پایان نامه رشته الهیات: خطا

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فقه و الهیات

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مفهوم شناسی

 

الف – معنای لغوی خطا

کتاب های لغت “خطا” را به “ضد صواب” گرفته وآن را به گونه مختلف معنی کرده اند از جمله:

خطا،اشتباه،خلاف، تقصیر، معصیت،گناه باعمد،[1]عدول از جهت[2]، غلط، لغزش[3] گناه بزرگ،[4]  نادرست ، ناراست ، سهو اشتباه ،[5] گناهی که از روی عمد نباشد،[6] به دور از صواب.[7]

درباره باب افعال آن آمده است :

اشتباه کردن،خطا کردن،مرتکب اشتباه شدن، معصیت کردن،گناه کردن ، به خطا رفتن[8]، ازصواب دورشدن.[9]

همان طورکه در تعاریف آمده است عده ای آن را گناه عمد دانسته اند و عده ای آن را گناه غیر عمد.که در این راستا می بایست به وزن فعل آن دقت نظر داشت .

خطاو خطاء: بروزن ضرب ( نادرست وضد صواب) خطا: به تحریک بروزن فرس گناهی که از عمد نباشد و خطا به کسربروزن علم آن که از عمد باشد.[10]

ب- اصطلاحی

 

واژه خطا را از لحاظ لغوی در کتاب ها و فرهنگهای لغت بررسی کردیم حال بایدبنگریم که از لحاظ اصطلاحی چگونه بیان شده است.

برخی درذیل واژه خطا معانی مختلفی را بیان کردند:

  1. خطا در اراده و فعل، بدین معنا که شخص کار بدی را اراده می کند و آن را انجام می دهد. این خطا است که انسان به خاطرآن مواخذه می شود. قال تعالى:«إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً ».[11]

 

  1. 2. خطا در اراده فقط، یعنی انسان چیزی را اراده کند که فعل آن نیکوست ولی خلاف آن اتفاق می افتد. قال تعالى:«وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ».[12]

3.خطا در فعل فقط، بدین معنا که انسان چیزی را اراده کند که فعل آن نیکوست ولی فعل وی بر خلاف اراده اش واقع شود.قال تعالى:«وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ[13] ».

 

پس وقتى کسى اراده چیزى کند، و اتفاقاً چیز دیگرى را به دست آورد و یا کارى دیگر کند، مى‏گویند فلانى خطا کرد.و اگر همان چیز را که خواسته بود به دست آورد، مى‏گویند فلانى اصابه کرد. گاهى هم مى‏شود که به کسى که عملى کرده که درست آن را انجام نداده و یا اراده‏اى کرده که خوب نمى‏تواند عملیش کند، مى‏گویند فلانى به خطا رفت.و از این باب است که مى‏گویند:” اصاب الخطا” و یا مى‏گویند” اخطا الصواب” و یا” اصاب الصواب” و” اخطا الخطاء” یعنى به راه خطا رسید و راه صواب را به خطا رفت و به راه صواب رسید و راه خطا را هم درست نرفت، بلکه در آن نیز خطا کرد. و این لفظ یعنى لفظ خطا به طورى که ملاحظه کردید، مشترک در چند معنا است. و کسى که مى‏خواهد در حقایق تدبر کند، باید در هر مورد استعمالى فکر کند ببیند این لفظ در خصوص آن مورد به چه معنا است.[14]

پس خطا این است که انسان کارى را بر خلاف قصد و نیت خود انجام دهد. مثل اینکه تیرى به سوى هدفى یا شکارى بیاندازد و به انسانى اصابت کند و او را بکشد. یا انسانى را به خیال اینکه کافر است، به قتل رساند.[15]

دراصطلاح فقهی نیزمقابل عمد آمده است و داشتن تصور خلاف واقع از چیزی راگویند. منظور از قتل خطایی،یعنی قتل کاملاً اشتباهی روی داده است به طوری که قاتل نه قصدفعل داشته و نه قصد نتیجه.به عبارتی دیگر فعلی است که بدون قصد واراده از مکلف صادر شود وعبدبدان مواخذه نیست به موجب حدیث رفع .[16]

 

به غیر از وا‍ژه خطا واژه دیگری نیز از آن بسیار ذکر شده است و آن هم واژه “خطیئه ” است که البته معنای آن با خطا فرق دارد.

کلمه” خطیئه” از نظر معنا با کلمه” سیئه” نزدیک است چیزى که هست کلمه خطیئه را بیشتر در جایى استعمال مى‏کنند که مورد مقصود اصلى و فى نفسه نبوده باشد، بلکه آن مورد و آن فعلى که به خطا انجام شده زائیده از مقصدى دیگر باشد، مثل کسى که قصد کرده شکارى را با تیر بزند،ولى تیر او به انسانى بر مى‏خورد. و یا تنها مى‏خواهد مسکرى بنوشد و قصد هیچ جنایتى ندارد، و لیکن وقتى مست شد جنایت هم مرتکب مى‏شود.[17]

 

“خطیئه” : در اصل به مفهوم لغزش و گناهانی است که بدون قصد از انسان سر می­زندو گاهی دارای کفاره و غرامت است؛ ولی به تدریج در معنی خطئیه توسعه­ای داده شده و هر گناه اعم از عمد رادر برمی گیرد؛زیرا هیچ گناهی اعم از عمدو غیر عمد با روح سلیم انسان سازگار نیست و اگر از او سرزند در حقیقت نوعی لغزش و خطاست که شایسته مقام او نیست.[18]

به عبارت دیگر، مرادحالتی است که براثرارتکاب گناه درنفس گنه کار پدیدمی آیدوآن را احاطه می کند.وجه تسمیه این حالت به خطیئه (که معنای خطاو عدم اصابه به مقصودرادربردارد)این است که آنچه بالاصابه مقصودگنه کاراست خودگناه ولذت ناشی ازآن است وآنچه ازمعصیت،متولد می شودو نفس گنه کار را فرا می گیردمتعلق قصد اونیست؛چنان که تیر شکارچی به جای صید به عابری اصابت کندو ماننداین که نوشنده مسکری مرتکب جنایتی شود. اصابت تیر به انسان عابر و ارتکاب جنایت پس ازکار،خطیئه نام دارد؛زیرامقصودعامل نبوده است.[19]

 

پ – فرق خطا با گناه

 

حال جای این سوال است که چه فرقی خطا با گناه و ترک اولی دارد؟

 

1- گناه (اثم) آنچه که عمدی می باشد ولی خطا آنچه که غیر عمدباشد.[20]

2- گناه (ذنب)اطلاق می کند بر هر چیزی که به ذات قصد نماید ولی خطا بر آنچه که بر عرض قصد کند مانند این که شکارچی تیری می اندازد وآن نیز به انسانی اصابت کند.[21]

3- خطا عقوبت ندارد ولی گناه وآنچه را که از روی عمد و اختیاراست مورد حساب قرار خواهد گرفت و عقوبت را به همراه دارد.مضمون این عبارت در ذیل آیه(وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ فِیما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لکِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ )آمده است.

4- خطا ازغیرمعصومین سرمی‌زندوحتی بزرگان هم گاهی دچاراشتباه یا خطامی‌شوند؛ولی گناه آن است که ازضعف ایمان و سستی تقواوجهل وبی‌معرفتی حاصل می‌شودو بسیاری از بزرگان را دیده و شنیده‌ایم که معصوم نبودند، ولی به گناه آلوده نشدند؛ یعنی انسان می‌تواند به درجه‌ای برسد که به واسطه ایمان و یقین و تقوای بالا، گناه نکند ولی خطا و اشتباه ممکن است از او سربزند.[22]

 

 

تفرق خطا با ترک اولی

برخی معتقدندکه حتی پیامبران نیز خطا می کنندوبه خصوص این خطا را به حضرت آدم(علیه السلام) نسبت می دهنددرحالی که این طور نیست و بین این دوفرق است.

«أولى»،افعل از «ولى» به معناى نزدیک شدن و شایسته است.«اولى» به معناى بهتر، سزاوارتر، احرى، اجدر و صواب‌تر آمده است. «اولى» به معناى جایزتر و «ترک اولى» به معناى ترک مستحب و جایزتر است. در قرآن که برترین کلام درفصاحت و بلاغت است،هیچ گاه براى این معنا،تعبیرهای عصیان،غوایت، ظلم و شقاوت که به معناى گناه و خطاى فاحش است، به کار نمی‌رود. نکته دیگر اینکه در گناه آدم نیز نسبیتى وجود ندارد، در آن ظرف زمانى هنوز مکلفان به آن حد نبودند که بتوان نسبت قائل شد و در نهى هم نسبیتى نیست که جهت مصلحت و مفسده در آن لحاظ شود.

تمام تعبیراتى که درباره عصیان و گناه و ذنب انبیا – چه در مورد آدم و چه در مورد خاتم – در آیات و روایات دیده می‌شود، ممکن است اشاره به همین معنى باشد.گاهى از این معنى به عنوان «ترک اولى» تعبیر می‌شودومنظور از آن عملى است که ترکش از انجامش بهتر است.این عمل ممکن است جزء «مکروهات» یا «مباحات» و حتى «مستحبات» باشد؛ مثلاً طواف مستحبى گرچه کار خوب و پسندیده‌اى است، ولى ترک آن و پرداختن به قضاى حاجت مؤمن اولى و بهتر است.حال اگر کسى قضاى حاجت مؤمن را رها کند و به جاى آن طواف خانه خدا انجام دهد،گر چه ذاتاً عمل مستحبى انجام داده، ولى ترک اولى کرده است و این کار براى اولیاء الله و انبیاء و ائمه هدى(علیهم السلام) مناسب نیست و اینکه بعضى گمان کرده‌اند ترک اولى حتماً در مورد کارهاى مکروه گفته می‌شود، اشتباه محض است. [23]

 

 

«ترک اولی»یعنی کاری که معصیت وخطا نیست،ولی انجام ندادنش برای پیامبران بهتر است.همه‌ی آنچه درقرآن به عنوان کارهای ناپسندانبیای الهی ذکرشده،ازجمله داستان میوه درخت ممنوعه که حضرت آدم از آن تناول کرد در زمره‌ی ترک اولی هستند، بنا به اعتقاد شیعیان گناه محسوب نمی‌شوند.بنابراعتقاد مذهب شیعه،انبیای الهی از همه گناهان،چه کبیره،چه صغیره و نیزازهمه خطاهاواشتباه‌ها دورهستند.عصمت در انبیای الهی درمحدوده دریافت،حفظ وابلاغ وحی خلاصه نمی‌شود،بلکه محدوه‌ای بسیار وسیع‌تردارد.

با این حال، شیعیان ترک اولی را برانبیاء روا می‌دانند و معتقدند خدشه‌ای به معصومیت پیامبران وارد نمی‌کنند.[24]

 

 

ث – کاربردقرآنی واژه خطا

قرآن کریم واژه “خطا” را 22 بار آورده است. این واژه در قرآن کاربردهای مختلف دارد که عبارتنداست:

1– ث)  سهو

 قرآن کریم در چند‌آیه واژه “خطا” را به معنای سهو آورده است.ازجمله آیه :«وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ فِیما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لکِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُم [25]؛ امّا گناهى بر شما نیست در خطاهایى که از شما سرمى‏زند، ولى آنچه را از روى عمد مى‏گویید(مورد حساب قرار خواهد داد)».‏

معنای آیه این است که گناهى بر شما نیست در مواردى که اشتباهاً و یا از روى فراموشى افراد را به غیر پدرانشان نسبت دهید، ولیکن در مواردى که دلهایتان آگاه است، و عمداً این کار را مى‏کنید، گناهکارید- این معنادر صورتى است که کلمه” ما” را موصوله، و به معناى” آنچه” بگیریم، و اما اگر مصدر بگیریم معنایش چنین مى‏شود- و لیکن در تعمد دلهایتان گناه هست، و جمله” وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً” مربوط به موارد اشتباه و خطا است.خطا در این آیه به این معنا است.گناهان دو دسته است: گناهان سهوی و گناهان عمدی.اگر از انسان گناه و خطایی ازروی سهو و نسیان سر زد اشکال ندارد؛ اما آنچه قلب از روی عمد انجام دهد در آخرت به حساب می آید.از این رو درادامه فرمود «وَ لکِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُم ».[26]

درجای دیگر آمده است :«رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا[27]؛اى پروردگار ما، اگر فراموش کردهایم یا خطایى کردهایم، ما را بازخواست مکن».

أَوْ أَخْطَأْنا ”  یا خطا کردیم در چیزى از منهیّات، و خطا مانند نسیان در فعلى است که فاعل، عزم آن کار را نداشته است.[28]

خطا:کارى است از روى عمد صورت نگیرد پس کیفر ندارد. «أخطأ و خَطِى‏ء» داراى یک معنى هستند.

پس معنا آیه چنین است : اگر فراموش یا خطا کنیم ما را مؤاخذه مکن).[29]

درجای دیگرنیزچنین آمده است :

 وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ إِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیما[30]؛ هیچ مؤمنى را نرسد که مؤمن دیگر را جز به خطا بکشد. و هر کس که مؤمنى را به خطا بکشد باید که بندهاى مؤمن را آزاد کند و خونبهایش را به خانوادهاش تسلیم کند، مگر آنکه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است که دشمن شماست فقط بنده مؤمنى را آزاد کند و اگر از قومى است که با شما پیمان بستهاند، خونبها به خانوادهاش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد کند و هر کس که بندهاى نیابد براى توبه دو ماه پى در پى روزه بگیرد. و خدا دانا و حکیم است.

” خطاء” در اینجا معنایى است در مقابل عمد و تعمد، چون آیه در مقابل آیه بعدى قرار دارد.و مراد از نفى در جمله مورد بحث نفى اقتضاء است، مى‏خواهد بفرماید: در مؤمن بعد از دخولش در حریم ایمان و قرقگاه آن، دیگر هیچ اقتضایى براى کشتن مؤمنى مثل خودش وجود ندارد، هیچ نوع کشتن مگر کشتن از روى خطا.[31]

1- محمدبن مکرم ابن منظور، لسان العرب ،ج 1 ،چ 3 (بیروت: دار صادر، 1414 ) ص 66

2- حسین بن محمدراغب اصفهانی ،المفردات فی غریب القرآن،چ اول( بیروت: دارالعلم ،1412)ص 287

3- آذرتاش آذرنوش،فرهنگ معاصرعربی فارسی،ج اول،چ اول( تهران: نی،1379)ص 170

4- عباس شوشتری، فرهنگ لغات قرآن،چ 3( تهران:دریا، 1355) ص 222

5- حسن عمید، فرهنگ فارسی ، ج اول ،چ اول ( تهران: امیر کبیر، بی تا) ص 866

  • خلیل بن احمد فراهیدی،العین، ج‏4، چ 2(قم : هجرت، 1414 )ص 293

7- احمد بن فارس ، معجم المقاییس فی اللغه ( بیروت: دارالفکر، 1414) ص 323

8- آذرتاش آذرنوش، همان

9- فخرالدین طریحی ، مجمع البحرین ، ج‏1،چ 3 (تهران : کتابفروشی مرتضوی، 1375) ص125

10- ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی (تهران: کتابفروشی اسلامیه ، 1352 ) ص 223

1- اسراء/ 31

2-  بقره / 81

3- نساء/ 92

4- حسین بن محمد راغب اصفهانی، پیشین ، ص 151

5- فخر الدین طریحی ، مجمع البحرین ، همان، ج 5 ، ص 294

1-­­ محمدحسین­مختاری­وعلی اصغرمرادی،فرهنگ اصطلاحات فقهی،چ اول(تهران:انجمن قلم ایران،1377)ص143

2- حسین بن محمد راغب اصفهانی، پیشین ، ص 152

3- بهاءالدین خرمشاهی ودیگران ، دایره المعارف تشییع، ج 7 ،(تهران: نشر شهید سعید محبی، 1378 )ص 159

4- عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج 5 (قم: نشر اسراء،1385) ص 324

1- هلال عسگری ، فروق اللغویه( قم : مکتبه بصیرتی ،1353)ص 193

2- نورالدین حسینی موسوی جزائری، فروق اللغات،چ 2 ( تهران : مکتب نشر الثقافه الاسلامیه، 1408)ص 121

3-حسن یوسفیان و احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، چ اوّل(تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1377)ص233

1- ناصر مکارم شیرازی،  پیام قرآن، ( قم: مدرسه امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام، 1379 )ص 106‌

2-  سید محمد حسین طباطبایی ،المیزان، ج 2( قم : جامعه مدرسین حوزه علمیه ، 1417 )ص 138

1- احزاب / 5

2- سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، پیشین ، ج‏16، ص276

3- بقره/ 286

4 – سلطان محمد گنابادی، بیان السعاده، ج‏1 ( بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1408ه.ق ) ص243

5- فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏2( تهران: ناصر خسرو، 1372 )، ص 691

1- نساء/ 92

2- سید محمد حسین طباطبایی ،پیشین، ج‏5، ص38

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه : 262

قیمت : چهارده هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نشان داده می شود

و به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09124404335        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید

1 پاسخ

ترک بک و پینگ بک

  1. […] تقصیر، معصیت،گناه باعمد،[۱]عدول از جهت[۲]، غلط، لغزش[۳] گناه بزرگ،[۴]  نادرست ، ناراست […]

بخش دیدگاه ها غیر فعال است.