پایان نامه کارشناسی ارشد : عوامل جامعه­ شناختی مؤثر بر نظام اخلاقی نخبگان علمی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی 

عنوان : عوامل جامعه­ شناختی مؤثر بر نظام اخلاقی نخبگان علمی

دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

دانشکده علوم اجتماعی

عنوان

عوامل جامعه­ شناختی مؤثر بر نظام اخلاقی نخبگان علمی

استاد راهنما

 دکتر حسین کچویان

 اساتید مشاور

 دکترعلی انتظاری

دکتر محمدحسین پناهی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)چکیده:هر جهان اجتماعی ­سه لایۀ معنایی، نهادی و فردی دارد. با پیوند لایه ­های معنایی و فردی، طیّ فرایندهای دگرسازی، دیالکتیک بیرونی جهان اجتماعی برقرار می­شود. فرد نیز سه لایۀ هویتیِ دانشی­، خواهشی­­ و توانشی­ دارد. با پیوند نظر و عمل افراد، طیّ فرایندهای خودسازی، دیالکتیک درونی جهان اجتماعی برقرار می­شود. با دیالکتیک بیرونی و درونی جهان اجتماعی، «نهادها» و «نظام‌های اخلاقی» شکل می­گیرند. جهان‌های اجتماعی گوناگون بنا به هویتشان، اتّکای یکسانی بر نظم­ ­­­نهادی و نظم ­­اخلاقی ندارند. تاکنون متلائم­ترین نظم اخلاقی، در جهان‌های اجتماعی دینی رخ نمود، و کارامدترین نظم نهادی به مدد علم­ تجربی در جهان دنیویِ تجدد، سربرآورد. نخبگان علمی جامعۀ ما بیش از همه، از فرایندهای تربیتی علم تجربی، متأثر می­شوند که انتظار می­رود، آثار اخلاقی آن را بروز دهند. توزیع نظام‌های اخلاقی قدسی و دنیوی در میان نخبگان علمی کشور، نشانگر نقش علم تجربی در بازتولید جهان‌های دینی و دنیوی است. نتایج پژوهش حاضر نشان می­دهد؛ نخبگان علمی، بیشتر در میانۀ طیف نظام‌های اخلاقی قدسی ـ دنیوی قرار می­گیرند و پایبندی عملی آنها به ارزش‌های اخلاقی پایین ارزیابی می­شود و متغیرهایی چون تعلّق خانوادگی و جهان­شناسی دینی همراه آن در اجتماعی­شدن­ اولیه و تعلق صنفی­ـ­­تخصصی و جهان­شناسی­ علمی همراه آن در اجتماعی­شدن ثانویه، نظام­اخلاقی آنها را توضیح می­دهد.مفاهیم کلیدی: اخلاق، نظام اخلاقی، جهان اجتماعی، جهان‌های اجتماعی دینی و دنیوی، نظام‌های اخلاقی قدسی و دنیوی، نخبگان علمی.   فهرستفصل اول/کلیات... 21-1- طرح مسئله و بیان پرسش­های پژوهش.... 31-2- اهداف پژوهش.... 71-3- ضرورت و اهمیت موضوع. 81-4-پیشینه پژوهش.... 9فصل دوم/ مبانی نظری.. 22-2- نظریه­های فلسفی.. 222-2-1- گونه­شناسی نظام‌های اخلاقی.. 232-2-1-1- پیامدگرایی.. 272-2-1-2- وظیفه­گرایی.. 342-2-1-3- فضیلت­گرایی.. 402-2- 2-گونه­شناسی برگزیده 472-3-  نظریه­های علمی.. 502-3-1- نظریه­های روانشناسی.. 522-3-1-1- عوامل زیستی(طبیعت و ارگانیسم) 522-3-1-1-1-  ارتباط با طبیعت و رشد اخلاقی.. 522-3-1-1-2-  خاستگاه­های زیستی رفتارهای اخلاقی.. 562-3-1-1-3- ارتباط متقابل زیستی.. 602-3- 1- 2-  عوامل ذهنی.. 622-3- 1- 2-  1-  رویکرد شناختی.. 622-3- 1- 2-  2- نظریۀ قلمرویی.. 682-3- 1- 3-   عوامل اجتماعی.. 722-3- 1- 3-1-  نظریه درونی­سازی و رشد عاطفی وجدان. 722-3- 1- 3-2-  نظریه درونی­سازی و رشد شناختی وجدان. 832-3- 1- 4- جمعبندی نظریه­های روانشناسی رشد اخلاقی.. 862-3-2- نظریه­های جامعه­شناسی.. 882-3-2- 1- عاطفه­گرایی.. 892-3-2-1-1-اخلاق به مثابه امر قدسی.. 892-3-2-1-2- اخلاق، مرز میان کنش­های عقلانی و غیر عقلانی.. 1002-3-2-1-3- اخلاق به مثابه عاطفه تعمیم­یافته. 1102-3-3- 2- منفعت­گرایی(مادی معیشتی) 1182-3-3- 3- عقل­گرایی.. 1292-3-3- جمعبندی نظریه­های علمی اخلاق.. 1442-3-3- 1-  دیالکتیک جهان اجتماعی.. 1492-3-3- 1-1-  قلمرو نهادی جهان اجتماعی.. 1502-3-3- 1 - 2-  قلمرو نمادی جهان اجتماعی.. 1542-3-3- 1 – 3-  قلمرو فردی جهان اجتماعی.. 1562-3-4- خلاصه  نظریه­های علمی اخلاق.. 1612-3-5- چارچوب نظری.. 1662-3-5- 1-  مدل نظری.. 1892-3-5- 2-  فرضیات پژوهش.... 190فصل سوم / روش تحقیق.. 1933-1- موضوع و چگونگی سنجش.... 1943- 1- 1- متغیر وابسته. 1943- 1- 1- 1- انواع نظام اخلاقی.. 1953- 1- 1- 2- شاخص نظام اخلاقی قدسی­ـ دنیوی.. 2013- 1- 1- 3- شاخص اخلاق عملی.. 2013- 1- 2- متغیرهای مستقل.. 2023- 1- 2- 1- دسترسی خانوادۀ فرد به جهان‌های اجتماعی دینی و دنیوی.. 2023- 1- 2- 1- 1-  دسترسی خانوادۀ فرد به جهان اجتماعی دینی.. 2023- 1- 2- 1- 2-  دسترسی خانوادۀ فرد به جهان اجتماعی دنیوی.. 2033- 1- 2- 1- 3-  اثرپذیری فرد از خانواده 2043- 1- 2- 2- دسترسی خانوادۀ فرد به جهان‌های اجتماعی دینی و دنیوی.. 2043- 1- 2- 2-1-  دسترسی فرد به جهان اجتماعی دنیوی(از کانال نهاد علم و دانشگاه) 2043- 1- 2- 2- 2-  دسترسی فرد به جهان اجتماعی دینی.. 2043- 1- 2- 2- 3-  اثرپذیری از نهاد علم و دانشگاه 2053- 1- 2- 3- تمایلات زیستی ـ روانی فرد. 2053- 2-  جمع­آوری داده­ها 2103- 3-  روایی و پایایی مقیاس­های سنجش.... 2143-4- تحلیل داده­ها 216فصل چهارم /تجزیه و تحلیل داده­های تحقیق.. 2184-1- توصیف متغیرهای مستقل.. 2184-1-1- متغیرهای فردی.. 2184-1-2-  متغیرهای خانوادگی.. 2214-1-2-1-  جایگاه خانواده فرد در جهان اجتماعی دینی.. 2214-1-2-2 - میزان ارتباط خانواده فرد با جهان اجتماعی دنیوی.. 2244-1-2-3- میزان اثر پذیری فرد از خانواده 2274-1-3-  متغیرهای مربوط به نهاد علم و دانشگاه 2284-1-3-1- میزان و نوع مشارکت فرد در نهاد علم و دانشگاه 2284-1-3-3- میزان اثرپذیری از نهاد علم و دانشگاه 2374-2-  توصیف متغیرهای وابسته. 2394-2-1- نظام اخلاقی: «اخلاق نظری» 2394-2-1-1-نظام‌های اخلاقی پنجگانه. 2394-2-1-2- نظام‌های اخلاقی قدسی و دنیوی.. 2424-2-1– 3-پایبندی اخلاقی: اخلاق عملی.. 2434-3- فرضیات تحقیق.. 2444-3-1- رابطه ویژگی­های زیستی ـ روانی و نوع نظام اخلاقی افراد. 2444-3-2- رابطۀ دسترسی خانواده­ها به جهان اجتماعی دینی و نوع نظام اخلاقی افراد. 2474-3-3- رابطۀ دسترسی خانواده­ها به جهان اجتماعی دنیوی و نوع نظام اخلاقی افراد. 2534-3-4- رابطۀ دسترسی افراد به جهان اجتماعی دنیوی و نوع نظام اخلاقی آنها 2564-3-5- رابطۀ دسترسی افراد به جهان اجتماعی دینی و نوع نظام اخلاقی آنها 2594-3-6- رابطۀ اثرپذیری افراد از نهاد علم و دانشگاه و نوع نظام اخلاقی آنها 2614-3-7- رابطۀ میزان دسترسی خانواده به جهان اجتماعی دینی و اثرپذیری از مشارکت در نهاد علم. 264فصل پنجم /جمعبندی و نتیجه­گیری.. 2675-1-جمعبندی.. 2675-5-1- توصیف ویژگی­های جمعیت نمونه. 2705-5-2- آزمون فرضیات... 2755-2- نتیجه­گیری.. 2805-3- پیشنهادات... 2885-4- محدودیت­های پژوهش.... 292فصل ششم/ضمائم. 2936-1- فهرست منابع. 2936-2-  پرسشنامه پژوهش.... 299مقدمهژان پل سارتر در جمله­ای می­نویسد«جهنم دیگران­اند». شخصی می­گفت اگر سارتر دقت می­کرد متوجه می­شد«بهشت هم دیگران­اند». این تعبیر زیبای قرآن کریم در وصف جهنم است که جهنمیان مایۀ­ عذاب یکدیگرند و در فضای تنگ جهنم، از یکدیگر می­گریزند در حالیکه بهشتیان مایۀآرامش همند و در گشایش بهشت دوست دارند گرد هم آیند و رودرروی یکدیگر بنشینند! جانا بهشت صحبت یاران همدم است/دیدار یار نامتناسب جهنم است. «به راستی یکی از راههای ناراحت کردن و حتی نومید کردن افراد قرار دادن آنها در مناسبات بسیار نزدیک و مستمر با دیگران است. با وجود این مجازات شدیدتر این است که کسی را از تماس انسانی به کلی محروم کنند»(گیدنز،1377: 295). در گسترۀ زندگی آدمی، از گذشته تاکنون رابطۀ خود و دیگری با سازوکارهایی چون اخلاق، آداب و رسوم و قانون سر و سامان می­یافت که در این میان اخلاق از اهمیت بی­بدیلی برخوردار بود. گاندی می­گفت در دنیا فقط یک نیکی وجود دارد و آن هم دوست داشتن دیگران است. در این معنا اخلاق با «دگرخواهی» مترادف می­شود، ولی نه همۀ «دگرخواهی»­ها اخلاقی­اند و نه اخلاق، صرفاً دگرخواهی است.[1] البته گسترۀ وسیعی از کنش­های اخلاقی در رابطه با دیگری و دگرخواهی موضوعیت می­یابند. درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/ نهال دشمنی برکن که رنج بی­شمار آرد!  به بیان خواجه عبدالله انصاری بدی را بدی کردن سگساری است. نیکی را نیکی کردن خرکاری است و بدی را نیکی کردن کار خواجه عبدالله انصاری است! و به تعبیر طنزآمیز شهید مطهری نوع چهارمی هم دارد: خوبی را بدی کردن، کار ما مردم ایرانی است!     امّا گسترۀ وجودی اخلاق، فراتر از ارتباط خود و دیگری است. بسیاری از اعمال را می­توان سراغ گرفت که در ارتباط با دیگری نیست، ولی به عنوان کنش اخلاقی، مورد تمجید و تحسین قرار می­گیرند؛ مانند تن به ذلت ندادن در جایی که یا باید از جان و مال گذشت یا تن به خواری داد و صبر در                  دشواری ها و ... . اخلاق، فراتر از رابطۀ خود و دیگری، مجموعۀ قواعد اعمال شایستۀ ناظر به «کمال» است. اخلاق، مجموعه­ای از خوب و بدها، باید و نبایدهای حاکم بر کنش­ انسانی در مسیر کمال است.1-1- طرح مسئله و بیان پرسش­های پژوهش                     انسان امروزی در رابطه با اخلاق با مسائل و مشکلات بنیادی­ مواجه ­است. بشر در این زمانۀ شهره به علم و عقلانیت، در تعریف، تبیین، توجیه و تحقق اخلاق و ارزش‌های اخلاقی درمانده است. «در عالَم جدید که علم استوانۀ آن است، اخلاق منزوی و گوشه­نشین شده ­است حتی می­توان گفت که اخلاق در این انزوا و گوشه­نشینی هم از تعرض مصون نمانده­ است. در عالمی که هرچه هست با میزان تولید و مصرف سنجیده و ارزش­گذاری می­شود و همه چیز نام ارزش می­گیرد یا به ارزش مبدل می­شود؛ اخلاق چندان رقیق و سیّار است که همه­جا هست و هیچ­جا نیست. در این وضع ساحتی از وجود انسان که اخلاق به آن باز می­گردد کمتر مجال ظهور و بروز پیدا می­کند»(داوری،1390: صص 70-50).چگونه می­شود پاره­تو که به تعبیر آرون از نویسندگانی است که خود می­خواهد ملعون باشد وقتی علم می­گوید و می­نویسد آرزو می­کند توده­های مردم نوشته­هایش را نخوانند! و نگران است که با آگاه شدن آنها، سنگ روی سنگ بند نشود! به زعم گلدنر همین نگرانی باعث عدم شکل­گیری جامعه­شناسی اخلاق شده است«با وجود اینکه جامعه شناسی آکادمیک اهمیت ارزش‌های اخلاقی مشترک را تأیید می­نماید، امّا تحقیقات منظم و متمرکز دربارۀ این مسأله که بتوان آن را «جامعه شناسی ارزش‌های اخلاقی» خواند که در مقایسه با توسعۀ سایر حوزه­های تخصصی جامعه شناسی برابری کند وجود نداشته است. حذف این موضوع عمدتاً ناشی از این واقعیت است که تحلیل کامل ارزش‌های اخلاقی باعث به خطر انداختن استقلال آنها می­گردد.»(گولدنر،1383: 165) چگونه جامعه شناسی ـ به عنوان علم اخلاق! ـ با «هنر بدگمانی» و داعیۀ رسوا کننده­اش، نقاب از چهرۀ اخلاق و اخلاق مداران بر­می­گیرد و علوم تجربی دیگر نیز در تقلیل و تعویق اخلاق، موفقیت حیرت­آوری به دست می­آوردند.پژوهشی در مورد اخلاق کار و عوامل مؤثر بر آن در سطح شهر تهران نشان می­دهد «کسانی که تحصیلات بیشتری دارند میزان اخلاق کارشان کمتر است. رگرسیون اخلاق کار و تحصیلات بیانگر رابطه معکوس آنهاست. کسانی که پدرشان میزان تحصیلات بیشتری دارد، میزان اخلاق کارشان کمتر است. کسانی که مادرشان تحصیلات بیشتری دارد، میزان اخلاق کارشان کمتر است. کسانی که برادر و خواهرشان در مقاطع تحصیلی بالاتری است نسبت به کسانی که برادر و خواهرشان بی­سواد یا کم سواد است اخلاق کار کمتری دارند»(معیدفر،1380 : 167-168) چنین نسبتی میان دانش و اخلاق مورد توقع نیست. پس چگونه می­شود دانش و فضیلت، واگرا شوند؟ یافته­های نظری و تجربی بسیاری از این دست وجود دارد که پرسش از وضعیت اخلاق و ارزش‌های اخلاقی را در زمانه و عصر علم برجسته می­سازد. در زمانۀ علم بر اخلاق و ارزش‌های اخلاقی چه می­رود؟   برای ما ایرانیان که به جهان‌های اجتماعی متفاوتی دسترسی داریم، این پرسش برجسته­تر می­نماید. تاکنون جهان تجدد، توانسته بیش از سایرجهان‌های اجتماعی، خود را در پهنۀ زمین بسط دهد و با عبور از مرزهای محسوس و نامحسوس جهان‌های اجتماعی دیگر، به آسانی در دسترس همه افراد بشر قرار گیرد. این جهان بیش از همه، با دو خصیصۀ هویتی «علمی» و «سکولار» شناخته می­شود. این جهان اجتماعی در برهه­ای از زمان با اعتماد و اتکای به نظم بیرونی و کارآمدی حاصل از علوم تجربی، اخلاق را پدیده­ای زائد، می­پنداشت و آن را به ساحت فردی و غیرعقلانی زندگی­های فردی می­سپرد. در برهه­ای دیگر با بازگشت مجدد اخلاق به عرصۀ عمومی، با نگاهی ابزاری، آن را برای پرکردن خلأهای نظم بیرونی به خدمت می­گیرد.  در این جهان «از آنجاکه فایده­باوری و فایده­گرایی بر ارزیابی نتایج تأکید می­کند. این سؤال که آیا یک عمل ذاتاً صحیح است به تدریج جای خود را به کوشش برای ارزیابی نتایج یک عمل می­دهد. به این ترتیب هدف اصلی، تعیین و مشخص کردن این است که این نتایج چه خواهند بود یا چه هستند. سؤال در مورد رفتار انسان به تدریج به جای اینکه بر مبنای «اخلاق»[آرمانها] شکل بگیرد بر اساس     «واقعیت­ها»[هست­ها] شکل می­گیرد.»(گولدنر،1383: 87)«در تعاریف سنتی، ابعاد اخلاقی(خوبی­ـ­­ بدی)پدیده­ها به طور نسبی مهم­تر از تعاریفی هستند که ابعاد قدرت(قوی ­ـ ­ضعیف) را مورد توجه قرار می­دهند. امّا توجه سودمندگرایی به نتایج، باعث توجهی روزافزون به توانایی پدیده­ها، به منظور رسیدن به نتایج مطلوب، بدون در نظر گرفتن ابعاد اخلاقی می­گردد. با رشد بعد قدرت پدیده­ها به نظر می­رسد شکاف عمیقی میان «قدرت» و «اخلاق» ایجاد گردید؛ یعنی میان آنچه واقعی است و آنچه ایده­آل است. اکنون آنچه واقعی است اخلاق را در بر نمی­گیرد و در دانش نسبت به قدرت خلاصه                    می­شود.»(همان:106) و پرسش از فضایل و رذایل اخلاقی به امری بی­فایده تبدیل می­شود و به تعویق می­افتد. «کارول گیلیگان با حدود دویست زن و مرد آمریکایی مصاحبه­های ژرفایی انجام داد. در این پژوهش تفاوتهای ثابتی میان نگرشهای اخلاقی زنان و مردان آشکار گردید. زنان احساسات خود را بر حسب روابط شخصی تعریف می­کنند و دستاوردهای خود را با اشاره به توانایی مراقبت از دیگران مورد قضاوت قرار می­دهند. اما مردان که پیشرفت فردی را تنها شکل موفقیت می­دانند به شایستگی­هایی که در این وظایف کسب می­شود چندان بهایی نمی­دهند. توجه زنان به روابط به عنوان یک ضعف جلوه می­کند نه قوت، چنانکه اغلب هست»(گیدنز،1377 : 186) و بدین­ترتیب نسبتی میان زنان، اخلاق و ضعف تشخیص داده می­شود. واقعیت، قدرت و دانش از ارزش، اخلاق و آرمان فاصله می­گیرند و دستۀ اول، عرصه را بر دسته دوم، تنگ و تنگ­تر می­کنند و اخلاق و ضعف همسو و هم قطار می­شوند.-1 «دگرخواهی چیزی بر خلاف «خودخواهی» است. خودخواهی را عمل کردن به نفع خود می­دانیم، دگرخواهی عملی است که به نفع دیگران انجام می­دهیم، مثلاً اگر مادری خود را برای فرزندش فدا کند یک عمل دگرخواهانه انجام داده است و فرقی ندارد که این مادر انسان باشد یا حیوان. یک پرنده در صورت دیدن یک پرندۀ شکاری، صدای هشدار دهنده­ای ازخود بروز می­دهد، این یک رفتار دگرخواهانه است. زیرا او به این وسیله به بقیۀ پرندگان هشدار می­دهد تا از مهلکه بگریزند و نظر پرندۀ شکاری را به سوی خود جلب می­کند. چنین اعمالی در حیوانات از پیش نهاده شده است و آنها به نحو معین و مشخصی عمل می­کنند. دگرخواهی در حیوانات با غریزه هدایت می­شود. اما در مقابل انسان‌ها می­توانند فکر کنند که چگونه عمل کنند و این از آنجا بر می­آید که بخشی از دگرخواهی انسان‌ها از طریق هنجارها به وجود آمده است و در اینجا تبعیت از یک قاعده یا فرمان موضوعیت می­یابد. انسان‌ها در تبعیت از قواعد و فرمانها آزادند. به این معنا نوع خاصی از دگرخواهی­ها یعنی؛ دگرخواهی­های مبتنی بر هنجارها را می­توان اخلاقی نامید»(توگندهت، 1387: 96)تعداد صفحه :316قیمت : 14000تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09309714541 (فقط پیامک)        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  -- --

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید