پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی با عنوان زبانزد یا ضرب‏المثل

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی

با عنوان : زبانزد یا ضرب‏المثل

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی

با عنوان  :

زبانزد یا ضرب‏المثل

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شودتکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)چکیدهزبانزد یا ضرب‏المثل سخنی است کوتاه که به صورت نظم یا نثر با هدف بیان مفاهیم اخلاقی و حکمت بین مردم رایج است. ارزش شناخت ساختار و محتوای زبانزدها آگاهی از دانش عامۀ مردم است. شرایط زندگی، خواسته­ها و­آرزوهای مشترک باعث پیدایی زبانزدها با بن‏مایه و محتوای مشترک می­شود. زبانزدها در شناسایی تاریخ، زبان و فرهنگ نقش مهمی دارند. با مطالعه و شناخت زبانزدهای عامیانه می­توان عوامل تأثیر­گذار بر رفتارهای فردی، اجتماعی، قشربندی طبقاتی و باورهای اندرونی ­مردمان پی­برد. با بررسی ساختار زبانزدها می­توان چشم‏اندازهای نگرش مردم، طبقه‏بندی گرایش­های قومی، باورها و رویکردهای فرهنگی و اجتماعی را نشان داد، این طبقه بندی‏ها شامل موارد زیر می­باشند: زبانزدهای اخلاقی، اجتماعی، شخصیتی، خرافی، اقتصادی و تقدیرگرایی که هر کدام نشانه گونه­ای از تفکر صاحبان زبانزدهاست. این پایان‏نامه افزون بر طبقه‏بندی محتوایی، به بررسی و تحلیل زبانزدهای منطقه لشت نشاء بر پایه بازتاب واقعیت­های اجتماعی می­پردازد.کلیدواژه­ها: زبانزد لشت نشاء، واقعیت­های اجتماعی، طبقه بندی، فرم، ساختار، نشانه.فصل ­اول:­ کلیات ­تحقیق1-1مقدمهمطالعات فرهنگی که بر پایه دانش­های نوین استواراست، تاکید دارد که فرهنگ والا و پست، هر دو به یک اندازه می­توانند حقایق اجتماعی را باز­تاب دهند. بنابراین فرهنگ عامیانه دارای ارزش­های علمی و شناختی است. همان­طور که لوکاچ می­گوید ادبیات بویژه ادبیات رئالیستی بالزاک، سولژنیستسن ودیگران به خوبی می­توانند طبقات متفاوت جامعه را بازتاب دهند، (نک، زرافا، 1386: 26 و...). ومسائل آن­ها را درامور زندگی، معیشت، بهداشت وغیره نشان دهند و به­ویژه دوقشر رودرو، فرادست و فرودست چون ارباب ورعیت، کارفرما وکارگر را معرفی نمایند. این آثار مستقیم یا نامستقیم به مسائل کلی جامعه     می­پردازند که گاهی حقایق جزئی آن را نیز بازتاب می­دهند. یعنی از دیدگاه لوکاچ، ادبیات هم مسائل کلی دو قشر و دوطبقه متخاصم را نشان می­دهد وهم جزئیات دیگر اجتماعی چون قشرها واصناف دیگر جامعه ونیز روابطه آنها را با هم بازگو می­کند، ولی لوکاچ می­گوید ادبیات باید به طور کلی به حقایق دوگانه فرادست و فرودست ببردازد.اما مردم شناسان وصاحب نظران مطالعات فرهنگی بر این باورند که همه حقایق را می­توان در ادبیات ملاحظه کرد، حتی در ادبیات عامیانه. و نیز تنها در ادبیات رئالیستی و مدرن نیست که پژوهشگران به حقایق اجتماعی رو می­کنند، بلکه در ادبیات عامیانه و حتی زبانزدها می­توان روابط اجتماعی جامعه را کشف نمود. از این رو صاحب نظران مطالعات فرهنگی جدید که چه بسا تحت تأثیر نظریه پردازان پست مدرن و پسا ساختگرایی چون فوکو، آلتوسر و­جامعه شناسان دیگر هستند فرهنگ عامیانه را نیز ­وسیله­ای برای شناخت جامعه می­دانند. این جامعه شناسان و مردم شناسان پیش از آنکه بر مطالعات فرهنگی اثر بگذارند بر نظریات تاریخ گرایی نوین و ماتریالیسم فرهنگی اثر گذاشته­اند. تاریخ گرایان نوین­ که گرین بلت سرکرده آن است می­گویند، تنها در تاریخ نیست که حقایق اجتماعی نشان داده می­شود بلکه­در آثار­ادبی نیز می­توان به این­حقیقت­ها راه یافت. حتی مطالبی در آثار ادبی ­می­توان دید که به روابط اجتماعی نظر دارد. برای نمونه زمانی که حافظ می­گوید:اگرچه باده فرح بخش و باد، گل بیز ست                  به بانگ چنگ مخور می، که محتسب تیز ست                                                                                    نشان می­دهد که مسائل مذهبی رفتارهای اجتماعی در دوران او چگونه بوده است. این حقیقت حتی در کتاب­های تاریخی دیده نمی­شود. در ادبیات عامیانه و زبانزدها نیز می­توان حقایق اجتماعی پنهان را پیدا نمود. «در کتاب «زیب سخن» مثل را از نوع اشعار هفت هجایی دانسته و یاد آور شده­اند که افسانه­ها و برخی قصه­های کودکانه و بعضی ضرب­المثلها از این نوع اشعارهایی قبل از اسلام می­­باشند که هنوز هم آهنگ شعری خود را حفظ کرده­اند» (عفیفی، 1371: 8)زبانزدها یکی از شاخص­های مهم زبان و ادبیات هر قوم به شمارمی­آید. چگونگی شکل­گیری ­و­منبع اصلی زبانزدها در­زندگی­مردم نهفته است.­ مطالعه در­آثار پیشینیان ­­­نشان می­دهد که زبانزدها در شئون مختلف زندگی اجتماعی آنان حاضراست. زبانزدها نقش بسزایی در برقراری عواطف مختلف انسانی مانند شادی و غم، زشتی و زیبایی، نفرت و دوستی دارد.اما زبانزد از نظر نشانه و علامت اصطلاح خاص ادبی است که در فارسی­معادل «داستان» به کار می­رود. در قرآن کریم نیز بدان اشارت شده است «وضَرَب لَهُم مثلاً اصحابَ القریه اِذجَاءَ ها ...[1]»(یاسین/13)که مثل در اینجا دقیقاً به معنی داستان به کار گرفته شده است. هر زبانزد را می­توان به مثابه مرواریدی واقعی که از اعماق ذهنیت ملی یک قوم به دست آمده است تلقی کرد، اگرچه که زبانزدها از کوتاهی لفظ و سادگی و روانی خاص برخوردارند، امّا شنونده را در افکار عمیقی فرو می­برد و گاه انفعالات و هیجانی در نفس او به وجود می­آورد. زبانزدها یکی از مهم ترین نمایه­های دانش عامه به شمار می­رود. زیرا که در اغلب زبان­ها و اقوام رواج دارند. زبانزدها در زبان فارسی کاربرد گسترده­ای پیدا کرده است. زبانزدها در گفت و گوی روزمرّه و محاوره­ای، ­پشتوانه­ی محکم و درست در انتقال مفاهیم به شمار می‏آید. که خود نشانگر بالا بودن ادراک و فهم گوینده است، در حالی­که اغلب آن­ها بر اساس گفتمانی‏است که از نسل­های گذشته سینه به سینه به ما منتقل شده است و­کمتر پایه و اساس­ علمی و­ منطقی دارد.«دانش عوام حاصل تلاش فکر انسان­هایی است که با همه عدم مهارت در خواندن و نوشتن دارای روحیه بلند و اندیشه­ای شگرف بوده­اند. این انسان­ها با ستارگان پرفروغ و درخشان آسمان، با سحرگاهان شورانگیز و با قهر و بی­حرمتی طبیعت زیسته­اند. گاهی با نیروی اندیشه و انسانی­ خود­ راهی گشوده­اند؛ و گاهی نیز بعد از سال ها انتظار در فراز و نشیب پرغبار زندگی­گم شده­اند. حاصل این تلاش­ها مجموعه پیچیده­ای از دعاها و باران، لالائیها، داستان­ها و مثل­هایی است که سینه به سینه تا به امروز به زندگی­خود در­زبان و سینه انسان­ها ادامه داده است.» (پورافکاری، 1354: 2)«امثال و حکم ملت­ها، علاوه بر بیان نصایح و اندرزهای تربیتی و اجتماعی ، اغلب مبیّن خلقیّات و خصلت­های درونی آن­ها نیز هست که به صورت معانی مجازی و استعاری و گاهی نیز صریح و روشن بیان­می­شوند. این گفتارهای حکیمانه گاهی­آمیخته به خرافات احساسات و­اندیشه­های­­خام و یا­ اسطوره­ای و افسانه­ای ظاهر می­شوند که همگی نشانه عمق و­گستره نوع احساسات و باورهای علمی یا غیرعلمی و افسانه­ای گذشتگان است.» (نوین، 1387: 133-109)بعضی از زبانزدها حکایت تمثیل فراموش شده­ای در خود نهفته دارد که برگرفته ازفرهنگ ادبیات عامیانه است، که­ شامل داستان­ها، ترانه­ها، افسانه­های دیو و پری وغیره که از گذشتگان سینه به سینه نقل گردید. واژگان آن به مرور زمان کوتاه­تر و فشرده­تر شد و به صورت زبانزد یا کلمات قصار خودنمایی­کرد. زبانزدها­ در­واقع عصاره همان­ رویدادی است ­که قبلاً به ­وقوع پیوسته است.زبانزدها را از نظر عامه بودن می­توان به دو بخش تقسیم کرد:1- زبانزدهای موجز امّا به ظاهر­ بی­قصه­2- زبانزدهایی که یک قصّه فشرده و یا اشاره به یک قصّه قدیمی و یا حادثه تاریخی را بیان می­کنند. زبانزدهای موجز را از نظر ویژگی می­توان به دو بخش تقسیم کرد:1- زبانزد موجز فایده­دار­ 2- زبانزد موجز بی­فایدهازویژگی­های زبانزد موجز فایده دار، آن است که بیشترین معنا را در کم­ترین لفظ بیان می­کند واهدافی را نیز به دنبال دارد؛ از سویی بر پایه براهین و منطقی تقریباً عقلایی­تر استوار است.زبانزدها موجز بی­فایده، به زبانزدهایی­اطلاق می­گردد که صرفاً برای بیان مطلبی وضع شده باشد، اهداف خاصی را دنبال نمی­کند. به دیگرسخن برای خالی نبودن عریضه به گفتاری بی­پایه اکتفا کنند که در زبانزدها نیز بدان اشاره شده است.زبانزدها را از نظر ساختاری می­توان به سه بخش تقسیم کرد.1- زبانزدهای حکیمانه 2- زبانزدهای غیرحکیمانه   3- زبانزدهای شبه حکیمانهزبانزدهای ­حکیمانه، عنصر اصلی آن جملات قصار، جدی، عالمانه است و از نشانه­های تشخیص آن، زبانزدهای حکمت­آمیز و قصارگونه است. «آدم خر بیبی، گرفتار خر نبیبی.[2]»زبانزدهای غیرحکیمانه­، معمولاً با لحن صمیمانه و عاطفی بیان می­شود. امّا نوع ملاطفت­آمیزآن کمتر است، و از نوعی تلخی و گزش برخوردار است.« اینه چوم میخه، اینه دیل سیخَه.[3] »زبانزدهای شبه حکیمانه، معمولاً متأثر از آثار­ادبی و مکتوب است، و از اصطلاحات عامیانه و ساده برخوردارند. « زن طلاقه رَدَه کون، زَن بَموردَه زن بِدَ. [4]»بعضی­از زبانزدها دارای زیرساخت روان شناختی، جامعه شناختی، و اعتقادی است. در بررسی ساختاری روان شناختی زبانزدها­، می­توانیم تفاوت­های فردی، رفتارهای اجتماعی، شخصیت، هیجان، کنش­ها را مشاهده کنیم، که اغلب این گونه جلوه­های روان شناختی، با ­نظریه­های­ علمی امروز قابل بررسی است. با کاوش در این زبانزدها می­توانیم تعارض­های روان شناختی مثل، ناکامی، ­هیجان، برون­فکنی،        همانند­یازی، درون فکنی، و­غیره را که در لابه لایه این زبانزدهای انعکاس یافته­اند مشاهده نماییم. اغلب زبانزدها، تبیین کننده خصلت­های درونی و خلقیّات است که به شکل معانی و استعاری و گاهی نیز صریح و روشن بیان می­شوند.این زبانزدها گاه آمیخته به گفتارهای حکیمانه و گاه خرافی، احساسات و عواطف، اندیشه­های ناپخته و یا افسانه و اسطوره­ای را در پیش روی انسان نمایان می­سازد که همگی نشانه عمق و گستره باورهای علمی، یا غیرعلمی گذشتگان است. چرا که این افسانه­ها و اسطوره­ها از دیرباز، حیات و ذهن بشر نخستین را به خود مشغول کرده بود. علم روان شناسی­ قدمتی به درازای ­تاریخ حیات بشری دارد، وهمواره ­روان آدمی ­را به خود مشغول­ داشته است و چگونگی رفتار بشری همیشه توجه روان­شناسان را به خود معطوف کرده است.اما در بررسی ساختاری جامعه شناسی­زبانزدها، می­توانیم دورنمای خرد جمعی، ارزش­ها، اعتقادات و تجارب ­دیرینه اقوام مختلف­ را که به واسطه فرهنگ و زبان با هم آمیخته­اند مشاهده کنیم. بررسی جوامع مختلف به ما نشان می­دهد که تا چه اندازه فرهنگ و ارزش­ها هر قومی نسبت به قوم دیگر برتری دارد. چنانچه بخواهیم زبانزدهای هر­منطقه را مورد مطالعه قرار­دهیم می­بینیم که زبانزد هر قوم با قوم دیگر از جهاتی بسیار به هم شباهت ­دارند، و از جهتی نیز با هم ­متفاوتند.بعضی­از زبانزدها که دراین تحقیق ذکر­ می­گردد ریشه در­جهان ­بینی اشخاص و اقوام دارد. همواره نوع زندگی انسان در اجتماعی ­که زندگی ­می­کند، از نظر رفتار و کردار به نوع بینش و جهان­­بینی او بر    می­گردد، که گاه به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه از دیگران الگو می­گیرد.­ جست و­جو ­در باورها،  ارزش­­ها و گفتمان و رفتار افراد با همدیگر­، نوع جهان بینی و اعتقادات گروهی آنها رانشان می­دهد.«نوع اعتقادات انسان بسته به نوع جهان­بینی اوست. جهان­بینی به معنی جهان­شناسی است و به مسئله شناخت مربوط می­باشد و تنها به این دلیل که ماده دیدن در آن به کار رفته است نمی­توان آن را در معنی جهان احساسی تلقی کرد. شناخت از مختصات انسان است، بر خلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است، برتری انسان از سایر جانداران در شناخت و بینش عمیق او از­جهان است. حیوان تنها جهان پیرامون خود را احساس می­کند، امّا انسان علاوه بر آن، جهان را تفسیر می­کند این زیرساز و تکیه­گاه به اصطلاح جهان بینی نامیده می­شود.» (مطهری، 1380: 20-15)بعضی­از این ­زبانزدها که بیان گردیده در خود زمینه­های مذهبی نهفته دارد که به نوعی نیز تأثیرگذار است، از­جمله نام مقدس حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع) است. همچنین بعضی از زبانزدها جنبه خرافی دارند. از آنجایی که بن­مایه خرافات در آرزوها و رؤیاها محقق می­گردد، ازاین رو انسان­هایی که توانایی مقابله با مشکلات را ندارند، بهترین دست آویزشان پناه بردن به خرافات و خرافه­پرستی است. با مطالعه کتب پیشینیان، به این نتیجه می­رسیم که انسان­ها از دیرباز برای این­که بتوانند با نابسامانی         ­و دگرگونی طبیعت دست و پنجه نرم کنند و بر­آن­ها فائق آیند، از هر وسیله و طرز تفکری استفاده      می­کردند، تا بتوانند ضعف و ناتوانی درونی­شان را جبران کنند.بعضی ­از زبانزدها ریشه در پدیده­های طبیعی دارد. انسان­ها در هر زمان و مکانی که به سر­می­برند، شناخت و ذهنیتی از طبیعت در ذهن خود دارند. این شناخت و تصّور انتظار انسان را از طبیعت و نحوه بهره برداری او را از طبیعت پی­ریزی می­نماید. در این واکنش­ها ما با نوعی رابطه و یا به دیگر سخن جهان ­بینی مواجه می­شویم. گاهی طبیعت و عناصر­آن بر انسان غلبه می­کند، و این زمانی است که انسان خود را در رویارویی با طبیعت ناتوان و ضعیف می­بیند و تلاش و کوشش خود را عقیم و بی­فایده    می­انگارد، که در این هنگام به خرافه و امثال آن پناه می­برد، کما این­ که در زبانزدهای گردآوری شده منطقه لشت نشاء ما با نمادهایی چون «آزه دار» (درخت آزاد)، بستن پارچه سبز بر روی شاخه­های تر درختان، وجود درختان تنومند آزاد در کنار قبرستان­ها و بقاع متبرکه، همه حکایت از این دارد که گاهی انسان برای جبران خلاء­های درونی خود به دنبال عواملی است که وی را اقناع نماید، وگاهی نیز انسان بر طبیعت غلبه می­کند.«درخت یکی ­از مضامین­ نمادین غنی ­و رایج است که ­کتابشناسی­آن به تنهایی یک­ کتاب خواهد بود. درخت به دلیل تغییر دایمی خود، نماد زندگی است وبا عروجش به سوی آسمان مانند درخت لئوناردو داوینچی­ مظهرقائمیّت است. از­سوی دیگردرخت نمادی است که وضعیّت دوره­یی­تغییرات کیهانی ­را نشان می­دهد، به­خصوص برگها نشانه­ی مرگ و باززایی ­هستند، واینکه درختان هرساله برهنه ­از برگ­ می­شوند ودوباره برگها را بر می­پوشند، یادآور این دوره ­هستند، درخت به طورکلی­ چون ریشه­هایش درزمین فرو می­رود وشاخههایش درآسمان بالا می­رود، به عنوان نماد ارتباطی میان زمین وآسمان شناخته شده­ است.­» (آلن­گربران، 1388 :187-189 )انسان به واسط توانایی، هوش و استعداد بالقوه­ای که در درونش نهادینه شده است؛ بر طبیعت چیره  می­گردد. در چنین فضای فکری، مردم برای آینده ارزش بیشتری قائلند تا برای گذشته. بعضی از زبانزدها که بیان شد، صنایع بدیعی در آنها بکار­گرفته شده است. که بعضاً به طور مستقیم یا غیر مستقیم اشاره به آیات قرآنی و روایات معصومین (ع) دارند.مانند: «از ایتَه گول بَهَر نَبَه، سَردَ پلا نهارَ نبه[5].­»بیان کننده وحدت و همدلی است اشاره به طور غیر مستقیم به آیه­ای از قرآن دارد.«و­اعتصموا بِحَبل الِلِه جمیعاً ولا تفرّقوا[6].­»(آل عمران/103)تعداد صفحه :160قیمت : چهارده هزار تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نشان داده می شود

و به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09124404335        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید