گرایش مدیریت توسعه : پایان نامه ارشد رشته علوم اجتماعی درباره عملکرد دهیاری ها

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد – دانشگاه تهران

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی گرایش مدیریت توسعه

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید متن کامل این پایان نامه اقدام نمائید.

 

دانشگاه تهران
دانشکده علوم اجتماعی

 ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریهای شهرستان بروجرد
    نگارش : *****استاد راهنما : دکتر مهدی طالباستاد مشاور : دکتر مصطفی ازکیا
 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشددررشته تحصیلی مدیریت توسعه 

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مقدمه

توسعه فرایندی است چند بعدی که بصورت همه‌جانبه و هماهنگ جامعه را به سمت شکوفایی و ترقی هدایت می‌کند. بی‌شک جامعه‌ای می‌تواند ادعای توسعه یافتگی داشته باشد که همه ابعاد و اجزاء آن بصورت هماهنگ حرکت کند. در این زمینه می‌توان به جوامع توسعه یافته در مقایسه با جوامع جهان سوم و توسعه نیافته اشاره کرد. بطوریکه در جوامع نوع اول توسعه‌ای همه جانبه بوقوع پیوسته است و همه ابعاد این جوامع بطور موزون و هماهنگ با هم در حال حرکتند. هرچند که در مواقعی نیز دچار ناهمگونی و ناموزونی شده‌اند اما این ناهمگونی و ناموزونی کارکردی در مقابل دیگر نتایج مثبت توسعه کمتر به چشم می‌آید. برخلاف آن در جوامع در حال توسعه شاهد توسعه‌ای ناموزون، ناهماهنگ و تک‌بعدی هستیم که نه تنها مشکلات را کم نکرده بلکه بر مسایل و مشکلات این جوامع افزوده است.

یکی از عرصه‌های ناهماهنگی و ناموزونی رشد و توسعه در کشورهای جهان سوم، نابرابری و شکاف میان شهر و روستاست که این دو را از نظر دستیابی به امکانات، خدمات، تسهیلات و شاخص‌های توسعه یافتگی در مقابل یکدیگر قرار داده است، بطوریکه شهرها دارای امکانات و خدمات فراوان و روستاها دارای امکانات و خدمات بسیار کمی هستند که البته این به معنی توسعه‌یافتگی شهرها نیست ولی در شهرها سطح زندگی و رفاه بسیار بالاتری از روستاها دارند. با توجه به چنین وضعیتی اهمیت و ضرورت توسعه روستایی برای نجات روستاها و کاهش مشکلات شهرها بیش از پیش نمایان می‌شود.

و اما توسعه روستایی خود دارای ابعاد مختلفی است که توجه همه جانبه به این ابعاد می‌تواند روستاها را از وضعیت فعلی خود نجات دهد. یکی از مهمترین ابعاد توسعه روستایی و شاید بتوان گفت مهمترین بعد آن مساله مدیریت روستایی است که نقش بسیار مهم در هماهنگی فعالیتهای توسعه روستایی برعهده دارد. مدیریت روستایی با مدیریت شهری تفاوتهای زیادی دارد چرا که شهر و روستا دو محیط مختلف هستند. به همین دلیل نمی‌توان اصول و قوانین مدیریت کلاسیک شهری یا سازمانی را برای روستا به اجرا درآورد.

مدیریت را می‌توان چنین تعریف کرد: «مدیریت، فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می‌گیرد. (رضائیان، 1380، ص6)

«تعریف مذکور، پنج قضیه اساسی ذیل را که زیربنای مفاهیم کلی نظری و عملی (فنی) مدیریت است دربر دارد: 1ـ مدیریت یک فرایند است.2ـ مفهوم نهفته مدیریت،هدایت تشکیلات انسانی است. 3ـ مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد. 4ـ مدیریت کارا، به تخصیص و مصرف مدبرانه منابع می‌گویند. 5ـ مدیریت بر فعالیتهای هدفدار، تمرکز دارد.» (همان ، ص 7)

«بخشی از دانش مدیریت را می‌توان از طریق آموزش فراگرفت و بخش دیگر را ضمن کار باید آموخت و در واقع بخشی را که با آموزش فراگرفته می‌شود، علم مدیریت و بخشی را که موجب به کار بستن اندوخته‌ها در شرایط گوناگون می‌شود، هنر مدیریت می‌نامند. اساساً دو روش برای یادگیری دانش مدیریت وجود دارد: اول، از طریق آموزش و دوم، ضمن انجام کار. البته می‌توان ترکیبی از دو روش فوق را نیز به کار برد.» (همان ، ص 8)

اهمیت مساله مدیریت در جوامع مختلف بر هیچ کس پوشیده نیست، چرا که امکانات و منابع موجود محدود است و برای استفاده درست و بهینه از این امکانات محدود داشتن مدیریتی دانا و توانا از ضروریات است.

متأسفانه در کشورهای جهان سوم از جمله ایران، به مدیریت علمی اهمیت کمی داده می‌شود و به علت تمرکز تصمیم‌گیریها در مرکز، مدیریتهای منطقه‌ای و محلی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. هرچند که بعد از انقلاب اسلامی بیشتر به مناطق محروم و دورافتاده توجه شده است ولی شدت، وسعت و تنوع محرومیت‌ها به حدی زیاد است که نیازمند مدیریتی بسیار کارآمدتر و آشناتر با مسایل و مشکلات خاص هر منطقه است و این امر تنها از عهده مدیریتهای محلی و منطقه‌ای برمی‌آید.

نتیجه چنین روندی عدم رشد و توسعه مناطق مختلف است. این روند که در مورد استانها، شهرستانها و شهرهای مختلف اعمال می‌شود در مورد روستاها با قوت و شدت بیشتری اعمال می‌گردد، چرا که روستائیان، مظلوم‌ترین قشر این جوامع هستند و چون همیشه از بیرون و بدون آگاهی و شناخت لازم برای آنها تصمیم‌گیری شده است، اکثر این تصمیات یا نادرست بوده و یا در اجرا با مشکل مواجه شده، دچار شکست شده‌اند.دلایل اصلی این شکستها نیز عدم جلب مشارکت واقعی مردم، عدم شناخت نیازهای روستاییان و همچنین عدم درک امکانات و تواناییهای روستا و روستائیان است.

ولی هیچ عاملی در عدم موفقیت برنامه‌های توسعه روستایی مهمتر از عدم درک صحیح از مدیریت روستایی و ویژگیهای آن و همچنین تفاوت میان شهر و روستا و در نتیجه تفاوت در نحوه اداره آنها نیست. «روستا واحدی طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی می‌باشد که به لحاظ اداری نیز به عنوان کوچکترین واحد در تقسیمات اداری و سیاسی به حساب می‌آید. محدودیت جمعیت و امکانات اقتصادی و… روستاها از گذشته‌های دور، مدیریت آنرا به صورت یکپارچه مطرح کرده است.» (طالب، 1376، ص 75)

ارائه تعریف دقیقی از مدیریت روستایی کار بسیار مشکلی است چرا که بر سر تعریف آن توافق کلی وجود ندارد. این دشواری ناشی از عوامل مختلفی است. دکتر طالب در این زمینه چنین می‌گوید: «دشواری مفهوم مدیریت روستایی ناشی از تفاوت نظرگاههای سازمانهای اداری و اجرایی از یک طرف و درهم تنیدگی ابعاد مختلف حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه روستایی از طرف دیگر است. مدیریت روستایی از لحاظ کالبدی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مفاهیم متفاوتی را از دیدگاه متولیان مربوط مطرح می‌کند.» (همان ، ص 101)

مسئله مدیریت روستایی از مقولاتی است که کمتر مورد توجه محققان قرار می‌گیرد ولی نقشی بسیار مهم و حیاتی در هدایت و توسعه روستاها برعهده دارد. این شاخصه از مدیریت به دلایل مختلفی کمتر مورد علاقه محققان دانشگاهی است. رابرت چمبرز در این زمینه چنین می‌گوید: «تعداد معدودی از دانشگاهیان، مدیریت روستایی را از نظر مسئولیت‌ ذهنی و فکری مهیج می‌بینند و یا آن را واجد حوزه‌هایی که در آن به تحقیق کاربردی بتوان دست زد می‌دانند، کارگزاران روستایی هنوز راه طولانی در پیش دارند تا بتوانند تشخیص دهند که چگونه مدیریت می‌تواند در خدمت توسعه روستایی باشد.» (چمبرز، 1376، ص 230)

مدیریت روستایی در ایران دارای سابقه‌ای طولانی می‌باشد. این مدیریت با توجه به کوچک بودن دهات و همچنین وابستگی فعالیتهای مختلف روستایی به یکدیگر دارای ویژگیهایی است که بی‌توجهی به این ویژگیها و همسان دانستن آن با مدیریت شهری مشکلات فراوانی را برای روستاهای کشور ایجاد کرده است و به علت عدم تطبیق این مدیریت با روستاهای کشور جلوی پیشرفت و آبادانی آنها گرفته شده  و در مواردی حتی موجب نابودی روستاهای آباد شده است.

با توجه به نکات ذکر شده و همچنین فعالیت چند ساله دهیاریها، ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها و شناخت موانع و مشکلات آنها امری بسیار حیاتی است که می‌تواند در رشد و بالندگی دهیاریها و به تبع آن روستاهای ما نقشی مهم بازی کند. به همین دلیل در این تحقیق تلاش می‌شود مطالعه‌ای در زمینه اثربخشی عملکرد دهیاریها در بُعد مدیریت امور عمومی روستاها و بر مبنای وظایف محوله به آنان صورت گیرد و علاوه بر ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها، مشکلات آنان نیز از نظر مردم ، اعضای شورا و دهیاران بررسی شود.

 

1-1- بیان مسئله

مدیریت روستایی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد چرا که روستا و روستایی در این سرزمین از قدیم‌الایام وجود داشته است. «در دوره‌هایی که روستاها به صورت اقطاع و تیول مورد بهره‌برداری بوده‌اند تا زمانهایی که به صورت خالصه یا بزرگ مالکی و خرده مالکی اداره می‌شده‌اند، امور مختلف روستا به صورت ادغام شده و یک پارچه مطرح بوده و فرد یا افرادی (مالک، مباشر، نماینده) که نقش مدیر را داشته‌اند، در رابطه با مقامات حکومتی بوده‌اند. روستاها همواره، خراج‌گذار دولت بوده و به صورت یک مجموعه محسوب می‌شده‌اند. مالک ده نیز اداره امور اجتماعی اقتصادی و سیاسی ده را در دست داشته است. اداره کل زراعت، دامداری، باغداری در سطوح مختلف و بر مبنای نسق، تأمین آب و نگهداری آن، مسائل حفاظتی و حمایت در مقابل عوامل نامساعد طبیعی و امنیتی، مسائل اجتماعی درون روستا و ارتباط روستا با دنیای خارج از روستا و… جملگی تحت مدیریت مالک (به طور اعم) بود و جهت تنظیم و تنسیق امور مختلف افرادی در سطح روستا و عمدتاً از خود روستائیان توسط مالک منصوب می‌گردید. (طالب، 1376، ص 75)

«کدخدا فردی روستایی بود، منتصب مالک و مورد حمایت وی و مجری نظرات مالک که رابط مالک و روستایی بود، مدیریت عملی ده را کدخدا با بهره‌گیری از همکاری دشتبان، داروغه، سرجفت‌ها، سربنه‌ها، سالارها و… برعهده داشت. بعد از مشروطیت با عنایت به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روستاها، در دوره اول مجلس در قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام، اداره امور ده را به کدخدا واگذار کرده و ده را به صورت یک دایره حکومتی و در پائین‌ترین رده تشکیلات حکومتی ملاحظه نمودند. هرچه از صدر مشروطیت دور می‌شویم و به سالهای دهه 1340 و دوره انجام اصلاحات ارضی نزدیک می‌شویم، ملاحظه می‌گردد نقش مالک در تعیین و نصب کدخدا یا دهبان (اصطلاحی که پس از اصلاحات ارضی متداول گردید) کاهش یافته و دولت نقش بارزتری پیدا می‌کند. اصولاً یکی از اهداف انجام اصلاحات ارضی را «دولتی کردن» روستا ذکر کرده‌اند.» (همان ، ص 76)

«انجام اصلاحات ارضی که قبل از هرچیز درصدد حذف قدرت سیاسی مالکین بود موجب گردید که ساخت مدیریت روستا آسیب جدی ببیند. در این دوره ظاهراً مردم منشأ قدرت و تعیین کدخدا و مباشر امور روستا شدند. ولی نفوذ مالکین که جز در مرحله اول اصلاحات ا رضی مورد حمله جدی قرار نگرفت از یک طرف و ورود دولت به روستا از طرف دیگر هیچگاه عملاً این باور را به روستائیان نداد که اداره امور خود را خود در دست دارند.در این دوره منشأ قدرت در روستا دولت است و مالکین با نفوذ خود در دولت و استفاده از ایادی خود در روستاها، از طریق مقامات دولتی اعمال نفوذ می‌کنند. کدخداها معمولاً همانهایی هستند که قبلاً بوده‌اند زیرا علاوه بر وجود حالت کم و بیش موروثی، ارتباط کدخدا با مقامات اداری، قابلیت‌ها و شایستگی‌های لازم را از نظر مقامات اداری برای تداوم فعالیت خود داشتند و در کمتر موردی تعویض شدند.» (طالب ، 1376 ، ص 85) به این ترتیب با فروپاشی قدرت سیاسی مالکین، دولت جایگزین آنها در روستا شد چرا که مردم روستا آمادگی و توانایی لازم برای اداره روستا را نداشته و نهادهای مناسبی نیز برای اعمال قدرت سیاسی مردم در روستا وجود نداشت.

«با فروپاشی حکومت پهلوی در سال 1357، سیستم مدیریت روستایی از جمله انجمنهای ده، سپاهیان بهداشت، دانش و ترویج و آبادانی، هریک به نحوی منحل گردید و شیرازه ارتباط دولت با روستاها از هم گسیخت.برای پر کردن این خلا و عمران و آبادانی روستاها در تابستان 1358 جهاد سازندگی وارد روستا شد و شورای اسلامی روستایی را تشکیل داد. قانون تشکیلات شورای اسلامی کشور در سال 1361 به تصویب رسید و قانون مزبور به این شوراها رسمیت بخشید و تشکیل آنها را برعهده جهاد سازندگی گذاشت. اعضاء شورای اسلامی ده برحسب جمعیت روستا از 5 تا 7 نفر متغیر بود و اعضای آن به طور مستقیم و با رأی مردم برای دوسال انتخاب می‌شدند. این قانون در سال 1365 اصلاح گردید و طول دوره شورا به چهار سال افزایش یافت. شوراهای اسلامی روستایی برخلاف سایر شوراهای مذکور در قانون فوق تشکیل شدند و تا انتخابات جدید شوراها در سال 1377 ادامه یافتند. در سال 1375، قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور به تصویب مجلس رسید یکی از ابتکارات این قانون تعریف یک مقام اجرایی به نام دهیار در هر روستا است که وظیفه اجرای مصوبات شورای اسلامی روستا را برعهده دارد. براساس این قانون دهیار با انتخاب شورای اسلامی روستا و حکم بخشدار تعیین می‌شود. بر طبق این قانون تعداد اعضای شورای اسلامی روستاهای تا 1500 نفر جمعیت 3 نفر و روستاهای بیش از 1500 نفر جمعیت و بخش 5 نفر خواهد بود.» (ماهنامه جهاد، 1383، ص 90 و 89)

جایگاه شورا در مدیریت روستایی جایگاهی اجرایی نیست بلکه وظیفه آن تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، سازماندهی و هماهنگی امور است. شورا برای دستیابی به چنین اهدافی تشکیل شده است و هدف اصلی ان پیشبرد سریع و کارآمد برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور روستا است. درکنار این وظایف تعیین دهیار و نظارت بر کار دهیار را نیز برعهده دارد.

هرچند در قانون مذکور و آئین‌نامه اجرایی آن انتخاب فردی به عنوان دهیار توسط شورای اسلامی به عنوان یکی از وظایف شورا آمده بود و براساس آن در بسیاری از روستاهای کشور دهیاران انتخاب و منصوب گردیدند، ولی به دلایل مختلف از جمله عدم پیش‌بینی قوانین استخدامی، مالی، تشکیلات و سازمان مناسب دهیاری، و نبود منابع درآمدی پایدار در روستاها، عملاً از نظر اجرایی، ایجاد دهیاری در اغلب روستاها، مسکوت باقی ماند. همین امر باعث شد در سال 1377 مجلس به پیشنهاد وزارت کشور «قانون تأسیس دهیاریهای خودکفا در روستاهای کشور» را به تصویب برساند. براساس این قانون دهیاریها به عنوان نهادهای عمومی غیردولتی و با شخصیت حقوقی مستقل و با درخواست روستائیان و مجوز وزارت کشور در هر روستا تشکیل می‌شوند. دهیاریها بطور کلی وظایفی مشابه شهرداری‌ها را در سطح روستا دارا هستند. با این تفاوت که تأسیس دهیاری در روستا به هیچ وجه مانعی برای اقدامات و کمک‌های دولت در جهت رسیدگی به عمران و آبادانی روستاهای مذکور نخواهد شد و با تأسیس دهیاری در هر روستا مدیریت امور عمومی روستا به دهیار سپرده می‌شود. (ماهنامه جهاد، 1383، ص 90 و 89)

دهیار مقامی اجرایی است که موظف به اجرای تصمیمات شوراست و نمی‌تواند مستقلاً در زمینه مسائل مختلف روستا تصمیم‌گیری کند. دهیار باید همکاری نزدیکی با شورا داشته باشد و در اصل بازوی اجرایی شورا باشد، به همین دلیل مطالعه چگونگی رابطه دهیار و شورا می‌تواند دارای اهمیت زیادی باشد.

با نگاهی اجمالی به مدیریت روستایی قبل از انقلاب اسلامی روند رشد و گسترش نفوذ دولت در روستاها و جایگزینی آن به جای مالکان قابل مشاهده است. مالکان همه امور روستا را تحت کنترل خود داشته و بنا به منافع خود تا حدود زیادی در امر مدیریت روستا موفق عمل می‌کردند. پس از جایگزینی دولت به جای مالکان در روستاها در اثر اصلاحات ارضی، نیروهای دولتی نتوانستند خلاء مدیریتی ناشی از عدم حضورمالک را پر کنند و از همین زمان مدیریت روستایی دچار کاستی و ضعف گردید در زمان مالکان و ایادی آنها مراد از مدیریت روستایی اداره کلی امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مالی و اداری روستاست که کلیه ابعاد روستا را شامل می‌شد. بعد از اصلاحات ارضی نیز مدیریت روستایی تا حدود زیادی همان ابعاد چندگانه مدیریتی را دربرمی‌گیرد که البته با ضعف و ناتوانی در اداره امور همراه است.

در زمان حاضر چون سازمانها و ادارات دخیل در مدیریت روستاها زیاد شده‌اند نمی‌توان به راحتی مدیریت روستایی و ابعاد آن را مشخص کرد چرا که هر نهاد یا سازمانی خود را متولی بخشی از مدیریت روستا می‌داند اما در حوزه عملکرد دهیاری مراد از مدیریت روستایی اداره امور عمومی روستا باابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی، اداری و… است.

«دهیارها به عنوان سازمانهای عمومی غیردولتی که اداره امور محلی را با نظارت روستائیان از طریق شوراهای اسلامی روستا به انجام می‌رسانند، در حوزه و عرصه «امور عمومی» و «خدمات عمومی» وظیفه‌مند هستند. در تعاریفی که از امور عمومی صورت می‌گیرد، فعالیت‌هایی چون بهبود و نظافت محیط، حفظ و نگهداری و بهره‌برداری از زیرساختها (آب، برق، گاز، تلفن)، فضای سبز محلی، آتش نشانی، امور بهداشتی و آموزشی و فرهنگی و… را شامل می‌شود.» (دهیاریها ، 1382 ،  شماره 1، ص 1)

ذکر یک نکته در اینجا ضروری به نظر می‌رسد و آن نکته این است که اداره امور عمومی روستا با توسعه یکپارچه روستایی متفاوت است چرا که توسعه یکپارچه ابعادی به مراتب بیشتر و وسیعتر را نسبت به اداره امور عمومی روستا دربرمی‌گیرد و اداره امور عمومی خود جزئی از توسعه یکپارچه به شمار می‌رود. توسعه یکپارچه روستایی دارای ابعاد مختلفی همچون توسعه اقتصادی، توسعه کشاورزی، حل مشکل اشتغال روستایی و غیره است که مفهومی به مراتب وسیعتر و همه‌جانبه‌تر از اداره امور عمومی روستاست.

با توجه به نکات ذکر شده هدف اصلی این تحقیق ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در زمینه اداره امور عمومی روستاست که بر مبنای وظایفی که در قانون برای آنها تعیین شده است به انجام می‌رسد.

 

1-2- اهمیت و ضرورت مسئله

بی‌شک برای افزایش بهره‌وری، بازده و کارایی هر سیستم اجتماعی ـ اقتصادی و تسهیل امور و حل سریع مشکلات داشتن مدیریتی قوی، با تدبیر و توانمند ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. روستا نیز به عنوان یک مجموعه اجتماعی ـ اقتصادی با ابعادی پیچیده و مرتبط با هم نیازمند مدیریتی توانا، دردآشنا و آگاه به مسائل روستایی برای حل آنها می‌باشد تا بتواند به حیات خود ادامه داده، بر مشکلات غلبه کرده و به رشد و بالندگی خود ادامه دهد.

در صورت فقدان مدیریتی کارآمد و توانا در روستا مسایل مهمی همچون مسئله مشارکت روستاییان در طرحهای عمرانی و خدماتی، مراقبت از اماکن عمومی تأسیس شده در روستا و کمکهای مالی روستاییان به طرحهای روستایی دچار وقفه و رکود شده و نوعی بلاتکلیفی و بی‌برنامگی در روستاها بوجود خواهد آمد. از طرفی مسئله ارتباط روستائیان با نهادها و ادارات دولتی و اداره امور عمومی روستا لاینحل باقی خواهد ماند و کسی مسئولیت اینچنین اموری را نخواهد پذیرفت.

با توجه به چنین کارکردهای مهمی که مدیریت روستایی به رهبری شورای اسلامی و همکاری اجرایی دهیار برعهده دارد بی‌توجهی به آن عواقب بسیار سنگینی برای روستاها و به تبع آن کشور در پی خواهد داشت. به همین منظور توجه به عملکرد دهیاریها در زمینه مدیریت روستایی و بررسی میزان موفقیت و عدم موفقیت آنها دارای اهمیت و اولویتی بسیار ضروری است، چرا که می‌تواند راهگشای بسیاری از مسایل و مشکلات روستاییان بوده و همچنین با نشان دادن مشکلات و تنگناهای دهیاریها به آنها و همچنین مسئولین مربوطه، گام مهمی در جهت رفع نواقص و مشکلات این نهاد نوپا بردارد. البته توسعه یکپارچه روستایی و پیشرفت همه جانبه روستا از عهده و توان شورا و دهیار خارج است و با توجه به امکانات و اختیاراتی که دارند نمی‌توانند همه ابعاد توسعه را در روستا پیاده نمایند. به همین دلیل نمی‌توان انتظار و توقعی بالاتر از حد توانشان از آنها داشت.

چنین مطالعاتی دارای ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است چرا که اداره امور عمومی روستا نقش بسیار مهمی در جلوگیری از تخلیه روستاها، نابودی اماکن عمومی روستا و رشد مهاجرت و به تبع آن شلوغی و ازدحام شهرها خواهد داشت و این خود می‌تواند زمینه‌ساز رشد وتوسعه شهر و روستا را فراهم سازد. البته در مناطق روستایی مسائل مهمی نیز همچون رشد اقتصادی و کشاورزی، اشتغال، توسعه اجتماعی و فرهنگی و… نیز وجود دارد که در صورت بی‌توجهی به آنها تمامی زحمات دهیار در زمینه اداره امور عمومی روستا و مدیریت روستایی به هدر رفته و اصولاً در آینده روستایی وجود نخواهد داشت که به مدیریت روستایی نیاز داشته باشد چرا که تمامی روستاییان به شهرها مهاجرت کرده و روستاها خالی از سکنه خواهند شد.

 

 

1-3- اهداف تحقیق

الف) هدف کلی:

ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در حوزه امور عمومی روستا بر مبنای وظایف محوله به آنها.

ب) اهداف جزئی:

ـ ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در بعد بهداشتی ـ زیست محیطی روستا.

ـ ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در بعد اجتماعی روستا.

ـ ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در بعد اقتصادی ـ عمرانی روستا.

ـ ارزیابی اثربخشی عملکرد دهیاریها در بعد سیاسی ـ انتظامی روستا.

ـ ارزیابی میزان همکاری دهیار با شورا در زمینه اجرای درست و کامل تصمیمات شورا.

ـ بررسی مسائل و مشکلات دهیاریها.

این اهداف با توجه به وظایف واگذار شده به دهیاری در قانون و استفاده از رویکرد هدف در زمینه اثربخشی سازمانها تعیین شده اند.

 

1-4- سوالات اساسی تحقیق

ـ  اثربخشی عملکرد دهیاریها از نظر مردم، شورا و دهیار از آغاز فعالیتشان تاکنون چگونه بوده است؟

ـ دهیار به چه میزان به اجرای تصمیمات و نظرات شورا پایبند است؟

ـ چه مسائل و مشکلاتی بر سر راه دهیاریها وجود دارد؟

برای دیدن فهرست این پایان نامه می توانید اینجا کلیک کنید

 

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه : 174

قیمت : چهارده هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نشان داده می شود

و به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        09124404335        info@arshadha.ir

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شماره کارت :  6037997263131360 بانک ملی به نام محمد علی رودسرابی

11

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید