبکه روابط اجتماعی و سبک­های مقابله­ای 89

نمودار (4-9): ماتریس همبستگی بین حمایت اجتماعی و سبک­های مقابله­ای 91

نمودار (4-10): ماتریس همبستگی بین احساس خودکارآمدی و سبک­های مقابله­ای 93

نمودار (4-11): ماتریس همبستگی بین ادراک بیماری و سبک­های مقابله­ای 95

 

فصل اول:کلیات پژوهش

 

 

 

مقدمه:

جامعه­شناسی پزشکی و بهداشت، شاخه­ای از جامعه­شناسی بوده و از جدیدترین رشته­های تخصصی است، که در آن اموری مانند بهداشت، بیماری و مراقبت­های پزشکی از دیدگاه جامعه­شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد. تحقیق در تأثیر بیماری­ها بر گروه­های انسانی و نحوه دفاع در مقابل آن موضوع جالب توجهی برای جامعه­شناسی است. توزیع بیماری­ها در میان انسان­ها متفاوت بوده و شناخت و آگاهی نسبت به بیماری درچارچوب الگوهای فرهنگی صورت می­گیرد. به دلیل مداخله عوامل و شرایط اجتماعی در مسیر و جریان درمان، علوم اجتماعی با پزشکی و بهداشت و درمان مشارکت می­یابد و پیدایش رشته جامعه­شناسی پزشکی ضرورت می­یابد (محسنی، 1368: 2-1).

برکمن و کاواچی[1] (2000) و بیرد[2] و دیگران (2000)، معتقدند که جامعه­شناسی پزشکی، می­کوشد تا دریابد که چگونه عوامل اجتماعی و فرهنگی، بر توزیع و فهم بیماری، واکنش­ها نسبت به بیماری، تحول و عملکرد نهادهای مراقبت تندرستی و توسعه سیاست­های اجتماعی تأثیر می­گذارند (مسعودنیا، 1389: 28). هر بیماری تنها نهاد پزشکی را درگیر نمی­کند، بلکه چندین سطح اجتماعی مانند فضاهای خانوادگی یا حرفه­ای را تحت تأثیر قرار می­دهد. سیر تاریخی بیماری­ها، سیر تحول علم پزشکی، بررسی وضعیت­های سلامتی و تعیین­کننده­های اجتماعی آن، تفسیرهای فرهنگی و اجتماعی از وضعیت سلامتی و بیماری، روابط پزشک و بیمار، بررسی وضعیت بیمارستان از جمله موضوعات مورد بررسی در جامعه­شناسی پزشکی است ( فیلیپ[3]؛ کلودین[4]؛ کتبی، 1385: 3).

بیماری­های مزمن در همه دوره­های زندگی تأثیرگذار است، به طوری­که نه تنها سالمندان بلکه افراد خیلی جوان و میانسال را نیز مبتلا می­کند. هر چند بعضی از این بیماری­ها تأثیر کمی بر کیفیت زندگی دارند، ولی بیشتر آن­ها اغلب به دلیل ناتوانی­هایی که بر جای می­گذارند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد ایجاد می­کنند (اسملتزر[5] و همکاران، 2002؛ به نقل از حضرتی و همکاران، 1384). بیماری­های مزمن از قبیل ام ­اس، تهدیدی برای شبکه روابط اجتماعی افراد آسیب­دیده است. بازگشت­های بیماری ام­ اس مکانیسم­های مقابله­ای بیمار و خانواده­اش را به چالش می­کشد. اثرات این بازگشت­ها، اعضای خانواده افراد، دوستان، دنیای شغلی و آموزشی و جامعه بزرگتر را تحت تأثیر قرار می­دهد. اعضای خانواده و افراد در شبکه­های اجتماعی یا شغلی بیمار، ممکن است در واکنش به این بازگشت­ها احساس گناه، اضطراب و احساسات منفی دیگر داشته باشند. لکه ننگ، بعضی اوقات با بیماری­های مزمن همراه است و ناتوانی یک استرس ثابت برای بیماران و خانواده­هایشان است. همچنین این بیماری ممکن است برنامه­های بلندمدت، امیدواری برای آینده و امنیت کلی فرد را تهدید کند (هالپر[6]، 2007).

همانطور که بیماری­های مزمن، بدون درمان قطعی و دارای دوره نسبتاً طولانی مدت هستند لازم است که بیماران با محدودیت­هایی که شرایط­شان به آنها تحمیل کرده است زندگی کنند. مطالعه بر روی مقابله با بیماری­های مزمن و حمایت اجتماعی از بیماران مزمن که در طی 15 سال گذشته به شدت افزایش یافته است، نشان می­دهد که در بسیاری از موارد عوامل استرس­زا با بیماری مزمن همراه است و بیماران را وابسته به کسب حمایت از محیط اجتماعی­شان می­کند. علاوه بر این مطالعات نشان داده­اند که هم مقابله و هم حمایت اجتماعی، تاثیر مستقلی بر سلامتی بیماران مزمن دارند (کرلین[7] و همکاران، 1997).

بیماری مولتیپل اسکلروزیس[8] (MS) اولین بار در سال 1868 میلادی توسط جی­چرکوته[9] پروفسور دانشگاه پاریس که او را پدر علم نورولوژی[10] می­نامند توصیف شد (چرکوته، 1868؛ به نقل احمدزاده راجی و همکاران، 1390). پس از وی اوگن دویس[11] (1930-1858)، جوزف بالو[12] (1979-1895) و پاول فردیناند شیلدر[13] (1940-1886) نیز مواردی از بیماری را توصیف کردند این بیماری در سال 1995 به نام مولتیپل اسکلروزیس نام­گذاری شد (کامپستون[14]، 2008؛ به نقل از همان). این بیماری با وجود درمان­های متعدد یکی از ناتوان­کننده­ترین بیماری­هاست که بر جنبه­های مختلف زندگی فرد تأثیر داشته، به ویژه کیفیت زندگی مربوط به سلامتی در بیماران با فرم متوسط و پیشرفته به طور کلی پایین بوده و این موضوع باعث افسردگی زیادی در آ­ن­ها می­شود (کسلرینگ[15]؛2000؛ به نقل از حسین مدنی و همکاران، 1384). به نظر می­رسد روش­های مقابله­ای در تطابق با بیماری مولتیپل اسکلروزیس موثرند و به ویژه روش­های مقابله­ای مسئله­مدار تأثیر مثبت زیادی در تطابق با بیماری دارند (اوبرین[16]، 1993؛ به نقل از مدنی و همکاران، 1384). بدین ترتیب در این تحقیق برخی عوامل روانی- اجتماعی  موثر بر استراتژی­های مقابله­ای این بیماران بررسی می­شود.

این پژوهش در پنج فصل تدوین می یابد فصل اول مربوط به کلیات (مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، و سوالات و اهداف پژوهش) می باشد،  فصل دوم پیشینه تحقیق و ادبیات نظری تحقیق را در بر می گیرد. در فصل سوم در باره روش تحقیق و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها صحبت می شود، در فصل چهارم داده­ها تجزیه و تحلیل و در فصل پنجم نتایج و پیشنهادات ارائه می شود.

1-2- بیان مسئله:

سلامت چه به صورت فردی و چه جمعی، بی­تردید مهم­ترین جنبه زندگی است، مسأله­ای که از ماقبل تاریخ تاکنون بشر به منظور دستیابی به آن کوشش کرده است. سلامت شرط ضروری برای ایفای نقش­های اجتماعی است و انسان­ها در صورتی می­توانند فعالیت کامل داشته باشندکه هم خود را سالم احساس کنند و هم جامعه آنها را سالم بداند (محسنی، 1368).

یکی از اختلالات ناتوان کننده عصب شناختی، بیماری مولتیپل اسکلروزیس[17](MS) می­باشد که علاوه بر اختلالات عصبی- حرکتی با علائمی چون اضطراب، ضعف و کاهش قدرت حل مشکل بروز می­کند و باعث اختلالات جسمی و روانی متعددی می­شود. ام­اس یک بیماری مزمن و ناتوان کننده سیستم عصبی است که در آن  میلین دستگاه اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) تخریب می­­شود و به دنبال آن به ­تدریج بخش عضلانی بدن توانایی خود را از دست می­دهد. ضایعات ام­اس بعد از تروما دومین علت شایع ناتوانی عصبی در اوایل و اواسط بزرگسالی است و تظاهرات آن از یک بیماری خوش­خیم تا یک بیماری به سرعت پیش­رونده و ناتوان­کننده متغیر است (هاریسون[18]؛ به نقل از میبدی، 1384). این بیماری در نتیجه مجموعه­ای از عوامل محیطی (مانند فشارهای روحی یا تنشی)، ژنتیکی و خود ایمنی بروز می­کند. سن ابتلا یه این بیماری حدود 18-35 سالگی می­باشد، لیکن می­تواند در هر سنی پیشرفت نماید (مک کوون[19] و همکاران، 2003؛ به نقل از باستانی و همکاران، 1387). علائم مختلف این بیماری عبارتند از: فقدان ناگهانی یا تاری دید در چشم، دوبینی، عدم تعادل یا اختلال عملکرد مثانه، ایجاد اختلال حسی، ضعف، گرفتگی عضلانی، اختلال شنوایی، خستگی، لرزش اندام­ها، اختلال در عملکرد جنسی و ضعف تعادل، فراموشی، کاهش شنوایی، کرختی و اختلال گفتاری در این بیماران مشاهده می­شود. بررسی­های لطفی و آل یاسین (2002) حاکی از آن است که اختلالات حسی و بینایی شایع­ترین علائم در میان مبتلایان ایرانی می­باشد (رضائی، 1389).

افراد مبتلا به ام­اس با پیامدهای روانی-اجتماعی این بیماری که شامل شکست در اهداف زندگی، شغل، درآمد، روابط، فعالیت­های اوقات فراغت، و فعالیت­های روزانه زندگی است مواجه­اند. افسردگی شایع­ترین اختلال روانپزشکی مشاهده شده در ام­اس است و شیوع تخمینی بالایی، بین 27% تا 54% دارد (سادونیک[20]، 1990). اولین مطالعه درباره کیفیت زندگی مربوط به سلامت بیماران ام­اس درسال 1990 به چاپ رسید. از آن سال تا به حال مطالعات زیادی بر روی کیفیت زندگی این بیماران انجام شده است نتایج این مطالعات نشان داده است که این بیماران در مقایسه با افراد سالم جامعه از کیفیت زندگی پایین­تری برخوردارند همچنین مطالعات دیگری که به منظور مقایسه کیفیت زندگی این بیماران با بیماران مبتلا به دیگر بیماری­های مزمن مثل صرع، دیابت، آرتریت روماتوئید و بیماری­های التهابی روده انجام شد، نشان دادند که بیماران مبتلا به ام­اس به طور معنی­داری ازکیفیت زندگی پایین­تری برخوردارند ( بیسک[21]، به نقل از علیپور، 1390). این  بیماری یکی از مهم­ترین بیماری­های تغییردهنده زندگی فرد است، زیرا که معمولاً  به بهترین دوران زندگی فرد صدمه زده و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می­برد (غفاری، 1387). این بیماری همچنین دومین علت ناتوانی عصبی در نیروی کار جوان به حساب می­آید از طرف دیگر به علت شروع این بیماری در سنین فعالیت اقتصادی و همین­طور مزمن بودن آن، ام­اس یک بیماری پرهزینه نیز محسوب می­شود (پتواردهان[22]، 2007؛ مک کوون[23]، 2003؛ به نقل از بحرینی، 1389).

افراد مبتلا به این بیماری در طول زندگی خود اختلالات عملکرد متنوع جسمی و روانی ناشی از بیماری را تجربه می­کنند. این اختلالات، عملکرد روزانه، زندگی خانوادگی و اجتماعی، استقلال عملکردی و برنامه­ریزی برای آینده را بشدت تحت تأثیر قرار می­دهد (سولاری[24]، 2001). اختلافات خانوادگی، طلاق و ناسازگاری در بین مبتلایان به ام ­اس شایع است. همچنین در این بیماران خجالت و حس حقارت باعث پاسخ­های نامناسب بیمار می­شود بطوری که تطابق بیمار با بیماری به اشکال گوناگون از جمله انکار (همراه با سرخوشی غیر عادی)، افسردگی، محرومیت و خصومت صورت می­گیرد (برونر[25]، 1996؛ اسچتر[26]، 1992؛ به نقل از مدنی، 1384). در حال حاضر بیش از 2.5 میلیون نفر در سراسر جهان و بیش از 500 هزار نفر در آمریکا به بیماری ام اس مبتلا هستند (میرشافعی، 1386). در ایران طبق گزارش انجمن ام اس  در سال 89 نزدیک به 50 هزار بیمار مبتلا به ام اس وجود دارد این بیماری زنان را بیشتر از مردان درگیر نموده و سن شایع بروز آن 20-30 سالگی است (مک کیب[27]،2004؛ کانین قم[28]،2005؛ به نقل از مرقاتی خویی، 1389). در همدان نیز طبق گزارش انجمن ام اس، تعداد این بیماران بیش از یک‌هزار نفر تخمین زده می‌شود که 946 نفر در این انجمن عضو می­باشند.

تحقیقات نشان می­دهند که استراتژی­های مقابله­ای نقش مهمی در راه­هایی که افراد به شرایط استرس­زا و حوادث منفی زندگی واکنش نشان می­دهند بازی می­کنند. استراتژی­های مقابله­ای اغلب برای میانجیگری بین رویدادهای استرس­زا و پیامدهایی از قبیل اضطراب، افسردگی، آشفتگی روانی و ناتوانی­های جسمی به کار می­رود (اندلر[29] ، 2000). از سوی دیگر، با توجه به اینکه بیماری ام اس جمعیت در سن فعالیت را درگیر می­سازد، فرصت­های شغلی این افراد را تهدید می­کند و آنها را به سمت تنزل پایگاه اقتصادی اجتماعی سوق می­دهد و منجر به منزوی شدن و در نتیجه تضعیف روحیه این افراد می­شود. بنابراین با توجه به روند روبه رشد بودن این بیماری و درگیر ساختن جمعیت جوان و فعال جامعه و با توجه به اینکه افسردگی در این بیماران شایعتر است سوال این پژوهش این است که چگونه می­توان توانایی مقابله­ای این بیماران را افزایش داد و کدام عوامل می­توانند بر روی استراتژی­های مقابله­ای این بیماران اثرگذار باشند بطوریکه این بیماران بهترین شیوه مقابله را انتخاب کنند تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت پیش بینی ناپذیر این بیماری را بگیرند بتوانند در جامعه حضور فعالانه­ای داشته باشند بدین منظور ما تاثیر برخی عوامل روانی اجتماعی از قبیل حمایت اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، احساس خودکارآمدی و ادراک بیماری را بر استراتژی­های مقابله­ای این بیماران را می­سنجیم تا در صورتی که بین این عوامل با استراتژی­های مقابله­ای رابطه مثبت معناداری وجود داشته باشد بتواند در ارتقا توانایی مقابله­ای این بیماران موثر واقع شود.

[1].Berkman, L. F., and Kawachi, I.

[2].Bird, C. E.

[3] .Filip

[4].Adam and Filip and Herteslik and Kludin

[5] .Smeltzer

[6] . Hulper

[7] .kerlin

[8] . Multiple Sclerosis

[9] . Jay  Chrkvth

[10] .Neurology

[11] . Eugene Davis

[12] Joseph Balv

[13]. Paul Ferdinand Shyldr

[14] . Kampstvn

[15] . Kslryng

[16]. Obrien

[17].Moltiple Sclerosis

[18] . Harrison

[19].McKeown

[20]. Sadovnick

[21].Beiske

[22].Patwardhan

[23].McKeown

[24]. Solari

[25] . Bruner

[26]. Schetter

[27].McKabe

[28]. Cunningham

[29] . Endler

تعداد صفحه : 152

قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید